
لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
مکتب عرفان، یگانهراه شناخت حقیقت ولایت
1) اولیا، زبان گویای امام علیه السلام! 2) اهمّیت بصیرت و صفای دل در مسیر الهی. 3) مأموریت پیغمبر براساس شاکلۀ افراد. 4) خطر علمای کتابی برای عوام الناس! 5) ضرر مطرح کردن مسائل ظهور برای سالک!
لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
9آب کی نوشم من از مرداب یونان و فرنگ *** تا نصیب من ز قرآن آب حیوان کردهاند1 در اینجا آب، آبِ حیوان است؛ آب حیات است؛ آبی است که خضر نوشیده است و بزرگان از اولیا آمدهاند و در این وادی غوطه خوردهاند و بیرون آمدهاند! اعتنا و اتّکای بر مسائل ظاهر، برای ما غیر از اتلاف وقت و عبث و بیهودگیِ عمر نتیجهای به بار نخواهد آورد!
لذا اگر ما در کارها و رفتار این بزرگان نگاه کنیم میبینیم که برداشت اینها چه بوده است! حضرت حداد در این ماه رمضان چهکار میکرده و چه مقاماتی را طی میکرده است و اصلاً اینها در چه موقعیتی بودهاند؟!
حضرت آقا سابقاً میفرمودند ـ ظاهراً این مطلب را در کتابشان هم ذکر کردهاند ـ:
بعد از اینکه ماه رمضان تمام میشد، حضرت حداد به شکرانۀ عیدیای که خدا نصیب کرده است و این ماه رمضان را برای ما قرار داده است، یک زیارت دوره انجام میدادند؛ بهسمت نجف برای زیارت امیرالمؤمنین حرکت میکردند و بعد قاسم و بعد هم سایر امامزادگان و سپس به کاظمین میآمدند و حرم حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام و امام جواد علیه السلام را زیارت میکردند و بعد بهسمت سامرا برای زیارت عسگریین میرفتند و بعد بهسمت حضرت سید محمد میرفتند و به کربلا برمیگشتند و این زیارت دوره را انجام میدادند.2
آنها در چه مقاماتی هستند و چه مسائلی را درک میکنند و مردم در کجا هستند! اصلاً مگر مردم این مطالب را میفهمند و اصلاً مگر شعور آنها به این مطالب میرسد؟!
یک روز من با یکی از همین بزرگانی که اهل قلم است و تقریباً میتوان گفت که در مباحث نظری و نقلی جزء افراد شاخص زمان فعلی ما است، صحبت میکردم. روزهای آخر ماه رمضان بود و او از ضعف و غلبۀ روزه ناله داشت. میگفت: «کمکم داریم به دعای ”اللَهمّ غَشِّنی“ نزدیک میشویم و دیگر داریم غَش میکنیم و میافتیم!»
خب تمام مدرکات این بنده خدا همین است که این ماه رمضان تمام بشود و بعد بهسراغ مسائل گذشته و روزمرّه برود؛ اما آن حضرت حداد عید میگیرد که این ماه رمضان را با موفّقیت و با ادراک آن مقامات تمام کرده است و زیارت دوره شروع میکند! حالا اصلاً عقل ما نمیتواند به آنجا برسد که آنها چه میکردند و واقعاً در کجا سیر میکردند! تنها کاری که ما میتوانیم انجام بدهیم این است که از خدا بخواهیم این پردههای جهل و این مسائلی را که باعث شده است آن حقیقت ولایت در خفا و در عماء بماند و چشم ما بهجای توجه به باطن فقط ظاهری را ببیند، کنار بزند و ما را از این مسائل ظاهر گذر بدهد و حقیقت ولایت را برای ما جلوهگر کند که با جلوهگری آن ولایت، دیگر چشم ما به جایی و به مظهری و به آنچه مردم با آنها دست به گریبان هستند نظر ندارد!
- مجموعه دیوان الهی، مهدی الهی قمشهای، ج ٢، ص ٤١٤، غزل دکتر و شیخ و صوفی.
- رجوع شود به روح مجرد، ص ٣٣.
