اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حج ابراهیمی

و دستورالعمل، پرسش و پاسخ راجع به حج

0
جلسات

مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این سخنرانی که مصادف با ماه ذی‌قعده و در آستانه سفر معنوی حج تمتع، در جمع افرادی که عازم بیت الله الحرام بودند، ایراد شده است در ابتدا به بیان جایگاه حج در اسلام و مأموریت دشوار حضرت ابراهیم علیه السلام در بنای کعبه پرداخته‌اند. مرحوم استاد با اشاره به حالات اولیای الهی از جمله علامه طهرانی (رضوان الله علیه) قبل، حین و بعد از سفر حج به دستورالعمل‌های بسیار مهمی برای استفاده هر چه بیشتر و بهتر از این سفر معنوی اشاره می‌کنند که دانستن و به کاربستن آنها در رشد و تعالی روحانی حاجی بسیار تأثیرگذار خواهد بود. از جمله این نکات کنارگذاشتن تعلقات مادی و دنیوی، ضرورت التفات به باطن و حقیقت اعمال حج و توجه به توحید و پرهیز از حواشی مضرّ مانند خرید سوغاتی و ... می‌باشد. ایشان در پایان فرمایشات‌شان به پرسش‌های زائران پاسخ داده‌اند.

حقیقت حج ابراهیمی

13
  • وقتی که انسان به مسجدالنّبی می‌رود، باید بداند که به منزل خودش آمده است! حرم پیغمبر منزل واقعی ما است، همۀ ما فرزندان پیغمبر هستیم و باید این مسئله را بدانیم. وقتی که به مسجدالنّبی می‌روید، نباید به این نیت بروید که می‌خواهید پیغمبر را زیارت کنید! باید به این نیت بروید که دارید به منزل خودتان وارد می‌شوید! به خانۀ خودمان آمده‌ایم! همان‌جا احساس کنید که در منزل خودتان هستید و این منزل خودتان است و بقیّه همه اعتباری است. و هرچه بیشتر بمانید [خوب است!] ولو اینکه قرآن هم نخوانید، بروید کار‌هایتان را در مسجدالنّبی انجام بدهید، گوشه و کناری پیدا کنید و بنشینید.

  • من در همین سفر عمره‌ای که تقریباً دو ماه پیش خداوند توفیق داد که مشرّف شدیم، صبح به مسجدالنّبی می‌رفتم و شب ساعت ده بیرون می‌آ‌مدم! تازه آن هم چون دیگر [در را می‌بستند!] و واقعاً می‌دیدم از اینجا کجا بروم؟! همان‌جا بعد از ظهر هم می‌خوابیدم؛ همان کنار هم می‌خوابیدم و هم چیزی که قرار بود بنویسم همان‌جا می‌نوشتم. واقعاً می‌دیدم از اینجا بیرون بیایم کجا بروم؟! بلند شوم کجا بروم؟! در مسجد‌الحرام هم که خب در باز بود و شب‌ها دیگر مسئله‌ای نبود.

  • یعنی انسان باید احساس کند که در یک هم‌چینن وضعیتی [قرار دارد!] سایر مسائل و عروسک و پفک و [غیره] همه‌جا هست، هم اینجا پیدا می‌شود و هم جا‌های دیگر پیدا می‌شود، آنچه که آنجا پیدا نشود، آنم آرزو است!1 حال انسان بیاید از آن اول [بپردازد به] این لباس و آن فلان و[مسائل دیگر]! باید چشممان را نسبت به آنچه که هست ببنیدیم! البتّه خریدن سوغات خوب است، مستحب است، باید هم انسان بخرد، اما بگذارد در آن دو سه روز آخر؛ یک روز برود و هرچه برای افراد میسّر هست انجام بدهد.

  • تلف نکردن اوقات مغتنم برای خرید سوغاتی در حج 

  • مطلب دیگر این است که رفقا باید توجه داشته باشند که متأسفانه امروز خیلی از قضایا آمده و مسائل اصلی را تحت‌الشعاع قرار داده است! حاجی می‌خواهد به مکّه برود و عبادت انجام بدهد، دارد با یک کوله‌باری از تقاضا‌ها و خواست‌ها و توقّعات حرکت می‌کند، از آن اول به‌دنبال این است که او چه گفته است و دیگری چه گفته است، به‌طوری‌که اصلاً مسئلۀ اصلی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد! در کدام قانون است که وقتی حاجی می‌خواهد برود، باید برای همه سوغاتی بیاورد؟! چه کسی گفته است؟! چه کسی گفته باید برای همه سوغاتی بیاورد؟! بلکه برای همان اهل منزل، آن هم به‌طور محدود و به‌طور مشخص؛ اما اینکه بخواهد برای عمّه و خاله و برادر و قوم‌و‌خویش و شریک بیاورد، تمام اینها خارج از مسئله است و حاجی را از پرداختن به واقعیت و پرداختن به آنچه که برای او حرکت کرده است باز می‌دارد. فکر او همه این است که او از ما چه خواسته و اگر نخریم ناراحت می‌شود! ناراحت می‌شود که ناراحت می‌شود! باید این فرهنگ عوض شود.

    1. دیوان کبیر شمس، ص 203:
      گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما***گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست