اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظایف طلاب علوم دینی

0

انسان در طول عمر فانی خود دارای اعمال و رفتاری است که ارزش این اعمال با ترازوی فهم و معرفت سنجیده می‌شود؛ فهم و معرفتی که از چشمۀ نوارنی علم، ساطع و نمایان شده است. پس نور علم است که انسان را به سوی عمل صالح دلیل و راهنما است. ولی این چشمه زلال و شفاف علم همیشه در معرض گل‌آلودی و تیرگی وسوسهای شیطانی و حجاب‌های نورانی از مغرور و فریب خورده موقعیت و شرایط خاص شدن است. که اهل علم را تهدید کرده است. و آنها را از جایگاه تواضع واقعی و راه استوار بیرون رانده است. پس بر طالبان علم واجب است که با سرلوحه قراردادن کلام دُرر‌بار ائمه هدیٰ علیهم‌السلام و حرکت براساس عقل و فطرت، در کسب علم کوشا باشند. و سرمایه گران‌بهای عمر را در معرض تاراج اوهام و خیالات قرار ندهند. در این مجلس حضرت آیت الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با مبنا قرار دادن سیره و روش علمی و عملی اولیاء الهی و علمای راستین و بیان نکات و لطایفی از زندگی و سلوک علمی آن رادمردان عرصۀ توحید، بر آن هستند که طالبان راه علم و معرفت و طلاب علوم دینی را به قله‌های رفیع و بلند مرتبۀ فهم و معرفت هدایت کنند.

وظایف طلاب علوم دینی

3
  • کسب علم و خطرات و وساوس شیطانی

  • مگر اینکه یک نفر به علمش عمل نکند! این یک مسئلۀ دیگری است. اما کسی که خداوند فهم و ادراک مسائل و مطالب را به او عنایت کرده است، در مسائل مختلف اجتماعی و مسائل مختلف زندگی و در راه و سلوک خود دارای بینش خاصی است که او را جلو می‌برد و تقویت می‌کند. البته باید درعین‌حال مواظب هم باشد که ـ خدای نکرده ـ این علم حجاب نشود، غرور او را نگیرد، فریب این معارفی که به‌دست آورده و فریب وساوس شیطان را نسبت به این معارف نخورد، خود را از دیگران بالاتر نبیند، و خود را تافتۀ جدا بافته تصور نکند! بلکه به همان مرتبه که مراتب علم در او زیاد می‌شود، مراتب تواضع هم در او زیاد بشود؛ نه تواضع تصنّعی، بلکه تواضع باطنی! یعنی باطن و سرّ و نفس او نسبت به افراد متواضع باشد.

  • یادم می‌آید که این مطلب را قبلاً دو سه بار گفته‌ام. یک مرتبه هم در همین جلسات شرح حدیث عنوان بصری1 گفتم که امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرمایند:

  • رَحِمَ اللهُ امْرَءًا عَرَفَ قَدرَه؛2 «خدا پدر و مادر آن کسی را بیامرزد که بداند [قدرش] چیست و موقعیت‌هایی که برای او پیدا می‌شود او را گول نزند!»

  • من‌باب‌مثال الآن رفقا جمع شده‌اند و به من اظهار محبت و لطف دارند؛ وقتی‌که گفتیم بیایند تا بنشینیم و یک صحبتی کنیم، خُب آمدند. این محبت و این لطفی که هست بر چه اساسی است؟ براساس انتساب من به مرحوم آقاست! و اگر مسئلۀ سیادت را هم مدّ نظر قرار بدهیم، مانند من خیلی‌ها در قم هستند؛ چند هزار نفر در قم هستند که شاید سوادشان از من هم بیشتر باشد! واقع همین است؛ چرا [تعارف] کنیم؟! ولی چرا رفقا نسبت به من محبت دارند؟! به‌خاطر مرحوم آقاست و قضیه شوخی برنمی‌دارد! چون احساس می‌کنند که اگر یکی پیدا شود و به‌واسطۀ انتساب به ایشان و اینکه ایشان حق بوده و راهش درست بوده، ولو دو سه کلمه از یک‌هم‌چنین بزرگی نقل کند، غنیمت است. بر همین اساس نسبت به ما محبت دارند. 

    1. . رجوع شود به عنوان بصری، ج 4، ص 270 و 271.
    2. غرر الحکم، ص 373.