
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
20او هم سنّی است. خیلی خب همه سنّی شدند، قبول؛ آخرش که چه؟! دعوا نداریم دیگر! دیگر خیالتان راحت شد؟! [با سنّی شدن این بزرگان] چه مشکلی حل شد؟!
ما [دائما درگیر این مسائل و مطالب شدهایم!] به جای اینکه بیاییم مردم را دعوت به توحید [و] عرفان واقعی کنیم، دعوت به مسیر مرحوم آخوند ملاّحسینقلیهمدانی کنیم؛ که همین آقایان علمای اعلام آمدند [و] تهمت صوفیگری و درویشی به این مرد بزرگ زدند و بعد برای مرحوم شَرَبیانی نوشتند که: «آقا! این [ملاحسینقلی] صوفی است، درویش است.» ایشان گفت: «اگر صوفیگری این است که آخوند دارد، ای کاش خدا ما را یکی از صوفیه قرار بدهد!»1
خب حالا چون مرحوم شربیانی تأیید کرد، دیگر نباید به آخوند حرفی زد، دیگر مسئله تمام است؛ وإلاّ نه! میگیریم طردش میکنیم، سنگ میزنیم پدرش [را] هم درمیآوریم، اگر هم دستمان رسید ترتیبش [را] هم میدهیم، از صحنه روزگار هم حذفش میکنیم!
باوجود امام زمان بهعنوان ولیّ دین، هرگز نور خدا و ولایت خاموش نخواهد شد
﴿يُرِيدُونَ لِيُطۡفُِٔواْ نُورَ ٱللَهِ بِأَفۡوَٰهِهِمۡ﴾ میخواهند نور خدا را خاموش کنند ولی ﴿وَٱللَهُ مُتِمُّ نُورِهِۦ﴾، خدا نمیگذارد. خدا نمیگذارد ولایت امیرالمؤمنین در کتمان بماند؛ خدا نمیگذارد آن حقیقتی را که علی برای آن حقیقت، فاطمۀ زهرا را در راه خدا داد از بین برود. ما بیخود زحمت نکشیم. آن حقیقتی [را] که حسنین در راه آن حقیقت فدا شدند، آن حقیقت هست و [هرگز خاموش نخواهد شد.] امام زمان همان بچّۀ حسن و حسین، [بهعنوان] ولیّ دین و قیّم دین نمیگذارد که با این مطالب [و] با چاپ کردن کتابها آن نور و ولایت پدرش از بین برود.
آمریکا و انگلیس چه کسی هستند؟! امروز حالا رسم شده هر چه [میشود] را میگویند: «دشمن دشمن!» آنها بهاندازۀ یک پشه هم نمیتوانند کاری کنند؛ آمریکا چیست؟ انگلیس چیست؟ روس و غرب و فلان و این حرفها چیست؟ دشمن خود ما هستیم که داریم تیشه به ریشۀ دین میزنیم، دشمن ما هستیم که با اعمال و رفتارمان آبرویی برای پیغمبر و [ائمه] باقی نگذاشتیم؛ دشمن کیست؟!
- مهرتابان، ص 322: «علامه[طباطبایی رضوان الله علیه]: جماعتی، دسته جمعی توطئه نموده بودند، و درباره روش عرفانی و الهی و توحیدی مرحوم آخوند ملاّ حسینقلی انتقاد کرده، و یک عریضهای به مرحوم آیتالله شَرَبْیانیّ نوشته بودند. (در اوقاتی که مرحوم شربیانی ریاست مسلمین را داشته، و بهعنوان رئیس مطلق وقت شمرده میشده است.) و در آن نوشته بودند که آخوند ملاّ حسینقلی روش صوفیانه را پیش گرفته است. مرحوم شربیانی نامه را مطالعه فرمود، و قلم را برداشت و در زیر نامه نوشت:
”کاش خداوند مرا مثل آخوند، صوفی قرار بدهد.“
دیگر با این جمله شربیانی کار تمام شد؛ و دسیسههای آنان همه بر باد رفت.»
- مهرتابان، ص 322: «علامه[طباطبایی رضوان الله علیه]: جماعتی، دسته جمعی توطئه نموده بودند، و درباره روش عرفانی و الهی و توحیدی مرحوم آخوند ملاّ حسینقلی انتقاد کرده، و یک عریضهای به مرحوم آیتالله شَرَبْیانیّ نوشته بودند. (در اوقاتی که مرحوم شربیانی ریاست مسلمین را داشته، و بهعنوان رئیس مطلق وقت شمرده میشده است.) و در آن نوشته بودند که آخوند ملاّ حسینقلی روش صوفیانه را پیش گرفته است. مرحوم شربیانی نامه را مطالعه فرمود، و قلم را برداشت و در زیر نامه نوشت:
