
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
و گرایش به حقایق و اصالتهای الهی
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
تشیّع، مکتب دوری از اعتباریات
22ما [تازه] امروز به این مسئله رسیدیم و میرسیم که اینها چه افق فکری داشتند و به مسائل به چه نحو نگاه میکردند؛ آیا در روز قیامت میتواند یک منحرفی بیاید و دامن علامۀ طباطبایی را بگیرد [و] بگوید: «من به تو نگاه کردم و منحرف شدم»؟! ابدا، نمیتواند؛ چون علامۀ طباطبایی نقص ندارد. آیا در روز قیامت میتواند یک منحرفی بیاید و دامن مرحوم قاضی را بگیرد و بگوید: «من به تو و به کارهای تو نگاه کردم [و لذا] دست از خدا و پیغمبر برداشتم»؟!
آیا در روز قیامت [میتواند] یکی بیاید جلوی حاج میرزا جواد ملکیتبریزی را بگیرد، جلوی مرحوم قاضی را بگیرد، جلوی آقای حدّاد را بگیرد، جلوی اولیای خدا را بگیرد، جلوی علمای وارسته و صلحا را بگیرد؟! حالا لازم نیست که حتماً [همه] از عرفا باشند، نه، [بلکه میتواند یک] عالمِ وارستۀ صالحِ متعبّدِ متّقی [باشد]، ولو به آن مراتب [عالیه] هم نرسیده باشد. خیلی این مسئله مو [را] بر بدن انسان راست میکند که چطور ما نسبت به این مسئله اصلاً توجه نداریم!
لذا در این زمان یک عالم دینی چه وظیفهای دارد؟ وظیفۀ او این است که فقط حق را ببیند و حق را بفهمد و بعد از فهمیدن حق نباید به هیچکسِ دیگر توجه کند، تمام شد؛ یک عالم دینی نباید به زید و عمرو و بکر نگاه کند، [بلکه] فقط باید به امام صادق نگاه کند و بس. هرکسی هرچه میخواهد بگویید، هرکسی هر حرفی میخواهد بزند، هر کسی هر نوع میخواهد [برداشت کند]؛ مگر ما در این دنیا آمدیم که رضایت این و آن را جلب کنیم؟! مگر ما در این دنیا آمدیم کتابی بنویسیم که رضایت [فلان] آقا و [فلان] آقا جلب بشود [و] لبخند بر لبان آقا بیاید؟! میخواهیم صد سال لبخند نیاید.
بله، خلاف گفتن، ناسزا گفتن، [حرف] نامربوط گفتن، اینها همه خلاف است و چهبسا حرام است؛ ولی اگر من و شما و دیگران برای افراد بیان حق [نکنند و] نگویند، پس آن کسی که این استعداد و آمادگی را دارد که تلقّی حقایق کند، [باید] از کجا این مطالب را بهدست بیاورد؟! خب این حرفها که جای دیگر نیست! تا مرحوم آقا [علامه طهرانی] نیایند [و] یک کتاب روح مجرّدی ننویسند و در آن کتاب مطالبی را نگویند، چطور میتواند این اذهانی که از هر طرف در تحتِ جوّ تبلیغات قرار گرفته است، این پردۀ تبلیغات را بشکافد و به آن حقیقت دسترسی پیدا کند؟! جای دیگر که این حرفها نیست! خب [حالا اگر] این حرفها هم زده شود، [صدا به اعتراض بلند میشود که:] آی! علامۀ طهرانی راجع به فلان مسئله، فلان مطلب را گفته؛ آی! ایشان در فلان کتاب راجع به حوزۀ فلان، فلان حرف را زده!» خب اگر [اینطور] نیست [و مطلب] دروغ است، بگویید نیست، دروغ است.
