
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
و تبیین انحرافات بعد از علامه
این گفتار که یکی از جلسات مهم مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه با دوستان و رفقاء کرمان میباشد، حاوی مطالبی عمیق و مفصل پیرامون مبانی سلوکی و عرفانی مکتب علامه طهرانی است. حضرت استاد در این گفتار به بیان انحرافات بعد از رحلت علامه طهرانی اشاره نموده و کیفیت مقابله خود با این جریانات را تشریح میفرمایند. ایشان کیفیت نفوذ شیطان در قلوب افراد بعد از ارتحال یک ولیّ الهی را به نحو مشروح توضیح داده و تنها راه نجات از این مسئله را بکارگیری عقل و دوری از ظواهر میدانند. آیة الله حسینی طهرانی در ادامه به سه اصل مهم در مکتب عرفانی علامه طهرانی میپردازند: عقلانیت، مراقبه و رعایت حال. در بخش دیگری از این جلسه حوادث مهم تاریخ اسلام، از غصب خلافت امیرالمؤمنین تا مواردی مثل مشروطه و ... طرح و آسیب شناسی شده است. مرحوم استاد توجه به ظاهر امام و دور شدن از حقیقت ولایت را سرمنشاء بسیاری از انحرافات معرفی نموده و بیان میدارد تبعیت از کلام بزرگان و بدست آوردن سیره آنها از طریق افراد خبره و مطلع مسیر را برای سلوک سالکین هموار میکند. در پایان بر مقابله با هر تفکری که مسیر را برای سالکین راه خدا ناهموار کند تأکید میکنند.
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
توضیحات:
این گفتار که یکی از جلسات مهم مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه با دوستان و رفقاء کرمان میباشد، حاوی مطالبی عمیق و مفصل پیرامون مبانی سلوکی و عرفانی مکتب علامه طهرانی است. حضرت استاد در این گفتار به بیان انحرافات بعد از رحلت علامه طهرانی اشاره نموده و کیفیت مقابله خود با این جریانات را تشریح میفرمایند. ایشان کیفیت نفوذ شیطان در قلوب افراد بعد از ارتحال یک ولیّ الهی را به نحو مشروح توضیح داده و تنها راه نجات از این مسئله را بکارگیری عقل و دوری از ظواهر میدانند. آیة الله حسینی طهرانی در ادامه به سه اصل مهم در مکتب عرفانی علامه طهرانی میپردازند: عقلانیت، مراقبه و رعایت حال. در بخش دیگری از این جلسه حوادث مهم تاریخ اسلام، از غصب خلافت امیرالمؤمنین تا مواردی مثل مشروطه و ... طرح و آسیب شناسی شده است. مرحوم استاد توجه به ظاهر امام و دور شدن از حقیقت ولایت را سرمنشاء بسیاری از انحرافات معرفی نموده و بیان میدارد تبعیت از کلام بزرگان و بدست آوردن سیره آنها از طریق افراد خبره و مطلع مسیر را برای سلوک سالکین هموار میکند. در پایان بر مقابله با هر تفکری که مسیر را برای سالکین راه خدا ناهموار کند تأکید میکنند.
سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی
34حکایتی خواندنی دربارۀ نتیجۀ متابعت از علامه طهرانی
یکی از بستگان خود ما از بستگان نزدیک و از محارم میخواست عمره برود، میگفت من رفتم پیش مرحوم آقا گفتم: آقا من میخواهم بروم عمره ولی ظاهراً وقت مکهام مصادف با ایّام عذر میشود و من چند روز را از دست میدهم و این اولین سفر من است، دلم نمیخواهد که اینطور باشد، میخواهم همیشه در مسجدالحرام باشم! واقعاً بسیار زن محترم و اهل رعایت و خلاصه دنبال دنیا نبود و میخواست چیزی گیرش بیاید. مرحوم آقا گفتند: یک سؤال میکنم، میخواهی عمرهای انجام بدهی خدا بپسندد یا خودت بپسندی؟ این حرف حرف است، این حرف را شما از دهان صاحب رساله دیگر نمیشنوید؟ میخواهی چه عمرهای انجام بدهی، خدا بپسندد یا تو بپسندی؟ میگفت: فکر کردم، فکر کردم ـ فهمیدم منظور ایشان چیست ـ حالا نفس خودم را باید بمالم و بچلانم. گفتم: نه، میخواهم آن را که خدا گفته [انجام دهم]. گفتند: پس برو و از این کارها نکن! گفتند: میتوانی جلوی صفا و مروه بنشینی، چون جزء مسجدالحرام نیست، میتوانی آنجا بنشینی و به کعبه نگاه کنی، به کعبه نگاه کن، آن که دیگر اشکال ندارد، جزء مسجدالحرام نیست، میتوانی نگاه کنی. خودش برای من تعریف کرد، میگفت: «من در همان حال عذر(خدا که همه درها را نبسته) حالتی پیدا کردم که بعد از رفع عذر آن حالت برای من پیدا نشد، چون حرف ولیخدا را گوش دادم. خدا که به آنها میگوید قرص نخورید و بروید، فکر اینجایش را هم کرده است، خودش میداند چهکار کند. چون گوش داده، چون تسلیم بوده، چون گفته: خدایا تو نمیخواهی و نمیگذاری مسجدالحرام وارد نمیشوم، ما را محروم کردی، خیلی خوب ما فقط مینشینیم و نگاه میکنیم! خدا هم میگوید: خوب حالاکه گوش دادی پس من میدانم چهکار کنم، حالتی پیدا کرد که تا ماهها من ـ من که مرد هستم و این مسائل را نداریم، قضایا و این مشکلات را نداریم ـ غبطه میخوردم، ای کاش ما هم یکهمچنین حالی پیدا میکردیم. این برای چیست؟ برای حرف گوش کردن است!
