
بنای کعبه و رازِ تطهیرِ بیتالله الحرام
تفسیر آیۀ ﴿أَن طَهِّرَا بَيتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَٱلعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ﴾
عید قربان روزی است که همه مردم به سوی عرفات رفتهاند. و در آنجا وقوف کردهاند. و شب هم به مشعر آمدهاند. و در آنجا جمال و جلال خدا را تماشا کردهاند. و در این روز هم رَمی جمرات و قربانی کردهاند. همه این اعمال، ظاهری دارند و باطنی، ظاهر را همه با چشم سَر میبینند! اما باطن را چشم دل لازم است. آن دلی که از جمیع تعلقات و کثرات عالم دنیا خارج شده است. و با گذشتن از ابتلائات و امتحانات الهی به طهارت سِر و باطن رسیده است. و وارد در عالم توحید شده است. در این مجلس حضرت آیت الله طهرانی رضوان الله علیه قصد دارند با شرح و توضیح آیه 125 سوره بقره اسراری از عید قربان را بازگو کنند که از جمله این مطالب میشود به چند نکته زیر اشاره کرد: 1) منظور از تطهیر در آیۀ ﴿أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ﴾ 2) خصوصیات عالم توحید 3) تأثیرات تعلّق و توجه به دنیا 4) تأثیر ملکوت بر زمان و مکان 5) معنای دین 6) معنای حقیقی ذبح عظیم 7) امام حسین حقیقت دین و شرع 8) ابتلائات حضرت ابراهیم، بعد از رسیدن به مقام نبوت و رسالت 9) شریک بودن هاجر با حضرت ابراهیم و اسماعیل در ساختن کعبه...
بنای کعبه و رازِ تطهیرِ بیتالله الحرام
توضیحات:
عید قربان روزی است که همه مردم به سوی عرفات رفتهاند. و در آنجا وقوف کردهاند. و شب هم به مشعر آمدهاند. و در آنجا جمال و جلال خدا را تماشا کردهاند. و در این روز هم رَمی جمرات و قربانی کردهاند. همه این اعمال، ظاهری دارند و باطنی، ظاهر را همه با چشم سَر میبینند! اما باطن را چشم دل لازم است. آن دلی که از جمیع تعلقات و کثرات عالم دنیا خارج شده است. و با گذشتن از ابتلائات و امتحانات الهی به طهارت سِر و باطن رسیده است. و وارد در عالم توحید شده است. در این مجلس حضرت آیت الله طهرانی رضوان الله علیه قصد دارند با شرح و توضیح آیه 125 سوره بقره اسراری از عید قربان را بازگو کنند که از جمله این مطالب میشود به چند نکته زیر اشاره کرد: 1) منظور از تطهیر در آیۀ ﴿أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ﴾ 2) خصوصیات عالم توحید 3) تأثیرات تعلّق و توجه به دنیا 4) تأثیر ملکوت بر زمان و مکان 5) معنای دین 6) معنای حقیقی ذبح عظیم 7) امام حسین حقیقت دین و شرع 8) ابتلائات حضرت ابراهیم، بعد از رسیدن به مقام نبوت و رسالت 9) شریک بودن هاجر با حضرت ابراهیم و اسماعیل در ساختن کعبه...
بنای کعبه و رازِ تطهیرِ بیتالله الحرام
8حالا دیدید کسی که این گنج نصیبش بشود و به این مرتبه -که مرتبۀ عبودیت است -برسد، [دیگر از هیچ چیزی نمیترسد! به او میگویند:] «مال تو را میگیریم!»
ـ مگر من خودم [بهدست] آوردهام که حالا تو میخواهی از من بگیری؟! از یک جا آمده و از یک جا هم باید برود!
ـ از این موقعیت تو را میاندازیم!
ـ تازه تکلیف از سرمان میافتد و دیگر راحت میشویم!
ـ تو را در سجن میاندازیم و از بین میبریم!
ـ در سجن یک مکان خلوتی پیدا میکنیم که از شرّ این و آن در امان میمانیم!
تمام این مسائلی که در طول تاریخ، زعمای جاهل و حکّام نادان بهعنوان حربه برای مردم نادان بهکار میبردند، در مکتب امیرالمؤمنین و رسول خدا علیهما السلام و در مکتب توحید دیگر جایی ندارند؛ چون در آن مکتب، ریاست نمیدهند! در آن مکتب، مال و منال نمیدهند و اگر هم بخواهند بدهند، ظاهری است! در آن مکتب، دادن مانند گرفتن است و گرفتن مانند دادن است؛ و بلکه گرفتن خیلی بهتر است! در آن مکتب، موقعیت دادن با موقعیت گرفتن یکی است!
امیرالمؤمنین علیه السلام چه مالک اشتر را حاکم مصر بکند و او را برای مصر بفرستد، و چه حکم سلب حکومت از مصر را به او بدهد و بگوید از آنجا دست بردار و بیا، برای مالک فرقی نمیکند! او میگوید: «چه بهتر! راحت شدیم!» شما خیال نکنید که داشتنِ حکومت مصر برای مالک اشتر جشن و پایکوبی برقرار کرد؛ نهخیر، تازه مالک اشتر دو دستی بر سرش زد که حالا چطور از عهدۀ این تکلیف بربیاید!
شما تصور نکنید که وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام حکومتی را به محمد بن ابیبکر داد، او به رقص و پایکوبی پرداخت! نهخیر، تازه به بیچارگی و بدبختیِ خود و اینکه چطور از عهدۀ این مسئولیت برخواهد آمد، گریه کرد!
بزرگانی بودند که وقتی برای آنها موقعیتی پیش میآمد، به ضجّه و زاری میپرداختند! مسئله اینطور بود! ما هستیم که گرفتار این تعلّقات و این اعتبارات هستیم، ولی آنها که اینطور نبودند!
