اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جایگاه تقوا

14٬374

کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه

جایگاه تقوا

توضیحات:

کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جایگاه تقوا

6
  • آمد از [ابوبکر] سؤال کرد، گفت: «تو خلیفۀ رسول خدا هستی؟» گفت: «بله!» گفت: «خدا کجاست؟» [ابابکر] گفت: «﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ﴾1؛ خدا روی عرش نشسته [است]!2 [روی] یک کرسی [و] تخت در آنجا [نشسته است].» [یهودی] گفت: «پس زمین خدا ندارد دیگر! خدا آن بالا نشسته [و] زمین خالی‌ [از خدا] است!»

  • [ابوبکر] یک فکری کرد [که] چه بگوید؟! تو که اصلاً از قاعدۀ «وحدت وجود» خبر نداری، از قاعدۀ «بسیط‌الحقیقه» خبر نداری، خب جواب این یهودی را [که] نمی‌توانی بدهی! می‌گویی: «خدا [آن] بالاست!» خب پس زمین خدا ندارد! خب یهودی راست می‌گوید؛ می‌گوید: «اگرخدا بالاست [پس در زمین نیست دیگر]!» الآن این آب جلوی من است، خب پس معلوم است آنجا نیست! الآن اینجاست؛ نمی‌شود که هم اینجا باشد هم آنجا![ابوبکر همین‌طور] ماند! [لذا] چه‌کار کرد؟! [گفت]: «بزنید بیرونش کنید!»

  • ها! ببینید! چاقو را فوراً گذاشت! عقل در اینجا ذبح شد؛ حریّت در اینجا ذبح شد؛ آزادی در اینجا ذبح شد؛ همه ذبح شدند! فقط چه ماند؟! خریّت و تقلید کورکورانه! [می‌گوید:] «هرچه من می‌گویم، بگو: ”چشم!“» این است دیگر! «کتکش بزنید [و] بیرونش کنید» معنایش این است دیگر؛ یعنی هرچه من می‌گویم بگو: «چشم!»

  • [می‌گوید:] چرا گفتی زمین خدا ندارد؟! اصلاً به تو چه ربطی دارد؟! به تو چه ربطی دارد [که] گفتی زمین خدا ندارد؟! [یهودی گفت]: «پس [اگر] به من ربط نداشته باشد، به که باید ربط داشته باشد؟!» [یهودی] بدبخت هم وقتی کتک‌ها را خورد، گفت: «خیلی خب، اسلامتان را فهمیدیم! خداحافظ شما.»

  • همین[که] آمد بیرون برود، یک‌دفعه ابوذر بود یا عمار، آمد [به او] گفت: «کجا می‌روی؟ بایست! اگر دنبال آن خلیفۀ [حقیقی رسول خدا] می‌گردی، من الآن او را می‌آورم.» آمد دست به دامان علی [شد، گفت]: «یاعلی بیا آبروی پیغمبر [و] همه‌چیز رفت!»

  • حضرت فرمود: «چه شده؟» گفت: « بیا نگاه کن ببین [که] این ـ اینها را من دارم می‌گویم؛ آن نگفت؛ حالا آن یک چیز دیگر گفت؛ اطلاع ندارم ـ چه دسته گلی به آب داده! چه [کار کرده]!» حضرت آمدند.

    1. سورۀ طه (20) آیۀ 5
    2. عرش به معنی کرسی است.
/