
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
و آداب طلبگی
تعلیم و تعلّم علم و کسب دانش، از مسائلی است که دین مبین اسلام بر آن تأکید و سفارش فروانی دارد و همواره پیروان آیین خود را به دانش اندوزی و طلب علم ترغیب و تشویق میکند. در این جلسه حضرت آیة الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با استناد به کلام معصومین و شواهدی از مسائل اجتماعی و تاریخی قصد تبیین و توضیح جایگاه علم در شریعت اسلام را دارند و با نگاهی تحلیلی، به مقایسه بین علوم دینی و علوم دیگر پرداخته و در آخر هم با توصیههای مشفقانه به طلاب علوم دینی آنها را از خطرات این راه آگاه میسازند.
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
توضیحات:
تعلیم و تعلّم علم و کسب دانش، از مسائلی است که دین مبین اسلام بر آن تأکید و سفارش فروانی دارد و همواره پیروان آیین خود را به دانش اندوزی و طلب علم ترغیب و تشویق میکند. در این جلسه حضرت آیة الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با استناد به کلام معصومین و شواهدی از مسائل اجتماعی و تاریخی قصد تبیین و توضیح جایگاه علم در شریعت اسلام را دارند و با نگاهی تحلیلی، به مقایسه بین علوم دینی و علوم دیگر پرداخته و در آخر هم با توصیههای مشفقانه به طلاب علوم دینی آنها را از خطرات این راه آگاه میسازند.
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
19الآن وضعیت به گونهای است که میتوانید بار خودتان را ببندید و خوب مطالعه و دقت کنید و خوب به مطالب برسید. درسی را که میخوانید، قبلاً آن را پیشمطالعه کنید. فردا وقتی درس را خواندید، بلا فاصله بعد از درس آن را یک نگاه کنید و نگذارید به منزل بیایید و بعد کتاب را باز کنید! بلکه همان بعد از درس ـ ولو اینکه پنج دقیقه یا ده دقیقه فاصله است ـ بیایید در حیاط بنشینید و همان درسی را که خواندهاید دوباره مرور کنید! این مرور از دو ساعت مطالعه برای شما مفیدتر است! همین ده دقیقه! و بعد خلاصهای از آن بنویسید؛ مثلاً از هر صفحهای دو خط خلاصه بنویسید و هر هفته این خلاصه را مرور کنید! خیلی هم وقت نمیگیرد. یعنی اگر هر روز دو سطر خلاصهنویسی کنید و در ماه دو سه مرتبه مرور کنید، دیگر در ذهنتان میماند و از بین نمیرود.
شواهد ادبی و بلاغی و اشعاری که بهعنوان شاهد در کتب ادبی ذکر میکنند را حفظ کنید؛ اینها خیلی بهدرد انسان میخورند! خلاصه، در مباحثه دقت کنید و از مطلبی که هنوز متوجه نشدهاید رد نشوید. در درسهایی که میخوانید، فرض کنید میخواهید در آن درس نظر بدهید، و بعد ببینید آیا نظر شما با نظر کتاب یکی است یا فرق میکند؟ و اگر فرق میکند، دلیل آن چیست و دلیلش را پیدا کنید. یعنی اینطور نباشد که تصور کنید آن مطلبی که کتاب گفته لوح محفوظ است و دیگر مطلب تمام است! نه، کتاب را بهعنوان یک مرآت و آینه و وسیلۀ برای رشد و اظهار رأی خودتان بدانید، نه تمام مطلب!
آن زمانی که ما مطوّل میخواندیم، بهطور کلی مبانی ما با مبانی تفتازانی فرق داشت و اشکالات عدیدهای داشتیم و رأی ما اغلب به رأی سکاکی تمایل داشت تا به مطالب خود تفتازانی! و الآن هم همینطور است. حال تفتازانی هر کسی میخواهد باشد، خب باشد! تفتازانی که مقلَّد ما نیست.
