اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تحصیل علوم دینی

و تفاوت آن با سایر مشاغل دنیوی

0

فراگیری علوم دینی در زمان صفویّه مورد توجه خاصی قرار گرفت بود. به حدی که علماء و فقهاء نه تنها در بین مردم؛ بلکه در بین دربار هم از موقعیت و جایگاه بالایی برخوردار شدند. اما با گذشت زمان و برنامه‌های شیطانی و دسیسه‌های استعمار، این جایگاه و موقعیت کمرنگ و دستخوش زوال و افول شد است. از آن زمان به بعد تقابل و دیدگاه‌های منفی نسبت به طلبگی و علوم دینی ظهور پیدا کرده است! متأسفانه این دیدگاه در بین متدیّنین هم رسوخ کرده است! آنها را تحت تأثیر قرار داده و تا جایی پیش رفته که اقبال به این علوم که مورد تأکید و تشویق زمامداران و موالیان دین بوده را مورد خدشه قرار داده است. و جوانان مؤمن و مسلمان جامعه را از انتخاب و تحصیل در این رشته و راه سعادت، برحذر می‌دارند! حال با توجه به این جریانات حضرت آیة الله طهرانی - رضوان الله علیه - در بیاناتی گهربار که در جمع طلاب و برادران ایمانی ایراد شده است. با مطرح کردن مباحثی قصد دارند به تبیین جایگاه و موقعیت والای این علم و مقایسه آن با رشته‌های دیگر بپردازند. و با بررسی علل و آسیبهای این جریانات، همگان را بر اهمیت استقامت و پایداری در این راه آگاه سازند. در اینجا فهرست‌وار به أهمّ مطالب این مجلس اشاره می‌کنیم: 1) نقش استعمار در روی‌برگرداندنی جامعه از اهل علم، 2) جایگاه طلاب علوم دینی در روایات اهل بیت، 3) علت ارزش پرداختن به علوم حوزوی در زمان معاصر، 4) دیدگاه بزرگان و اولیاء الهی در رابطه با علوم دینی، 4) اهمیت و جایگاه علم فلسفه در دفاع از اهل بیت علیهم السلام، 5) لزوم آزاداندیشی در فراگیری علوم دینی

اهمیت تحصیل علوم دینی

5
  • افتخار مجالسی که در آن زمان تشکیل می‌شد به این بود که یک روحانی در آن مجلس حضور داشته باشد. تبرّک آنها در مجالس عروسی به این بود که یک یا چند  روحانی در آن مجلس باشد. در ازدواجی که می‌کردند، افتخار می‌کردند که دخترشان را به یک طلبه داده‌اند؛ یعنی اصلاً برای آنها افتخار بود و اگر مردم می‌گفتند: دخترت را به چه کسی دادی؟ تعجّب می‌کردند که به طلبه داده‌اند. و به‌طور کلّی در احتفال‌ها و جلساتی که داشتند به حضور روحانی در آنجا افتخار می‌کردند.

  • ایجاد انحراف در حوزه‌های علمیه توسط استعمار

  • این موقعیّت در زمان صفویّه بود. متأسّفانه کم‌کم این قضیّه به‌واسطۀ دسیسه‌هایی که انجام شد [رو به أفول گذاشت] و ـ مخصوصاً ـ استعمار برای ضربه زدن به این طیف وارد کار شد و افرادی را وارد این مسائل و این رشته‌ها کرد و آنها با ظاهر بسیار ناپسند و کار‌های خلاف موجب شدند که دیگر مردم آن توجّه خاص را نسبت به طلبه‌ها نداشته باشند و اصلاً در این زمینه اسناد وجود دارد! تمام اینها جزء اسناد طبقه‌بندی و رده‌بندی‌شدۀ سازمان‌های آنها است که چگونه با مسئلۀ روحانیّت مبارزه کنند.

  • ما وقتی‌که به قم مشرّف شدیم، یک زمانی در این زمینه‌ها و در این مسائل بودیم و از خیلی از مسائل هم سر درآوردیم. ولی بعد دیدیم آنچه را باید بفهمیم متوجّه شده‌ایم و ادامه دادن آن هم نه ضرورتی دارد و نه مفید است؛ لذا دیگر ادامه ندادیم. در آنجا متوجّه شدیم که اتفاقاً حواسّ استعمار خیلی جمع است و خیلی مواظب است و چطور با وارد کردن افراد دست‌نشانده در سِلک روحانیّت، آن چهرۀ موجّه روحانیّت را در میان مردم مخدوش و مشوّه کرده است! لذا آن نگرش و بینش کم‌کم رو به أفول گذاشت تا اینکه امروزه ما شاهد روی‌گرداندن اجتماع از این طیف شده‌ایم.

  • این قضیّه در زمان سابق شروع شده بود. آن عزّت و احترامی که در زمان گذشته نسبت به این طیف می‌شد، دیگر آن عزّت نبود! به‌عنوان‌مثال شخصی که می‌خواست با یک طلبه ازدواج کند، با یک نوع سَرخوردگی توأم بود. وقتی‌که جایی برای خواستگاری می‌رفتند گویا عار و شرم می‌آمد که اسم طلبه را ببرند. اگر یک نفر از یک خاندان وارد در این رشتۀ بسیار مقدّس می‌شد، می‌بایست با یک نوع عباراتی این مطالب را برای فامیل توجیه کند. یعنی فاجعه به آنجا رسیده بود که وارد شدن در مهم‌ترین و ارزشمندترین رشتۀ تحصیلی، با یک نوع سرافکندگی توأم بود!