کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
توضیحات:
کرمان : اهمیت جایگاه تقوی و صدق در مسیر سیر و سلوک الی اللَه
جایگاه تقوا
6آمد از [ابوبکر] سؤال کرد، گفت: «تو خلیفۀ رسول خدا هستی؟» گفت: «بله!» گفت: «خدا کجاست؟» [ابابکر] گفت: «﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ ٱسۡتَوَىٰ﴾1؛ خدا روی عرش نشسته [است]!2 [روی] یک کرسی [و] تخت در آنجا [نشسته است].» [یهودی] گفت: «پس زمین خدا ندارد دیگر! خدا آن بالا نشسته [و] زمین خالی [از خدا] است!»
[ابوبکر] یک فکری کرد [که] چه بگوید؟! تو که اصلاً از قاعدۀ «وحدت وجود» خبر نداری، از قاعدۀ «بسیطالحقیقه» خبر نداری، خب جواب این یهودی را [که] نمیتوانی بدهی! میگویی: «خدا [آن] بالاست!» خب پس زمین خدا ندارد! خب یهودی راست میگوید؛ میگوید: «اگرخدا بالاست [پس در زمین نیست دیگر]!» الآن این آب جلوی من است، خب پس معلوم است آنجا نیست! الآن اینجاست؛ نمیشود که هم اینجا باشد هم آنجا![ابوبکر همینطور] ماند! [لذا] چهکار کرد؟! [گفت]: «بزنید بیرونش کنید!»
ها! ببینید! چاقو را فوراً گذاشت! عقل در اینجا ذبح شد؛ حریّت در اینجا ذبح شد؛ آزادی در اینجا ذبح شد؛ همه ذبح شدند! فقط چه ماند؟! خریّت و تقلید کورکورانه! [میگوید:] «هرچه من میگویم، بگو: ”چشم!“» این است دیگر! «کتکش بزنید [و] بیرونش کنید» معنایش این است دیگر؛ یعنی هرچه من میگویم بگو: «چشم!»
[میگوید:] چرا گفتی زمین خدا ندارد؟! اصلاً به تو چه ربطی دارد؟! به تو چه ربطی دارد [که] گفتی زمین خدا ندارد؟! [یهودی گفت]: «پس [اگر] به من ربط نداشته باشد، به که باید ربط داشته باشد؟!» [یهودی] بدبخت هم وقتی کتکها را خورد، گفت: «خیلی خب، اسلامتان را فهمیدیم! خداحافظ شما.»
همین[که] آمد بیرون برود، یکدفعه ابوذر بود یا عمار، آمد [به او] گفت: «کجا میروی؟ بایست! اگر دنبال آن خلیفۀ [حقیقی رسول خدا] میگردی، من الآن او را میآورم.» آمد دست به دامان علی [شد، گفت]: «یاعلی بیا آبروی پیغمبر [و] همهچیز رفت!»
حضرت فرمود: «چه شده؟» گفت: « بیا نگاه کن ببین [که] این ـ اینها را من دارم میگویم؛ آن نگفت؛ حالا آن یک چیز دیگر گفت؛ اطلاع ندارم ـ چه دسته گلی به آب داده! چه [کار کرده]!» حضرت آمدند.
- سورۀ طه (20) آیۀ 5
- عرش به معنی کرسی است.

