اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن

عبادت در مکتب عرفان و دیگر مکاتب

0
جلسات

کیفیت و چگونگی عبادت در نزد اولیاء الهی موضوعی است که حضرت آیة‌اللّه سیّد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با استفاده از حکایات لطیف و تحلیل‌های دقیق عرفانی، به تبيين آن می‌پردازند. محور سخنرانی حضرت استاد، حالات خاص امام صادق علیه‌السلام و مرحوم آقای حداد در نماز و تلاوت قرآن است. ایشان با شرحی دقیق نشان می‌دهند که چگونه حضور قلب در عبادات می‌تواند انسان را به مقامی برساند که گوینده و شنونده یکی می‌شود و الفاظ الهی با جان مخاطب در می‌آمیزد. حضرت استاد هم‌چنین با مقایسه‌ میان نگاه عارفانه به عبادت و رویکردهای غیرعرفانی، تفاوت عظیم میان «عبادت آگاهانه» و «عبادت غیرآگاهانه» را روشن می‌سازد. ایشان همچنین ضمن یادآوری موانع ذهنی و خواطر نفسانی که در نماز پدیدار می‌شوند، راهکارهایی عرفانی برای دفع آن‌ها و رسیدن به حضور قلب هنگام نماز را ارائه می‌کند.

حالات اولیاء الهی هنگام نماز و تلاوت قرآن

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرّحمٰنِ الرّحیم

  • الحمد لله رب العالمین

  • و صلّی الله عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم محمّدٍ

  • و علی آله الطّیبین الطّاهرین

  • و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ

  •  

  •  

  • فایده استماع نصیحت در سیر و سلوک

  • سابق از مرحوم آقا می‌شنیدیم ـ تا این اواخر هم بود ـ ایشان می‌گفتند:

  • دلم می‌خواهد بنشینم بعد افراد صحبت کنند، نصیحت کنند و من گوش بدهم؛ دلم می‌خواهد بنشینم گوش بدهم و چقدر بهره می‌برم!

  • این مسئله برای ما خیلی قابل درک نبود، اگر قرار بر رسیدن به معانی و حقایق هست، خب این بزرگان اولیٰ هستند؛ چون اینها به آن واقع و حقیقت رسیده‌اند؛ اما ما به الفاظی و لفاظی و دفتر و دستک و این مسائل، چیزهایی سرهم می‌کنیم.

  • الآن می‌بینم مثل اینکه حرف ایشان خیلی بی‌حساب هم نبود؛ چون دیگر خودم دلم می‌خواهد فقط بنشینم و مستمع باشم، جدی می‌گویم! اصلاً حال من دیگر این‌طور است. فقط مستمع باشم و روی آن مطالبی که خب به نظر ما می‌رسد فکر کنیم. گاهی اوقات می‌شود مثلاً در قم همین مجالس که هست و همین رفقا که صحبت می‌کنند، گاهی اوقات بعضی از مطالبشان ـ حتی یک روز ـ فکر من را می‌گیرد، با آن مشغول هستم، و آن را در جهات مختلف ارزیابی می‌کنم، و گاهی اوقات می‌بینم عجب، چه مطلب بدیعی به نظر آنها رسیده که به نظر من اصلاً نمی‌رسید یا نسبتاً نرسیده است.

  • بعد[از این مطلب]، الآن احساس می‌کنم که شاید منظور آقا این بوده که مثلاً این صحبتی که شخص می‌کند خب آن حقیقت و معنا در نفس و در ذهن می‌آید و او این را می‌پروراند، سبک سنگین می‌کند، بعد این را با زبان یا با قلم از نفسش اخراج و اظهار می‌کند، از نفسش این را اخراج می‌کند. ولی در مقام استماع دیگر انسان این را از خودش تجزیه و تحلیل نمی‌کند، آن مطالبی که به نظر می‌رسد همان مطالب در ذهن می‌آید، همان مطالب می‌آید و انسان دیگر خودش آن مسئله و مطلب را دستکاری نمی‌کند و این خیلی فرق می‌کند!