اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)

0
جلسات

بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 14 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر اراک

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)

12
  • ولی ما زیاد دیده‌ایم افرادی كه خلاصه این‌ها به یك همچنین مطالبی افتادند، در زمان مرحوم آقا دیدیم، در زمان مرحوم آقای انصاری من كوچك بودم ولی در همان موقع در سنّ طفولیتم مسائلی را مشاهده می‌كردم، در زمان آقای حدّاد همین‌طور؛ و از آن طرف هم این بزرگان اولیاء خدا بودند، و غیرت خدا اجازه نمی‌دهد كه یك شخصی بیاید و در آن حریم وارد بشود و در پشت سر آن ولی خدا قرار بگیرد و بعد هم هركاری می‌خواهد بكند. یك دفعه، دو دفعه، یك ماه، سه ماه، شش ماه، اما تا آخر كه این‌طور نیست. یك دفعه یك قضایایی پیش می‌آید كه خودبه‌خود این فاصله می‌گیرد و این غیرت خداست! یعنی غیرت خدا نمی‌گذارد كه این جریان یك جریان ممتدی باشد. الحمدلله یك همچنین مسئله‌ای را آن كه مربوط به اولیاء خدا بود الحمدلله من از آنجایی كه مشاهده می‌كنم، اگر خودمان‌ هم هزار ناخالصی داشته باشیم، اما رفقایی كه در دور هم هستند و اجتماع دارند، رفقا الحمدلله رفقای خوبی هستند، رفقای دردمندی هستند، رفقایی هستند كه دنبال درمان می‌گردند، هیئت‌وار به این جریان نگاه نمی‌كنند، به طور عادی نگاه نمی‌كنند. لذا همیشه این مسئله در ذهن من هست، كه اصلا این سیستم و این جریان ارتباطی به من ندارد، خودش حذف می‌كند! خود این سیستم، خود این جریان حذف می‌كند، خودش بیرون می‌كند، خودش داخل می‌كند، خودش خارج می‌كند، خودش این مسئله را وارد می‌كند؛ من بخواهم یا نخواهم، خودم حتی اگر بخواهم یا نخواهم. ﴿إِنَّكَ لَا تَهۡدِي مَنۡ أَحۡبَبۡتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ﴾1 كاملا خدا نشان می‌دهد، خیال نكن هركه را كه دوست داری می‌توانی وارد كنی، هركه دوست نداری خارج می‌كنی. خارج كردن و وارد كردن دست تو نیست، دست ماست. این را من در این نظام، در این جریان ارتباط رفقای خود من مشاهده می‌كنم. یكدفعه نگاه می‌كنم می‌بینم این خلاصه نیاز به تذكر دارد، هرچه زودتر باید به او تذكر داد. در كنایه می‌گوییم، می‌بینیم نگرفت. دوباره كنایه را بیشتر می‌كنیم، می‌بینیم نگرفت. كنایه را تبدیل به اشاره می‌كنیم، می‌بینیم نگرفت. اشاره را تبدیل به تصریح می‌كنیم، باز می‌بینیم نگرفت. یك مدت می‌گذرد، می‌بینم هان! حالا وقتش است كه ... چقدر دیگر تصریح؟! حالا دیگر كار ما تمام است و ما تكلیف‌مان را انجام دادیم و می‌نشینیم كنار؛ حالا منتظر می‌مانیم. ما كه تكلیف را انجام دادیم، حالا ببینیم بقیه این جریان و این پروژه چطوری می‌گذرد. یك‌دفعه: عجب! یك قضیه پیش آمد، حرف‌ها شروع شد، لحن حرف‌ها عوض شد ...

    1. سوره القصص (٢٨) آيه ٥٦