اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظایف طلاب علوم دینی

0

انسان در طول عمر فانی خود دارای اعمال و رفتاری است که ارزش این اعمال با ترازوی فهم و معرفت سنجیده می‌شود؛ فهم و معرفتی که از چشمۀ نوارنی علم، ساطع و نمایان شده است. پس نور علم است که انسان را به سوی عمل صالح دلیل و راهنما است. ولی این چشمه زلال و شفاف علم همیشه در معرض گل‌آلودی و تیرگی وسوسهای شیطانی و حجاب‌های نورانی از مغرور و فریب خورده موقعیت و شرایط خاص شدن است. که اهل علم را تهدید کرده است. و آنها را از جایگاه تواضع واقعی و راه استوار بیرون رانده است. پس بر طالبان علم واجب است که با سرلوحه قراردادن کلام دُرر‌بار ائمه هدیٰ علیهم‌السلام و حرکت براساس عقل و فطرت، در کسب علم کوشا باشند. و سرمایه گران‌بهای عمر را در معرض تاراج اوهام و خیالات قرار ندهند. در این مجلس حضرت آیت الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با مبنا قرار دادن سیره و روش علمی و عملی اولیاء الهی و علمای راستین و بیان نکات و لطایفی از زندگی و سلوک علمی آن رادمردان عرصۀ توحید، بر آن هستند که طالبان راه علم و معرفت و طلاب علوم دینی را به قله‌های رفیع و بلند مرتبۀ فهم و معرفت هدایت کنند.

وظایف طلاب علوم دینی

5
  • انسان باید بداند که برای چه درس می‌خواند و طرف او در درس کیست! و برای چه هدفی درس می‌خواند و خداوند چه نعمتی را برای او فراهم کرده است که او را موفّق به این درس خواندن کرده است! در جایی که بقیّۀ افراد در خیابان‌ها رها هستند و در چهارراه‌ها سوت می‌کشند و دنبال این و آن هستند، خدا آمده مسیر او را و راه او را ـ با وجود اینکه این هم می‌توانست مانند آنها بشود ـ با آنها دو تا کرده است؛ لذا انسان باید واقعاً از خدا شاکر باشد و شکر کند که: خدایا، الحمدلِلّه وضعیت ما به این نحو است!

  • سیر زندگی علمی علامه طهرانی

  • وقتی مرحوم پدر ما در زمان حیاتشان در هنرستان بودند، یک معلمی داشتند که بسیار فنّی و از مهندسین آلمان‌رفته بود ـ که آن‌موقع اینها خیلی مهم بودند ـ و خیلی به پدر ما محبت داشت؛ و چون پدر ما در هنرستان فنّی شاگرداول بود، دائماً به پدر ما می‌گفت:

  • فلانی، مبادا بروی درس‌های آخوندی بخوانی! تو برای چیز‌های دیگری هستی؛ تو می‌توانی مکتشف شوی، تو می‌توانی مخترع شوی! لذا بیا این رشتۀ خودت را ادامه بده، از طرف دولت به فلان‌جا فرستاده می‌شوی و برمی‌گردی و یک فرد خیلی مهمی می‌شوی!

  • و خود او هم آدم بسیار فنّی‌ای بود و در همان زمان‌های سابق هم مدتی رئیس پالایشگاه آبادان بود و بعد هم به خارج و امریکا رفت. البته چون نمی‌دانم الآن ایشان حیات دارد یا نه، اسم او را نمی‌برم.

  • اخیراً که به ایران برگشته بود، وقتی مرحوم پدر ما متوجه می‌شوند یک نامه‌ای برای ایشان می‌دهند و کتاب‌هایی هم برای همین استاد ـ که دیگر خیلی پیر شده بود ـ می‌فرستند. آن شخصی که این کتاب‌ها را برای ایشان می‌بَرد گفته بود:

  • من رفتم و آدرسی که به من داده شده بود را پیدا کردم و گفتم: «یک‌هم‌چنین شخصی اینها را برای شما فرستاده است!» پیرمردی بود، نشست و همین‌طور فکر کرد و فکر کرد، یادش رفته بود، گفت: «من اسم شاگرداول‌های کلاس‌هایم را در دفترچه‌ام نوشته‌ام؛ بروم آن دفترچه‌ام را نگاه ‌کنم تا ببینم این آقای حسینی که شما می‌گویید، چه کسی بوده است!»