کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
توضیحات:
کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
29یکی از اقوام ما بود [که] سه چهله پشت سر همینطوری پشت خط ایستاده بود! میگفت: «خدایا ما عروسی نخواستیم؛ اینها را نمیران! ما جشن نخواستیم! جلو عزرائیلت را بگیر [که] افتاده در فامیل ما، این نرفته آن یکی [را] دارد میآید [میکشد]!». خب آقا اینها غلط است! اینها با عقل جور در نمیآید! پسر و دختری که عروسی کردهاند، دلیلی ندارد حتّی یک شب تأخیر بیندازند. خودشان نمیخواهند، نخواهند، خودشان بخواهند یک سال دیگر، [این یک مطلب دیگر است.] امّا اینکه ما بیایم قانونی برداریم بیاوریم و آن قانون تثبیت کنیم و اگر کسی مخالفت کند، اصلاً از فامیل [طرد کنیم و بگوییم:] «هنوز پدر من چهلهاش نشده، برداشته عروسی پسرش را [راه] انداخته!» [این اصلا درست نیست].
وقتی که مرحوم پدر ما [علامه طهرانی] فوت کردند، روز دهمدوازدهم بود یکی از اقوام ما، ما را دید [و] با یک خجالت و فلان گفت: «میخواهم یک چیزی بگویم؛ میخواهیم عروسی بگیریم [ولی از این طرف، هنوز] چهلم [پدر شما نشده؛ به هر حال اگر اجازه شما باشد، عروسی را میخواهیم بگیریم؟] [آن هم] پدر ما، نه اینکه یک فرد عادی!
گفتم: «از شفاعت پدرم محروم هستی اگر عروسی نگیری! محروم هستی! خب دلیل ندارد [که نگیرید]! گفت: «نه، شما برو به مادرت بگو!» گفتم: «من میدانم نظر ایشان هم همین است»؛ آمدم به والده گفتم؛ البتّه ایشان خب گفتند که بسیار خوب حالا مثلا...؛ توضیح دادم و ایشان قانع شدند و گفتند که: «خب [اگر] نظر پدرت اینطور بوده ما هم حرف نداریم.» [بعد] من تلفن کردم [و گفتم مشکلی ندارد]. اصلاً چهله نشده بود؛ بیستم بود، هفدهم بود، هجدهم بود. درست؟!
ولی مردم میگویند: «نه، ما میخواهیم آن طور باشیم!» پس مردم نمیخواهند راه عقلایی بروند! مردم نمیخواهند راه صحیح بروند! ما میگوییم باید اینطور باشد. حالا چشممان روشن، مردم هم بخواهند بروند، امثال ما نمیگذارند بروند! امثال ما میگویند: «نه آقا باید چهله باشد! این چه بساطی است؟!» [در اینجا] بایستی که مسئله به جای دیگر برخورد پیدا کند!

