
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
توضیحات:
اهواز : قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون
قابلیت تاثیر پذیری انسان در شرایط گوناگون (اهواز )
23شما نفس كه میكشید دزد و آدم كش هم نفس میكشد حالا دلیل بر این است كه شما نكشید؟ چرا اكسیژن است، باید برود در ریهها و سالم بمانید، نكشید میمیرید. حالا شما غذا كه میخورید همین غذا را خیلی آدمهای خلافكار میخورند حالا چون آنها میخورند شما نباید بخورید؟ چه ربطی به این مسئله دارد؟ خب خلافی كه آنها میكنند آن دعوی كه آنها دارند خب ضررشان به خود آنها میرسد شما چرا باید دست از آن مبانی برداری؟ شما چرا باید خلاف كنید؟ شما وقتی كه در دانشگاه میروید و مشغول تحصیل میشوید؟ آیا فكر میكنید كه در این كلاس شما بعضی از افراد خلافكار نشستند حالا چون اینها نشستند پس بنده دیگر به درس گوش نمیدهم، دیگر كتاب نمیخوانم درس را تمام نمیكنم، نمیخواهد نخواند، میخواهد بخواند من باید ببینیم چه هدفی دارم. چه رشتهای دارم. باید به او برسم و برای رسیدن به او باید اینها را بخوانم، بیداری بكشم و مطالعه كنم و كار كنم این هم همین طور. مسائل اسلام و موازین اسلام همه مشخّص است و همه در جای خود هر كسی عمل كرد، كرد و هر كسی عمل نكرد، نكرد و این طور نیست كه هر كسی كه مدّعی است كه ما هستیم فرد پایدار و صادقی هست. نخیر امتحانی بود كه پیش آمد و همه نشان دادند كه تا چه حد ملتزم هستند و نیستند و مردم هم همه میفهمند و تشخیص میدهند، كسی هم كاه نخورده و میفهمند و میدانند بر این كه صادق كیست و مدّعی كیست؟ اینها را همه تشخیص میدهند و بر طبق آن عمل میكنند و نسبت به مسئله همسر هم مطلب همینطور است حال اگر فرض كنید كه یك نفر دچار اشتباه شده است دلیل نمیشود كه انسان با اخلاق ترش با او برخورد كند، اعتقادی داشته حالا برگشته چرا با اخلاق خوب انسان برخورد نكند؟ چرا با ملایمت نكند؟ مگر قرار بر این است كه ما را در قبر دیگری بگذارند هر كسی وظیفهخودش را دارد و انسان میتواند با رفتار خوش و با اخلاق خوب و نصیحت گونه نه با بیاعتنایی نه، با اوقات تلخی نه با رو ترش كردن، كه راه به جایی نمیبرد، انشاءاللَه اگر خداوند توفیق به بنده بدهد آن كتابی كه درباره ارتداد در اسلام هست كه آیا هر تبدّل عقیدهای را ما میتوانیم اسمش را ارتداد بگذاریم یا نه؟ انشاءاللَه آن را بنده به رشته تحریر درمیآورم و یك مقداری را نوشتم و دیگر فرصت نكردم كه ادامه بدهم به واسطهسایر اشتغالاتی كه پیش آمده در آن جا خواهید دید كه نود و پنج یا شش درصد آن چه را كه خیلیها آنها ارتداد میشمارند اینها نیست و بلكه صرف تحوّل عقیده است كه باید مورد بررسی قرار بگیرد. یك شخصی از دوستان بود این قضیه چهار یا پنج سال پیش اتّفاق افتاد، پنج یا شش سال بود آمد و گفت كه آقا پدرخانم بنده به ائمّه سب میكند و عیال من كه دختر او است با او قطع رابطه كرده و عیال او گذاشته رفته و متاركه كرده.
