
مسئولیت طلاب علوم دینی در دفاع از مکتب تشیع
و تبیین برخی ابعاد برنامه آنان
محتوا و مغزای غنی و پربار علوم اهل بیت، دلیلی متقن بر ادعای پاسخگویی به همۀ شبهات در مکتب تشیّع است، پس بنابراین باید طلاب و دانشآموختگان این مکتب با تجهیز خود به سلاح علم از فقه و اصول و تفسیر و تاریخ گرفته تا فلسفه و عرفان، به دفاع از حریم آن قیام کنند. بر هیچ کس پوشیده نیست که برای تحقق چنین هدفی در وهلۀ اول باید برنامهای جامع و اساسی تدوین و اجرا شود. در همین راستا و برای تحقق بخشیدن به این هدف، این بخش از سخنرانی شبهای سهشنبه، حضرت آیت الله طهرانی رضوان الله علیه که در جمع دوستان از اهل علم و طلاب علوم دینی ایراد شده است به این مهم پرداخته شده است که به توضیح و تبین این برنامۀ جامع درسی جهت ارتقاء علمی و عملی طلاب و اهل علم میپردازند این مجموعه سخنرانی در سایت مکتب وحی تحت عنوان مباحث جایگاه اهل علم منتشر شده است. در ادامه جهت اطلاع اجمالی مخاطبین و همراهان محترم به أهمّ عناوین جلسه اشاره میشود: 1) وظیفه طلاب در زمان حاضر و تفاوت آن با زمان سابق 2) علت مبارزه و تهاجم علیه تشیّع 3) وظیفه طلاب در قبال مکتب تشیع 4) بررسی مسئلۀ نیاز مجتهد به فلسفه و عرفان 5) لزوم توجه حوزه به دو جنبۀ علمی و مسائل معنوی در برنامۀ طلاب 6) نظر مرحوم مؤلف درباره استفاده بهتر از طلبگی 7) جایگاه کتب علامه طهرانی در مقایسه با مطالب دیگران 8) تبین و تشریح برنامۀ جامع درسی و علمی طلاب 9) کفیت برنامههای آموزشی طلاب زمان مرحوم علامه طهرانی
مسئولیت طلاب علوم دینی در دفاع از مکتب تشیع
4رفقا اطّلاع دارند که رسیدن به مکتب تشیّع با وارد شدن در مباحث فقهی و اصولی خیلی تفاوت میکند؛ هر کدام از مباحث فقهی و اصولی و یا مباحث تفسیری و تاریخی جزئی از این مکتب است نه تمام الکل و تمام المکتب! و هر کدام از اینها در جای خود لازم و ضروری است و عدم پرداختن به بعضی از اینها موجب خلل و نقصان جدی میشود.
ما امروزه داریم میبینم که چطور افرادی که سالیان سال در همین حوزه بودند و در همین حوزه درس خواندند، ولی آنطور که باید و شاید به مسائل اعتقادی نپرداختند و نسبتبه مسائل عقلی مایه نگذاشتند و چهبسا در مقام رد و طعن برمیآمدند [در چه وضعیتی هستند!]
دیدگاه مرحوم قاضی و علامه طباطبایی راجع به فقه و اصول
مرحوم آقای طباطبائی به آقای بروجردی میفرمودند:
پاسخ شبهات امروزه را مسائل فقهی و اصولی شما نمیتواند بدهد! بلکه باید در مکتب صدرالمتألّهین و بوعلی و اسفار و مکتب عرفان به این پاسخها پرداخت و ملتجی شد.1
آن کسی که هفتاد سال و صد سال هم مسائل فقهی و اصولی را بررسی کند، هیچوقت نمیتواند نسبت به شبهات ولایت پاسخگو باشد و از این نقطهنظر راجل2 است و هیچگونه اطلاعی ندارد. مسائل فقهی یا مسائل اصولی از مسائلی نیست که انسان بخواهد تمام عمر خودش را بر آن قرار بدهد!
به قول مرحوم قاضی ـ رضوان الله علیه ـ که میفرمودند:
حال این آقای آشیخ محمّدحسین [اصفهانی] که اینقدر نسبت به مسائل اصولی دقت کرده است، آیا این مقدار ضرورت داشت و لازم بود؟!
اگر ایشان بهجای اینهمه دقت [در مسائل اصولی] میآمد و وقت خود را در مسائل دیگر میگذاشت، آنوقت دیگر آشیخ محمّدحسین نبود؛ فرد دیگری و آیتی بود!
مرحوم آشیخ محمّدحسین در زمان خود مرحوم قاضی بود و از جملۀ صلحاء و عُبّاد و بسیار مرد بزرگوار و مرد بزرگی بود التفات کردید؟! با اینکه مرحوم آشیخ محمّدحسین فرد بسیار منزّه و نادری بود؛ یعنی یک موی او در نجف پیدا نمیشد! ولی درعینحال مطلب آنقدر بالا و بالا است که باید نسبت به ایشان اینطور تعبیر آورده میشود. علیٰکلّحال این مکتب یک مکتبی است که باید در جمیع جهاتی که متعلق به اوست بتواند پاسخگو و توانا باشد.
- . رجوع شود به مهرتابان، ص 104 ـ 106؛ مطلع انوار، ج 1، ص 185 و 186.
- . لغتنامۀ دهخدا: «پیاده کنایت است از شخص کماطلاع».
