اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

بررسی مرز میان عزلت و غرق شدن در سیاست، جایگاه صدق در سلوک، شیوه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکومت و نقش تبعیت از مبانی اولیای الهی در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی

14٬094

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

توضیحات:

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین یکی از مهم‌ترین مبانی سلوک اسلامی می‌پردازد؛ اینکه سالک نباید نه از مسائل اجتماعی کناره‌گیری کند و نه در جریان‌های سیاسی و اجتماعی حل شود. ایشان با استناد به سیره امیرالمؤمنین علیه‌السلام، اصل صدق، امانت و عدالت را اساس هر حرکت الهی دانسته و نشان می‌دهد که هدف هرگز وسیله نامشروع را توجیه نمی‌کند. همچنین با بیان نمونه‌هایی از سیره اولیای الهی، حقیقت امامت، ضرورت حرکت بر پایه یقین، نقش مراقبه، پرهیز از تبعیت احساسی و اهمیت تنظیم همه امور زندگی بر مبنای آموزه‌های اولیای خدا را تبیین می‌کنند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تنظیم امور بر اساس مبانی اولیای الهی؛ معیار سلوک حقیقی در اسلام

10
  • اعمال و گفتار انسان باید بر اساس یقین و حق باشد

  • این روش را ما در راه بزرگان و در مکتب بزرگان مشاهده می‌کنیم؛ راهی را که آنچه را که حق است، همان را بپیماید، آنچه را که به آن یقین دارند، آن را ترتیب اثر بدهند، آنچه را که به آن یقین ندارند، توقف کنند، بایستند، جلو نروند و کاری نکنند. [اینکه بگویی:] «حالا بعد ببینیم چه می‌شود، حالا چشم‌مان را ببندیم!» نه آقا! همان قدمی که تو برمی‌داری فردا باید پاسخ اثرات و تبعاتش را هم بدهی. این‌جور نیست که بگذارند بروی؛ سر پل گیرت می‌اندازند. [می‌گویند]: «چرا این راه را رفتی؟ چرا این امضا را کردی؟ چرا این رأی را دادی؟ چرا؟» [می‌گویید]: «حالا باشه!» [خدا می‌گوید]: «خیلی خب! ما هم به ملائکه می‌گوییم: ”خب حالا که یک عده قرار است کتک بخورند، این را هم بیندازید جزو آنها!“ [شما] هی داد [بزنید] و آی فلان [کنید]! [ما می‌گوییم]: ”حالا باشه، ما بریم فعلاً حساب بقیّه را برسیم، تا حساب بقیّه را می‌رسیم این ترتیبش داده بشود.“ اگر قرار است اینجا شل بگیری، ما هم بلدیم، نگهت می‌داریم. [شما هی بگو]: ”ای داد، بیداد، آی خورشید عرصات، عطش فلان، خدایا! بیا به پرونده ما برس!“ [ما می‌گوییم]: ”عجله نداریم، بایست؛ این گرما برایت خوب است؛ یک خرده لاغر می‌شوی. می‌رویم به بقیّه برسیم و حساب آنها را [تصفیه کنیم، بعد می‌آییم سراغ تو].“» خلاصه تو دوباره هی داد و بیداد؛ [خدا می‌گوید]: «هان! چرا در دنیا رعایت نکردی؟ چرا حواست را جمع نکردی؟ چرا چشمت را بستی؟ چرا همین‌طوری [رأی دادی]؟ [گفتی] این آقا عکس‌هایش بیشتر است بیا به این [رأی بدهیم]! این آقا فلان است و چه چه است [باید به این رأی بدهیم]!» 

  • ما باید بدانیم [که] تمام مطالب و تبعاتی که بر اقدام ما مترتب می‌شود، یک نسخه‌اش را در پرونده ما خواهند نوشت، بی‌برو برگشت؛ یک نسخه‌اش را صاف کپی می‌کنند، می‌گذارند بین پرونده ما. [خدا می‌گوید]: «آن عملی [که] انجام شد، تو کردی! آن ظلمی [که] شد، تو کردی!» [تو می‌گویی]:‌ «خدایا! من فقط یک رأی دادم!» [خدا می‌گوید]: «چرا دادی؟ برای چه دادی؟ چرا چشمت را باز نکردی؟» [تو می‌گویی]:‌ «فلانی گفته!» [خدا می‌گوید: اگر] فلانی می‌گفت: ”زنت را طلاق بده“ طلاق می‌دادی؟ هان! حالا چه شد؟ اینجا [می‌گویی]: «فلانی گفته برو به فلانی رأی بده، من هم می‌روم می‌دهم.» فلانی گفته! خب ما دیگر چشممان را بستیم؟ خیلی خب، ما هم بلدیم با شما چه‌جوری انجام بدهیم! یک کاری می‌کنیم که نتوانی چشمت را باز کنی! حالا که چشمت را بسته‌ای. تمام کارهای ما زیر ذرّه‌بین است؛ یک خطور در ذهن ما بیاید، در پرونده [ما] نوشته [می‌شود].

/ 0