اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خروج از ظلمات دنیا به سوی نور توحید

شرح آیه أن أخرج قومك من الظلمات إلى النور وذكرهم بأيام الله

0
جلسات

1) معنای ظلمات در آیۀ ﴿أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ﴾. 2) اختلاف منطق مادّیین و الهیّین در رابطه با دنیا 3) خصوصیات اصحاب‌الیمین و مقرّبین 4) لزوم عمل بر طبق تکلیف و شرایط 5) معنای صبار و شکور

خروج از ظلمات دنیا به سوی نور توحید

11
  • در آن آیه که حضرت ابراهیم علی نبیّنا و آله و علیه السلام می‌فرماید: ﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾؛1 «پروردگارا، این بت‌ها بسیاری از مردم را گمراه کرده‌اند»، آیا منظور حضرت ابراهیم این بت‌های ظاهری است؟! یعنی آن حضرت با آن مقام و با آن عظمت خود در مقام دعا و استغاثۀ به پروردگار می‌گوید: این بت‌های تراشیدۀ چوبی و آهنی، مردم را گمراه کرده‌اند؟! اینها که چیزی نیستند! پس مقصود از این بت چه بتی است؟ منظور از این بت، بت نفس است! منظور از این بت‌ها، جاذبه‌های عالم دنیا است که تعلّق انسان را به عالم دنیا تقویت می‌کند! منظور حضرت، این بت است؛ لذا اگر از نقطه‌نظر دقت بلاغی و ادبی به این آیه نگاه کنیم می‌بینیم که نمی‌فرماید: «إنّها» بلکه تعبیر به ﴿إِنَّهُنَّ﴾ می‌آورد! ﴿إِنَّهُنَّ﴾ برای مؤنث عاقل می‌آید؛ یعنی این اشیایی که در این دنیا هستند، آن‌چنان جاذبه دارند و آن‌چنان فریبندگی و جذابیت در آنها است که کأنّ برای انحراف افراد، دارای عقل و مکر و حیله و تجربه هستند و از نظر تعلّق به نفس، جنبۀ تدبیر و اداره و تعقل به خود می‌گیرند و انسان را در محدودۀ بُعد از پروردگار نگه می‌دارند و صرفاً یک موجود ثابت و راکد و ساکن نیستند، بلکه حیله‌گری و مکر و جاذبه دارند و عقل و فکر را می‌ربایند.

  • ﴿فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُۥ مِنِّي﴾؛2 «هر کسی که به‌دنبال من بیاید، او از من است!» این معنا که انسان مقصود و مقصد خود را ماوراء این امور قرار بدهد، برای کمتر کسی حاصل می‌شود؛ و این همان مسئله‌ای است که رسالت پیغمبران و ائمه علیهم السلام به‌دنبال آن است.

  • نقد نظریۀ عدم نیاز به پرداختن به معارف الهی

  • از مرحوم آقا شیخ محمدعلی کاظمی که از بزرگان و علمای نجف بود، نقل می‌کنند که ایشان می‌گفتند:

  • اینکه ما به علوم و معارف الهی و حکمت نمی‌پردازیم، به‌خاطر این است که این مسائل در مقام عبادت و عبودیت، هیچ ضرورتی برای عبد ندارند! عبد در مقام عبودیت، باید عبودیت خود را بکند؛ حالا چه‌کار دارد مولا چه شخصی است؟! چه‌کار دارد مولا دارای چه اسماء و صفاتی است؟! چه‌کار دارد مولا دارای چه خصوصیاتی است؟! آیا مولای او مجرّد است یا مادّی است؟ آیا مولای او دارای اسماء و صفات کلّیه است یا نه؟ نحوۀ نزول وجود و اسماء کلّیه به چه نحو است؟ مراتب عالیه به چه کیفیت است؟ عبد باید عبودیت خود را بکند و دیگر به این مسائل نباید کار داشته باشد!3

    1. سوره ابراهیم (١٤) آیه ٣٦.
    2. سوره ابراهیم (١٤) آیه ٣٦.
    3. رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٤١١.