
تحققبخشی امام زمان به حقیقت الله اکبر
نیمه شعبان 1409
در این گفتار مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سره) به بیان حقیقت معنای توحید در شرایع مختلف الهی میپردازد. آیةالله طهرانی پس از بیان وجوه اشتراک انبیاء در مراتب سهگانه عصمت، به اختلاف آنها در کیفیت تلقی توحید اشاره میکند. ایشان در ادامه به بیان حقیقت معنای لا اله الا الله و مقایسه آن با کلمه شریفه الله اکبر پرداخته و وجه برتری دین اسلام را بر سایر ادیان الهی در کیفیت تلقی توحید در نفس رسول الله میداند. در انتها با اشاره به حقیقت معنای انتظار و ظهور به وظایف منتظران در زمان غیبت اشاره مینماید و بصیرتافزایی را از مهمترین نکات در دوران غیبت به شمار میآورد.
تحققبخشی امام زمان به حقیقت الله اکبر
5امکان خطا و اشتباه در رفتار پیامبران
اما اینکه آیا خود آنها در مقامات عِلوی و در غیر از عالم ناسوت و در عوالم دیگر، عوالم نفسانی دچار اشتباه و خطا نشوند محلّ تامّل است. آنچه که برای یک نبیّ لازم است این است که فقط احکام الهی را که به مردم بیان میکند ابداً دچار اشتباه و تردید نباید باشد. اگر دچار اشتباه بشود با بقیّه چه فرق میکند؟ ولی اینکه ـ خود آنها در مقامات دیگر ـ حالات آنها کاملاً حالات عصمت [باشد] و عیناً آنچه که واقعیّت است در نفس آنها تجلّی کند، دارای مراتب مختلفی هستند.
حکایت زود قضاوت کردن حضرت داود
در آیه شریفه درباره قضیّه حضرت داود داریم:
﴿وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُاْ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ﴾1 امتحانی در اینجا خدا برای حضرت داود پیش آورد، خواست به حضرت داود بگوید مسئله اینطور که تو خیال میکنی نیست، از اینها بالاتر است.
امتحانی برای حضرت داود پیش آورد ﴿وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُاْ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ﴾ آیا خبرش به تو رسیده آنهایی که پیش حضرت داود آمدند، چه کسانی بودند؟
قضیّه از این قرار است که حضرت داود در آن محراب عبادت نماز میخواند، عبادت میکرد، بعد از آن دیوار مقابل دو نفر پیش حضرت داود بالا آمدند.
﴿فَفَزِعَ مِنۡهُمۡ﴾ فوری از اینها ترسید. این مسئله اول که در اینجا قابل توجه است که حضرت داود چرا از آنها میترسید؟ ﴿قَالُواْ لَا تَخَفۡ خَصۡمَانِ بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾2 [گفتند نترس] ما دو دسته هستیم، دو نفر هستیم، دو گروه هستیم که بعضی از ما بر دیگری ظلم و ستم کرده است. حضرت داود گفت قضیّه چیست؟ یکی از آنها گفت: ﴿إِنَّ هٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ﴾ ـ خودش را به مظلومیّت زد ـ گفت: این برادر من 99 تا گوسفند دارد ﴿وَ لِيَ نَعۡجَةٞ وٰحِدَةٞ﴾ من هم یکی بیشتر ندارم. ﴿فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ﴾3 این برادر من به من میگوید این یکی را هم به من بده، صد تا بشود؛ دست تو چیزی نباشد.
- سوره ص (38) آیه 21.
- سوره ص (38) آیه 22.
- سوره ص (38) آیه 23.
