
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
19امروز مولانا بهعنوان افتخار عالم تلقّی شده [و] این مسئله را تمام دنیا دارند میپذیرند و پذیرفتند؛ بروید [در قونیه] سالگرد وفات مولانا را ببینید چه خبر است، [اصلاً] جای سوزن انداختن هست؟ از همۀ ادیان [و] از همۀ دنیا میآیند، اشعارش را میخوانند با اشعارش زندگی میکنند.
کسی شما [را اجبار نکرده و] نگفته [که] بیا [و] آن شعری [را] که راجع به خلفا گفته، بپذیر! [با وجود این]که [آیا] با تقیه گفته [یا] غیر [تقیّه اختلاف است.] اصلاً میگوییم نه، به غیر تقیّه گفته، [دیگر] بالاتر از این! خیلی خب [این شعرش را] قبول نکن؛ [امّا] آن [شعر] دیگرش را بپذیر، آن حرف خوبش را برو بپذیر. این دُگمی یعنی چه؟! این مسائل یعنی چه؟! چرا ما بیاییم دائماً وقتمان را بر این مسائل و مطالب تلف کنیم، بر این چیزهایی که صدمَنیکغاز هم ارزش ندارد! دائماً [بگوییم:] «آن سنّی بود این شیعه بود!»
ما که شیعه بودیم چه گُلی به سر اهلبیت و ائمه زدیم؟! آیا اگر امام زمان ظهور کند کارهای ما را تأیید میکند؟! آنچه را که داریم به همدیگر میگوییم تأیید میکند؟! آن تهمتهایی که داریم به همدیگر میزنیم تأیید میکند؟! آن خلافهایی را که در این مدّت مرتکب شدیم امام زمان تأیید میکند؟! [پیش خودمان هم میگوییم:] «الحمدلله شیعهایم و محییالدّین سنّی است. دیگر هیچ، تمام مشکلات [حل] شد، هیچ مسئلهای دیگر وجود ندارد!»
من هم الآن در این مجلس گفتم که قبول کردیم محییالدّین سنّی است! خب دیگر، حرفتان چیست؟! آقا قبول کردیم، محییالدّین را سنّی کردیم، عطار را سنّی کردیم، او که میگوید:
این هم سنّی است، این هم قبول کردیم. آن کسی که میآید راجع به علی آنطور صحبت میکند که یک نفر شیعه ـ شیعههای اصطلاحی ـ در این مدّت نیامده [تا مثل او صحبت کند]، آنهم سنّی است؛ آن محییالدّین با آن مطالبش در فتوحات و مسائلش راجع به ائمه، او هم سنّی است؛ ابنفارض هم که آمده گفته:
