اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی

و تبیین انحرافات بعد از علامه

19٬733

این گفتار که یکی از جلسات مهم مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه با دوستان و رفقاء کرمان می‌باشد، حاوی مطالبی عمیق و مفصل پیرامون مبانی سلوکی و عرفانی مکتب علامه طهرانی است. حضرت استاد در این گفتار به بیان انحرافات بعد از رحلت علامه طهرانی اشاره نموده و کیفیت مقابله خود با این جریانات را تشریح می‌فرمایند. ایشان کیفیت نفوذ شیطان در قلوب افراد بعد از ارتحال یک ولیّ ‌الهی را به نحو مشروح توضیح داده و تنها راه نجات از این مسئله را بکارگیری عقل و دوری از ظواهر می‌دانند. آیة الله حسینی طهرانی در ادامه به سه اصل مهم در مکتب عرفانی علامه طهرانی می‌پردازند: عقلانیت، مراقبه و رعایت حال. در بخش دیگری از این جلسه حوادث مهم تاریخ اسلام، از غصب خلافت امیرالمؤمنین تا مواردی مثل مشروطه و ... طرح و آسیب شناسی شده است. مرحوم استاد توجه به ظاهر امام و دور شدن از حقیقت ولایت را سرمنشاء بسیاری از انحرافات معرفی نموده و بیان می‌دارد تبعیت از کلام بزرگان و بدست آوردن سیره آنها از طریق افراد خبره و مطلع مسیر را برای سلوک سالکین هموار می‌کند. در پایان بر مقابله با هر تفکری که مسیر را برای سالکین راه خدا ناهموار کند تأکید می‌کنند.

سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی

توضیحات:

این گفتار که یکی از جلسات مهم مرحوم آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه با دوستان و رفقاء کرمان می‌باشد، حاوی مطالبی عمیق و مفصل پیرامون مبانی سلوکی و عرفانی مکتب علامه طهرانی است. حضرت استاد در این گفتار به بیان انحرافات بعد از رحلت علامه طهرانی اشاره نموده و کیفیت مقابله خود با این جریانات را تشریح می‌فرمایند. ایشان کیفیت نفوذ شیطان در قلوب افراد بعد از ارتحال یک ولیّ ‌الهی را به نحو مشروح توضیح داده و تنها راه نجات از این مسئله را بکارگیری عقل و دوری از ظواهر می‌دانند. آیة الله حسینی طهرانی در ادامه به سه اصل مهم در مکتب عرفانی علامه طهرانی می‌پردازند: عقلانیت، مراقبه و رعایت حال. در بخش دیگری از این جلسه حوادث مهم تاریخ اسلام، از غصب خلافت امیرالمؤمنین تا مواردی مثل مشروطه و ... طرح و آسیب شناسی شده است. مرحوم استاد توجه به ظاهر امام و دور شدن از حقیقت ولایت را سرمنشاء بسیاری از انحرافات معرفی نموده و بیان می‌دارد تبعیت از کلام بزرگان و بدست آوردن سیره آنها از طریق افراد خبره و مطلع مسیر را برای سلوک سالکین هموار می‌کند. در پایان بر مقابله با هر تفکری که مسیر را برای سالکین راه خدا ناهموار کند تأکید می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

سه اصل اساسی در مکتب عرفانی علامه طهرانی

37
  • ولی اینجا چیست؟ اینجا باید طبق ملاک آقا عملکرد و الاّ خودتان می‌دانید، خودتان می‌دانید! اگر ایشان بودند چه می‌کردند؟! آیا به شعارها فریفته می‌شدند؟! آیا به شایعات دل می‌بستند یا نه؟! آیا به خواب و اینها و امام زمان گفته فلان کنید تمام می‌شد؟ ابداً! و بعد هم، و بعد هم ...! نه، آنچه را که ما از آن بزرگ دیدیم جز این بود و بر همان مسیر و بر همان کیفیت هستیم.

  • ...***تو خواه پند گیر و خواه ملال1
  • یکی از دوستان در مورد یک قضیّه‌ای ـ حالا دیگر توضیح نمی‌دهیم ـ که آقا ما در این قضیّه چه کنیم؟ من در جواب گفتم:

  • می ‌خور که شیخ و حافظ ومفتی‌و محتسب***چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند2
  • می‌خور که شیخ و حافظ ـ اتفاقاً چهار تا هم درآمد ـ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه دنبال خودشان هستند آقاجان! دیدید سر از کجا درآوردیم؟! دیگر حالا بماند. 

  • اینها برای چه بود؟! آمدیم گفتیم: خدایا نمی‌دانیم، آن که حق است به ما بگو! آن که حق است به ما نشان بده! آن که واقع است به ما نشان بده! خدا هم گفت خیلی خب این کار را بکن، خودت را خالی کردی این کار را بکن، الآن روسفید هستیم. الحمدللّه، الحمدللّه که روش ما، مرام ما، مسئله‌ما در این مطالب همان‌طور بوده، همان قسم بوده و همان کیفیتی بوده که مورد نظر آنها بوده است. لذا رفقا دیدند قضایایی که در طهران هم اتفّاق افتاد بر همین اساس بود.

  • مقابله آیةاالله طهرانی با انحراف در مکتب عرفانی علامه

  • وقتی دیدم از این مکتب سوءاستفاده می‌شود، شمشیر را از رو کشیدم تمام! دیگر تمام. یا بایستی که خودمان را وفق بدهیم یا بلند شویم اول آبرو را نبریم! بفرما قضیّه تمام است، چرا؟ چون مسئولیّت این مسئله به عهدۀ بنده است! بله، اگر یک روزی بیاید که بنده از همۀ رفقا خداحافظی کردم و بعد گفتم که «بسیار خوب این همه تا حالا برای رفقا حرف زدیم و این همه تا به حال در خدمت ایشان بودیم و این همه استفاده کردیم، حالا از این به بعد یک مدّتی هم رفقا دیگر به آنچه را که گفتیم پایبند باشند، خداحافظ رفتیم که رفتیم» اگر یک روزی آن‌موقع شد ـ که نمی‌دانم بشود یا نه یا به نزدیکی بشود یا نشود ـ آن دیگر تکلیف خاص خودش را دارد. ولی وقتی که هنوز مسئله به این نحو است که رفقا به ما محبّت دارند، رفقا به ما لطف دارند، رفقا خیال می‌کنند که یک دریچه و راهی هست که آن مطالب بزرگان برسد و بر آن اساس بنده احساس تکلیف می‌کنم.

    1. من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم***تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
    2. غزلیات حافظ، غزل شمارۀ 200.
/ 22