
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 16شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهرستان گراش پیرامون افشاء نفاق و اعلان عمومی مباهله نسبت به مدعیان دروغین
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 16شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهرستان گراش پیرامون افشاء نفاق و اعلان عمومی مباهله نسبت به مدعیان دروغین
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
23گفتم واللَه خود آقا هم به ما همین را یاد دادند! ما بنا نیست كه بت درست كنیم. ما طرفمان امام صادق است، اینجا باید فقط دهانمان را ببندیم.
اما اینكه ایشان آمدند و كتاب نوشتند، ایشان هم یك فرد عالمِ سرباز امام صادق، خادم به مكتب امام صادق بود، البته ایشان هم نظرات ابتداییشان بعدا تغییر پیدا كرده، از زمین تا آسمان تغییر پیدا كرده، خب ما هم از آن، یك مقداری جلوتر آمدیم. گفتیم ایها الناس این استدلال آنجا، این هم استدلال برای اینجا، خب كار بدی كردیم؟ حالا بنده بیایم بگویم چون ایشان پدر من است، چون موقعیتشان به خطر میافتد، ابّهت، علامه طهرانی، عارف، ... نه! ببینید این را میگویند فهم! پدر ما این را به ما یاد داد، این مسئله را كه فهمت را همیشه باز كن، نسبت به مسائل هرچیزی را در جایگاه خودش قرار بده.
كسی كه بخواهد این مسیر را برود، فهم را باز كند، فهمش، اطلاعش، نسبت به مسائل را باز كند، این شخص در هر قدم یك تغییری در او پیدا خواهد شد. هِی تغییر، هِی، هِی، خودش هم میفهمد، هِی میبیند این دارد عوض میشود، دائم دارد نفس عوض میشود، هِی دارد فهم عوض میشود.
سال گذشته یك طور دیگر قضایا را میفهمید الآن یك طور دیگر میفهمد. سال گذشته یك طور دیگر با قضایا برخورد میكرد، الآن میبیند یك طور دیگر با قضایا برخورد میكند. همراه با فهم، حالت هم عوض میشود، حالت درون هم عوض میشود، اینها هم تغییر پیدا میكند، اینها هم عوض میشود، تا اینكه انسان به آن فهم فعلی و به آن عقل فعلی كه به مرتبه فعلیت كه حالا تعبیر از آن به عقلهای مختلف و مستفاض و امثالهم میكنند، به آن میرسد و به آن مرتبه میتواند نائل بشود.
خب بالاخره صحبتی هم كه در اینجا كردیم، گرچه اكثرش جنبه اجتماعی داشت، ولكن این را رفقا باید بدانند كه بزرگان در صحبتهایشان به دنبال یك سری مونتاژ مطالب نبودند كه یك سری مسائل دستهبندی كنند، بیایند راجع به توكل و ابتهال و توسل و این چیزها، و فقط راجع به این خصوص مسائل حرف بزنند؛ نه! بزرگان در مطالبشان با شاگردانشان، آنچه را كه ما میدیدیم و مشاهده میكردیم، تمام اینها بر اساس فهم بود، بر اساس القاء حقایق بود، مطالب اجتماعی، مطالب غیر اجتماعی، تا اینكه در همه زمینهها تغییر پیدا كنند.
