اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت حج ابراهیمی

و دستورالعمل، پرسش و پاسخ راجع به حج

0
جلسات

مرحوم آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این سخنرانی که مصادف با ماه ذی‌قعده و در آستانه سفر معنوی حج تمتع، در جمع افرادی که عازم بیت الله الحرام بودند، ایراد شده است در ابتدا به بیان جایگاه حج در اسلام و مأموریت دشوار حضرت ابراهیم علیه السلام در بنای کعبه پرداخته‌اند. مرحوم استاد با اشاره به حالات اولیای الهی از جمله علامه طهرانی (رضوان الله علیه) قبل، حین و بعد از سفر حج به دستورالعمل‌های بسیار مهمی برای استفاده هر چه بیشتر و بهتر از این سفر معنوی اشاره می‌کنند که دانستن و به کاربستن آنها در رشد و تعالی روحانی حاجی بسیار تأثیرگذار خواهد بود. از جمله این نکات کنارگذاشتن تعلقات مادی و دنیوی، ضرورت التفات به باطن و حقیقت اعمال حج و توجه به توحید و پرهیز از حواشی مضرّ مانند خرید سوغاتی و ... می‌باشد. ایشان در پایان فرمایشات‌شان به پرسش‌های زائران پاسخ داده‌اند.

حقیقت حج ابراهیمی

3
  • یعنی تخلیة السرب که یکی از شرایط حج است به یک نحو دیگری در صحبت‌های ایشان مطرح می‌شد و آمادگی راه [در دیدگاه ایشان] به شکل دیگری بود1 و کأنّ آن جنبۀ ولایی حج و نورانیت حج و آن استیلاء حج بر شرایط وجودی انسان می‌آمد و غلبه می‌کرد. و این جهات دست‌وپاگیر را از میان برمی‌داشت!

  • تعبیرات ایشان نسبت به این قضیّه خیلی تعبیرات عمیقی بود. و من یادم است که در یک مجلسی ـ مجلس عقدی بود، و دأب ایشان بر این بود که وقتی عقدی خوانده می‌شد، راجع به حجّ افراد هم سؤال می‌کردند؛ که مثلاً پدر عروس‌خانم یا پدر داماد به حج مشرّف شده‌اند یا نه؟ اگر آنها می‌گفتند مشرّف شده‌ایم، ایشان حتماً اسم «حاج» را هم هنگام قرائت خطبه می‌آوردند، و اگر می‌گفتند به حج مشرّف نشده‌ایم دعا می‌کردند که هرچه زودتر این توفیق پیدا شود و از این نعمت محروم نشوند؛ و اگر شخصی متمکّن بود و مشرّف نشده بود، کاملاً آثار ملالت و آثار اکراه در چهرۀ ایشان مشخّص می‌شد که اصلاً از این شخص بدشان می‌آمد، و با یک اکراهی عقد این شخصی را که متمکّن بوده اما اهمال کرده و نرفته است را می‌خواندند و خطبۀ عقد را جاری می‌کردند! ـ شخصی بود که خیلی هم متمکّن بود، اما گفته بود که من مقلّد فلان آقا ـ یک شخصی از آقایان که فعلاً از دنیا رفته است ـ بودم و ایشان به من اجازه داده‌اند که صبر کنم! ایشان عصبانی شدند و گفتند:

  • ایشان که سهل است، پدر جدّ او هم نمی‌تواند و یک‌هم‌چنین حقی ندارد که این حرف را به شما بزند!

  • یک‌مرتبه، خیلی برای ما عجیب بود که در یک‌هم‌چنین وضع و یک‌هم‌چنین موقعیتی این حرف [را بزنند!] خلاصه خیلی مسئلۀ عجیبی بود. چه کسی یک‌هم‌چنین حقی دارد که به شما بگوید حج را انجام ندهید؟! مسئلۀ حج مسئلۀ ساده‌ای نیست و کسی که متمتّع از انجام فریضۀ حج است نباید صبر کند تا اسم بنویسد و طبق همان شرایط عادی [منتظر بماند! بلکه] اگر صد ملیون هم [نیاز باشد که] بدهد باید بدهد و به حج برود! مسئله، مسئلۀ سهلی نیست که بخواهد انجام بدهد. مگر اینکه نتواند و یا برای او میسور نباشد که با شرایط غیرعادی ـ از همین وسایل ظاهری ـ به حج مشرّف شود.

    1. . جهت اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب، رجوع شود به نرم‌افزار کیمیای سعادت، درس خارج فقه حج، مجلس 5 و 6.