اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

آداب سخنرانی و برگزاری مجالس اهل‌بیت در مکتب عرفان

0

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ابتدا چند اصل اساسی مکتب مرحوم علامۀ طهرانی را یادآوری می‌کنند؛ مواردی مانند پرهیز از حزب‌گرایی و جناح‌بندی، ترک مصلحت‌گرایی ظاهراً دینی و دوری از عوام‌زدگی، فهم درست مبانی و کنار گذاشتن پیش‌فرض‌ها در مکتب اولیای الهی، پرهیز از هیاهو و نمایش و عوام‌زدگی. ایشان با نقل نمونه‌هایی از سرپیچی از دستور استاد و آثار عجیب آن، تبیین می‌کنند که نتیجۀ بی‌اعتنایی به دستورات استاد، سقوط معنوی است و این مجالس نیز در حقیقت برای دستگیری معنوی است که سالک را به حرکت وامی‌دارد. در بخش دوم، تذکراتی را در دو محور بیان می‌کنند: 1. نکاتی مربوط به مجالس؛ مانند برگزاری در بین‌الطّلوعین، رعایت نظم و سکوت، پرهیز از هیاهو و نیاوردن تلفن همراه؛ 2. نکاتی خطاب به سخنرانان؛ مانند پرهیز خودنمایی، دوری از طرح مسائل سیاسی و مسائل روزمره.

چند نکته از مبانی مکتب عرفان

8
  • در یک مجلس عصر جمعه، مرحوم آقا [علامه طهرانی] صحبت کردند و [یکی از حاضران] همۀ مطالب را نوشت. اتفاقاً یکی از مطالب از آقا [که چاپ شده، مربوط به] همان جلسۀ عصر جمعه است. [آن شخص] کنار من نشسته بود. در آن جلسه، ایشان [علامه طهرانی] طوری صحبت کردند که جریانی را تثبیت می‌کرد. [اما] افرادی که از آن جلسه بیرون آمدند و مخالف من بودند، گفتند: «دیدی آقا پشت ما را گرفت!» [در حالی که] اصلاً از اوّل تا آخر [صحبت،] موضوع چیز دیگری بود! [چرا این‌گونه شد؟] چون آن فرد در حال‌وهوای افکار خودش است. اول ذهن خودش را پاک نمی‌کند و بعد به جلسه بیاید؛ [بلکه] با ذهنیت می‌آید. با پیش‌فرض وارد این فضا می‌شود و قلب، فکر و ذهنش را با همان پیش‌فرض وارد می‌کند. با پیش‌فرض، هیچ‌چیز پیش نمی‌رود و فایده‌ای ندارد. انسان وقتی [به چنین مجلسی] می‌آید باید ذهنش خالی باشد.

  • خدا شاهد است ـ قسم می‌خورم که رفقا باور کنند ـ من وقتی به جلسات می‌آیم، چه مجلس عید [باشد] و چه جلسه‌ای که منبری هست، واقعاً به نیت اینکه استفاده‌ای بکنم می‌آیم. با پیش‌فرض نمی‌آیم؛ حتی [پای منبرِ] افرادی که احساس می‌کنم شاید مسائلی در دلشان داشته باشند، نمی‌آیم بنشینم و گوشم را تیز کنم ببینم چه می‌خواهد بگوید [که] حواسم جمع باشد آنجا که حرفی می‌زند، آنجا را [دستاویز] بگیرم! این می‌شود پیش‌فرض. جای دیگر عیب ندارد آدم برود [و این کار را بکند] ـ که در آنجا‌ها هم غلط است ـ اما حداقل در مجلس امام حسین این کار را نکند.

  • منبری‌ای هم که می‌خواهد صحبت کند، این نباشد که با پیش‌فرض منبر برود. واقعاً ببیند امام حسین چه می‌خواهد می‌گوید. نه‌اینکه بگوید: «بلند بشوم بروم ضدش را بگویم! او آن‌طور گفت، من هم بیایم این‌طور بگویم!» هم مستمع با پیش‌فرض آمده، هم منبری با پیش‌فرض است. این می‌شود صحنۀ کارزار! یک تیر تو بگیر، یک تیر او؛ حالا بزن! یکی او بزند [و یکی این]! او منتظر است که ببیند تو چه می‌گویی، همان را [دستاویز] قرار بدهد که: «آی، آقا، آقای فلانی این را گفت!» او هم که رفته بالای [منبر]، می‌خواهد ‌جوری صحبت و جلمات را با ردیف کند [تا] آن چیزهایی که موردنظرش هست را علیه فلان و فلانی‌هایی که هستند [مطرح کند]. این کار‌ها را که دیگر ما بلد هستیم!