اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

و آداب برگزاری جلسات

16٬951

مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرموده‌اند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره می‌فرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و هم‌نشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی می‌داند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خواب‌ها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل می‌داند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژه‌ای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره می‌فرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

توضیحات:

مرحوم آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی (قدّس اللّه سرّه) در این گفتار که در جمع شاگران و دوستان ایراد فرموده‌اند به برخی نکات پیرامون کیفیت برگزاری جلسات اشاره می‌فرمایند. مؤلف لزوم برگزاری جلسات و هم‌نشینی میان سالکان را از نکات اساسی در مکتب اولیاء الهی می‌داند. در ادامه ایشان به لزوم تبعیت از عقل و کنار گذاشتن مطالب غیر عقلانی مانند خواب‌ها و مکاشفات اشاره نموده و تنها راه رسیدن به علم را، طریق تحصیل می‌داند، که در کنار آن تهذیب نفس، اهمیت ویژه‌ای دارد. در پایان ضمن بیان نکاتی چند به این مسئله اشاره می‌فرماید که متکفل امور بندگان، امام زمان علیه السلام است و تمام توجه افراد باید به سمت آن حضرت باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیّت و جایگاه علم‌آموزی در سیر و سلوک

11
  • پیغمبر آمد، آیا توانست مردم را درست کند؟ نه خیر! دلیلش [این است که] وقتی که از دنیا رفت چند نفر دنبال ولایت بودند؟ سه، چهار نفر! بقیّه کجا هستند؟! دنبال ابوبکر بودند! بیست و سه سال زحمت پیغمبر هوا رفت! دنبال ابوبکر بودند! امیرالمؤمنین رفت، چند نفر دنبال او بودند؟ چند نفری دنبال امام حسن بودند و بقیّه همه جزو [لشگر] معاویه رفتند! همین‌طور همین‌طور ... . حالا آیا این اشکال به امیرالمؤمنین [و] به پیغمبر برمی‌گردد؟!

  • می‌گویند: اگر آقا و مکتبش درست بود، چرا بعد از ایشان این حرف‌ها اتفاق افتاد، بله؟! آقا بالاتر است یا پیغمبر؟! کدام بالاتر هستند!؟ پس اگر پیغمبر درست بود، چرا بعد از بیست و سه سال باید چهار تا دنبال علی بروند، پس اشکال از آنجا است؟! نه!

  • عقل معیار برای تشخیص حق و باطل

  • مسیر خدا مسیر عالَم امتحان است؛ راه خدا راه امتحان است؛ راه امتحان است؛ عالَم تشریع عالَم امتحان است. عالَم تربیت و تزکیه و تکامل، عالَم امتحان است. همان حرفی را که خودمان بالای منبر می‌رویم به بقیّه می‌زنیم، خودمان [وقتی] پایین می‌آییم به آن عمل نمی‌کنیم! [ عالَم] عالَم امتحان است! 

  • این همه مرحوم آقا در زمان حیاتشان گفتند: «معیار برای تشخیص حق و باطل عقل است.» این همه گفتند! این همه گفتند! حالا آقا برای بنده نامه می‌نویسد: عقل را کنار بگذار، عشق را بچسب. عجب! چه چیزی را بچسب؟! البتّه بنده هم یک جوابی دادم که مناسب با [حرفش] باشد.

  • بیست سال پدر ما گفت که «من عاقل‌تر از آقای حداد در دنیا ندیدم!» نگفت عارف‌تر ندیدم، [این را] نگفت. گفت: که عاقل‌تر ندیدم! 

  • آن وقت می‌گوید: عقل را کنار بگذار!

  • به جای آن چه بیاید؟ دیوانگی بیاید؟! جنون بیاید؟! خلی بیاید؟! که [البته] آمده است! یعنی چه عقل را بگذاریم کنار؟ [آن وقت] چه چیزی به جایش بگذاریم؟!

  • آخر تو برو آن روایت موسی بن جعفر در کتاب کافی را بخوان که تمام ملاک‌ها را براساس عقل قرار داده‌اند. او بهتر می‌فهمید یا تو؟ چه کسی بهتر می‌فهمید؟! برو آن کتابُ العقل و [الجهل] 1 کافی را مطالعه بکن! مطالبی که مربوط به عقل آمده [است]!

    1. الکافی، ج 1، ص 10.
/ 0