کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
توضیحات:
کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
5خب حالا اگر این اطاق عمل را به من بسپارند [و] بگویند: «فلانی، شما برو انجام بده!» [من] میزنم [بیمار را] میکشم! خب باید یکی [را] بهجای خودش بگذارد که بتواند آن عمل را انجام بدهد دیگر. [این] که طبیعی است.
ابوبکر، عقلانیت را در پایِ خلافت ذبح کرد
تو که رفتی بهجای پیغمبر نشستی، باید بتوانی حرف پیغمبر را بزنی؛ باید همان حرف را بزنی؛ باید همان مطلب را بگویی؛ باید همان معارف را مطرح کنی؛ آیا ایشان [ابوبکر] میتوانست این [کار] را انجام بدهد؟! نمیتواند! چون همۀ افراد در یک حد نیستند؛ گیرم که چند الاغ در پای منبر تو باشند و هرچه را که تو بگویی [و] ریشت را تکان بدهی، آنها بگویند: «بله!» ولی همه که الاغ نیستند؛ بعضی هم در [بین] این افراد پیدا میشوند [که] عقل دارند، فهم دارند، کاه نخوردهاند! [اگر] آنها از تو سؤال بکنند، چه کار میکنی؟! اینها را ولشان کن؛ اینها را [اگر] بگویی که: «این [ذغال] سفید است!» میگویند: «بله!» [اگر] بگویی: «این کاغذ سیاه است!» میگویند: «بله!» هر دو را میگویند «بله!» آن کسیکه [وقتی] بگویی: «[این] سیاه است!» بگوید: «نخیر، سفید است»، آن را چه میکنی؟! برای آن چه فکری کردی؟! برای آن روز چه چارهای اندیشیدهای؟! همینطور بلند میشوی پلهها را میروی بالا [و آن] بالا مینشینی؟! خب فکر آن روز را هم بکن! خب حالا که میرود [بالای منبر رسول خدا] مینشیند، فکر آن روزش را [هم] کرده [است]! چه فکری؟! [اینکه] اوّلین کاری که میکند چاقو میگذارد وسط، عقل را، حرّیت را، آزادی را ذبح میکند؛ [میگوید]: «در این مسجدی که رسول خدا بوده، کسی نباید عقلش را بهکار بیندازد!» چون [اگر] عقلش بهکار بیفتد، او را از آن بالا پایین میکشد! شوخی نداریم!
[شخص] یهودی آمد در مدینه [سؤال کرد]: «خلیفۀ رسول خدا کیست؟!» گفتند: «آن کسی که آن بالا نشسته!» ابوبکر آن بالا نشسته بود. [ابوبکر به او گفت]: «بیا اسلام بیاور!» گفت: «من همینطوری [اسلام] نمیآورم؛ عقل دارم، امتحانش میکنم! جواب داد، اسلام میآورم، مخلصش هم هستیم، [اما ابتدا باید به سؤالم پاسخ بدهید]!»

