اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)

0
جلسات

بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 14 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر اراک

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)

14
  • ما كه بابا كجای كاریم آن اولیاء، آن ائمه، خود پیغمبر وقتی كه آیات را برای مردم می‌خواند اول تن خودش می‌لرزید. آن‌وقت خیال می‌كنیم پیغمبر نشسته آن بالا و جبرائیل هم از آن بالاتر بیاید پایین و به پیغمبر این آیه را القاء كند و بعد هم او به مردم بگوید ایها الناس این كار را بكنید و الّا خدا پدرتان را درمی‌آورد! خیال كردید؟ جبرئیل اینجاست، میكائیل هم دست چپم است، عزرائیل هم جلویم است ...

  • نه آقا این خبرها نیست! پیغمبر وقتی یك آیه‌ای را كه در مقام عبودیت است و افراد را در مقام ربوبیت ذلیل می‌كند، اول خودش از همه بیشتر ذلیل می‌شد. اول این آیه بر پیغمبر نازل می‌شد بعد بر مردم. منتها پیغمبر در عالم خودش، مردم هم در عالم خودشان. هركدام در عالم خودش. پیغمبر بیشتر از مردم به ذلّت و به عبودیت این خطابات قرار می‌گرفت.

  • نه آن پیغمبر است و دیگر كارش تمام است، آن دیگر مسئله‌ای نیست و این‌ها همه به خاطر این است كه به سر ما بخورد و ...

  • نه آقا این حرف‌ها نبود! این حرف‌ها را از پیش خودم نمی‌زنم ها! این حرف‌ها را پدرمان می‌زد، دارم نقل قول می‌كنم، حرف‌های ایشان است. ما همین‌طور خیال می‌كنیم ...

  • یك‌دفعه برای من شبهه، البته نه اینكه شبهه، یك چیزی پیدا شده بود، حالا، یك قضیه‌ای با ایشان. گفتند: آسیدمحسن! تو خیال می‌كنی این حرف‌هایی كه ما می‌زنیم این‌ها جدای از آن مسائل و از آن جنبه‌های نزول عالم امر است؟ همه این‌ها از یك جا دارد نشأت می‌گیرد، تو چرا به واسطه داری نگاه می‌كنی؟ چرا داری به واسطه نگاه می‌كنی؟ تو نگاه به آن اصل بكن، نگاه به آن حقیقت بكن.

  • روی این جهت، قضایا و مطالبی كه پیدا شده، صریحا خدمت رفقا بگویم: افرادی كه از جمع رفقا فاصله گرفته‌اند، از چهارچوب قوانین رفقا منحرف شدند خیلی صریح خدمتتان بگویم؛ شوخی نمی‌كنم از چهارچوب رفاقت منحرف شدند و كسی كه منحرف شده جایش اینجا نیست، بی‌بروبرگرد. و هر كسی كه در این چهارچوب قرار بگیرد ... خب مگر غیر از این است؟ ما مگر اینجا آمده‌ایم كه هیئت درست كنیم؟ پرچم درست بكنیم؟ بنر درست بكنیم این‌طرف و آن‌طرف بزنیم؟ در روزنامه پخش كنیم؟ برای این است مگر؟ مگر بلد نبودیم؟ مگر بلد نبودیم این كارها را بكنیم؟ خوب هم بلد بودیم، فوت‌وفنش را هم بلدیم. مگر انجام نمی‌دهند؟ مؤسسات درست كنند، جلسات درست كنند، بنر بزنند، این‌طرف بزنند، بیا و برو، بالا و پایین، این را دعوت كن، آن را دعوت كن، عكس بینداز، در سایت چاپ كن، از این بازی‌ها، فیلم، تئاتر ... مگر نیست؟