
اهمیت تحصیل علوم دینی
و تفاوت آن با سایر مشاغل دنیوی
فراگیری علوم دینی در زمان صفویّه مورد توجه خاصی قرار گرفت بود. به حدی که علماء و فقهاء نه تنها در بین مردم؛ بلکه در بین دربار هم از موقعیت و جایگاه بالایی برخوردار شدند. اما با گذشت زمان و برنامههای شیطانی و دسیسههای استعمار، این جایگاه و موقعیت کمرنگ و دستخوش زوال و افول شد است. از آن زمان به بعد تقابل و دیدگاههای منفی نسبت به طلبگی و علوم دینی ظهور پیدا کرده است! متأسفانه این دیدگاه در بین متدیّنین هم رسوخ کرده است! آنها را تحت تأثیر قرار داده و تا جایی پیش رفته که اقبال به این علوم که مورد تأکید و تشویق زمامداران و موالیان دین بوده را مورد خدشه قرار داده است. و جوانان مؤمن و مسلمان جامعه را از انتخاب و تحصیل در این رشته و راه سعادت، برحذر میدارند! حال با توجه به این جریانات حضرت آیة الله طهرانی - رضوان الله علیه - در بیاناتی گهربار که در جمع طلاب و برادران ایمانی ایراد شده است. با مطرح کردن مباحثی قصد دارند به تبیین جایگاه و موقعیت والای این علم و مقایسه آن با رشتههای دیگر بپردازند. و با بررسی علل و آسیبهای این جریانات، همگان را بر اهمیت استقامت و پایداری در این راه آگاه سازند. در اینجا فهرستوار به أهمّ مطالب این مجلس اشاره میکنیم: 1) نقش استعمار در رویبرگرداندنی جامعه از اهل علم، 2) جایگاه طلاب علوم دینی در روایات اهل بیت، 3) علت ارزش پرداختن به علوم حوزوی در زمان معاصر، 4) دیدگاه بزرگان و اولیاء الهی در رابطه با علوم دینی، 4) اهمیت و جایگاه علم فلسفه در دفاع از اهل بیت علیهم السلام، 5) لزوم آزاداندیشی در فراگیری علوم دینی
اهمیت تحصیل علوم دینی
12آقای حدّاد میفرمودند: «وقتی که داری درس میخوانی، باید بروی و به این مسئله برسی و آن مطلب حقیقی و صحیح تشیّع را از این درس بیرون بکشی!» این معنا و مقصود ایشان بود.
اینقِسم درس خواندن شاگرد امام صادق شدن است، نه شاگرد زید و عمرو شدن! ما که درس میخوانیم باید بگوییم: استاد ما و مولای ما امام صادق است و ما باید مطلب ایشان را بگوییم! آیا در کنار مطلب امام صادق، مطلب حضرت آیةالله فلان هم آمده است که بگوییم: نسبت به مطلب امام صادق توجّه داشته باشید و در ضمن مطلب حضرت آیةالله هم را در نظر بگیرید و به آن هم گوش کنید؟! نهخیر، ما یکهمچنین چیزی نداریم. ما چهارده نفر داریم: پیغمبر، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و یازده فرزندشان علیهم السّلام؛ والسّلام نامه تمام! قضیّه هیچ شوخی ندارد.
جایگاه کلام معصومین در مباحث علوم دینی
طلبه از آن اول [که در صرف میر میخواند]: «بسم الله الرّحمٰن الرّحیم؛ بدان أیّدک الله تعالی فی الدّارین که کلمات لغت عرب بر سه گونه است»1 و یا در أمثله میخواند: «مصدر اصل کلام است و از وی نُه وجه باز میگردد»2 باید همّت او فقط و فقط این باشد که من باید به منظور و مقصود امام صادق برسم! همین، والسّلام! باید با همین نیّت و روش بالا بیاید: أمثله را با این نیّت بخواند، سیوطی را با این نیّت بخواند، مغنی را با این نیّت بخواند، لمعه را با این نیّت بخواند، و درس خارج هم که میرود باید همین باشد.
[به انسان میگویند]: «آقای فلان این حرف را زده است!» برای خودش زده است! «آقای فلان این حرف را زده!» خب نظر او است!
یک نفر به ما گفت: آقا، این حرفی که شما میزنید با نظر آقای فلان مخالف است!
ـ گفتم: خب نظر ایشان هم با نظر ما مخالف است!
ـ گفت: آقا، ایشان فلان هستند!
ـ گفتم: بنده هم فلان هستم!
ما «ایشان فلان است» نداریم. اگر قرار بر عمامه است، بنده هم یک عمامۀ بزرگ بهاندازۀ طبق میگذارم روی سرم! اینکه مسئلهای نیست.
- . جامع المقدمات (جامعه مدرسین)، کتاب صرف میر، ص ٩٩.
- . جامع المقدمات (جامعه مدرسین)، کتاب الأمثلة، ص ٤١.
