
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
تبیین جامعیت اسلام در تأمین رشد معنوی و مادی انسان و بررسی نقش جسم، تغذیه و شرایط ظاهری در تعالی روح
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
توضیحات:
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
13﴿يَتَوَارَىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ ۚ أَيُمْسِكُهُ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ ۗ﴾؛بلند شود از دست این ننگِ [دختردار شدن] فرار کند! [آیا آن دختر را با خواری نگه دارد یا به زور، زنده به گورش کند]» تا اینکه مردم میبینند هی بگویند: «خب مثل اینکه دختر زاییدهای! مثل اینکه دختر زاییدهای! حالا بالاخره شده دیگر!» از خجالتِ برخورد با مردم، سر به بیابان بگذارد! که چه؟ که دختر زاییده [است]!
﴿أَم يَدُسُّهُۥ فِي ٱلتُّرَابِ﴾؛1 [یا] آن [دختر] را [زنده] در خاک بکند!» عجب قساوتی میخواهد! عجب قساوتی میخواهد! عجیب! واقعاً عجیب بوده [است]!
من چند روز پیش (روز نیمۀشعبان) عرض کردم که
از خیلی وقت پیش (زمان شاه) یادم مانده و شاید هم این مطلب را اینجا نگفته باشم و جای دیگری گفته باشم اینکه مرحوم آقا [علامه طهرانی] میفرمودند که در زمان عمر، یک زنی را نزد عمر آوردند و گفتند که ایشان خلاف کرده است! زن میگوید: «بابا من شوهر دارم! چرا به من تهمت میزنید؟! چرا من [را متهم] میکنید؟!» عمر از شوهرش میپرسد که «تو در این مورد چه میگویی؟» شوهرش میگوید: ”نه! [چنین چیزی] نبوده و این طور نبوده!“
[با این حال، عمر] میگوید: «ببریدش سنگسارش کنید! سنگسارش کنید!»
خب آقا این که نمیشود [کسی را به همین راحتی متهم و سنگسار کرد]. هزار راه و هزار [دلیل نیاز دارد!] حالا این [زن] را دارند میآورند [تا سنگسارش کنند] و [این زن] هی داره میگوید: «مردم! آخر چرا [این کار را] میکنید؟ آخر من که [چنین کاری] نکردهام!» [با این حال] این [زن] را بردند و سنگسار کردند! یعنی یکی از جنایات عمر در طول خلافتش این قضیّه است؛ که یک زن بیگناه، بیگناهِ بیگناه و بریء را میبرند و سنگسار میکنند! به چه جرمی؟ به جرمی مرتکب نشده بود!
مرحوم آقا [علامه طهرانی] میگفتند: «وقتی من داشتم این قضیّه را میخواندم و مینوشتم، خیلی منقلب شدم! خیلی منقلب شدم! و تا دو ساعت، دیگر نتوانستم چیزی بنویسم! تا دو ساعت، همینطور اشک از چشمان من آمد و من نتوانستم [به نوشتن ادامه بدهم].» معنای حرفشان این است که خودم را در آنجا قرار دادم و خودم را در آن [صحنه] و آنجا فرض کردم. خب شما حالا توجّه کنید [و] ببینید که یک نفر میآید و دختر چهار سالۀ خودش را برمیدارد [و] زنده به گور میکند! اصلاً چطور میشود این [را] تصوّر کرد؟! یعنی شما [اصلا] میتوانید حتی اسم حیوان [را] روی این شخص بگذارید؟! حیوان کجا این کار را میکند آقا؟! حیوان در قبال بچهاش دفاع میکند؛ شیر، پلنگ و گرگ و اینها در قبال [دشمنشان از] بچههای خود دفاع میکنند؛ حمله میکنند و خودشان را [برای نجات فرزندشان] به هلاکت میاندازند. اسم حیوان [هم برای این افراد زیاد است!]
- سوره النحل (16) آیه (59)
