کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
توضیحات:
کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
33دین و مکتب اسلام برای همه است؛ منتها بعضی افرادی هستند که خیلی توجّه ندارند؛ میگوید: «برویم ببینیم اینجا چه خبر است!» و میآیند وقت میگیرند و وقت تلف میکنند و...!
یک وقت که من در طهران صحبت میکردم یک قضیّهای اتّفاق افتاده بود. جلسۀ خانمهای طهران بود؛ البته خیلی زیاد بودند؛ جمعیّت آنجا خیلی زیاد است. گفتم: «خب افرادی که این مطالب را قبول ندارند، نیایند که اکسیژن بقیّه کم نشود!» فقط همین؛ اکسیژن کم نشود؛ جا کمتر گرفته بشود؛ خب آقا، این همه هیأت در طهران هستند، این همه جلسه هست، بالا [و] پایین این همه جلسه هست؛ خوب بروید شرکت بکنید. خب چه داعی انسان دارد که حتماً بلند شود بیاید اینجا، بعد هم بگوید: «آقا این حرفها که شما میزنید چیست؟!» مگر من بلند میشوم همه جلسات میروم؟! مگر من بلند میشوم میروم جای بقیه را تنگ کنم؟! وقتی میبینم یک جا به دردم نمیخورد، خب نمیروم؛ خب شما هم همین کار را بکن. درست شد؟!
این قضیّه است که باعث شده بنده عرض کنم افرادی که خب اینها از دوستان هستند [تشریف بیاورند] و الا اگر واقعاً فردی است [که] دنبال مطلب میگردد، حالا از رفقا نیست خب نباشد، [اما] دنبال مطلب میگردد؛ لعّل اینکه بشود. مگر شما رفقا و دوستان از اوّل که از شکم مادر آمدید [با هم] رفیق بودید؟ نه! هرکسی برای خودش سالیانی طیّ کرده بعد بهواسطۀ برخورد با یک جریانی، یکمرتبه جرّقهای در ذهنش خورده و راه افتاده [آمده اینجا].
الآن بسیای از افرادی که در خارج از ایران و اینطرف و آنطرف، از مخدّرات و خانمها با ما ارتباط دارند، سابق در یک وضعیّتی بودند که من نمیتوانم بیان کنم، ولی وقتی که نور خدا بیاید [و] جرقّه بخورد، همین خانم، همین مرد، همین کوچک، همین بزرگ، همین جوان، همین پیر، یکمرتبه متحوّل میشود؛ الآن آن خانم در منزلش آنطوری [مثل قبل] تلویزیون ندارد! منزلش نه اینکه از این منزلهای پنجاهشصت متری باشد، در بهترین منزل (فرض کنید که شمال طهران) [زندگی میکند]! عکس مرحوم آقا [علامه طهرانی] را گذاشته [روی دیوار]! یعنی [قبلاً] چه عکسهایی اینجا بوده، رفته جایش عکس آقا آمده! چه دستگاههایی اینجاها بوده، رفته جایش وسایل دیگر آمده! چه حالوهوایی [در زندگیشان بهوجود آمده]! همین خانم آمده همسرش را هم عوض کرده؛ یعنی خانم آمده [شوهرش را] عوض کرده، نه [اینکه] مرد زنش را! ببینید [نور خدا] چه تأثیری دارد! نور خدا هرجا برود، در آنجا نفوذ میکند و برمیگرداند و متحوّل میکند! زن باشد، مرد را برمیگرداند؛ مرد باشد، زن را برمیگرداند؛ بچّهها را برمیگرداند؛ و این بایستی جلو برود.

