
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
تبیین جامعیت اسلام در تأمین رشد معنوی و مادی انسان و بررسی نقش جسم، تغذیه و شرایط ظاهری در تعالی روح
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
توضیحات:
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
19آن دو شاخِ گاو اگر خر داشتی *** آدمیرا بر زمین نگذاشتی! خدا به گاو شاخ میدهد، اما به خر چیزی نمیدهد. گنجشک را میگذارد بپرد گربه را هم میگوید هر وقت گیرت آمد و بچهگنجشکی دیدی برو بگیر! نه اینکه تو هم در آسمان پرواز کنی [و] هرچه گنجشک است همه را صید کنی! [اگر اینطور باشد که] نسلش را برمیاندازد! هر چیز [باید] به جای خودش محفوظ [باشد]. این هم یک مطلب [دیگر] برای این قضیّه.
رهنمودهای معیشتی و بهداشتی اهلبیت به اندازۀ ضرورت
مطلب دیگر این است که ائمّه علیهم السّلام بعضی از مطالب [مانند] خواص داروها و همینطور مسائل دیگر را به افراد میفرمودند. [مثلا] ما طب النبّی داریم که حضرت [پیامبر] کیفیّت معیشت را به اشخاص میفرمودند. [اینکه] چه وقتی بخوابید، چقدر غذا بخورید، چه غذایی بخورید؛ اینها چیزهایی بوده که از دستورات اسلام رسیده. [همچنین] امیرالمؤمنین، امام سجّاد، امام صادق [نیز این نوع مسائل رامیفرمودند. چنانکه] طبّ الصّادقی که داریم، طب الرّضایی که داریم یا مطالبی را که امام عسگری فرمودهاند، اینها [مواردی] هستند که به مقدار لزوم و ضرورت از ناحیۀ ائمّه علیه السلام بیان میشده و بعضی [از امور هم] خب نیازی [به بیان] نبوده؛ [چون] در آن زمان افرادی بودند [که] از نظر بهداشت، از نظر امور زندگی و امور عادی، رفع نیاز [بهصورت] عادی میکردند. و همانطوریکه خدمت شما عرض کردم بنای ادیان الهی بر گذران زندگی به نحوی است که دغدغۀ فکری انسان را [نسبت با امور دنیوی] کم کند و آن مقدار که زائد است، بر دغدغه [او] اضافه نکند.
نقد تجملگرایی در مساجد و اماکن مذهبی
الآن ما خیلی از چیزها را میآییم خودمان اضافه میکنیم. [قبلاً هم] عرض کردهام [اینکه] فرض کنید همین مسجدی که الآن دارند در میان مردم میسازند، آیا این مساجد مورد نظر شارع و مورد نظر اسلام است؟! چه کسی گفته مسجد باید گنبد داشته باشد؟! کجا نوشته [شده است]؟! چه کسی گفته مسجد باید مناره داشته باشد؟! تمام اینها خلاف است! منارۀ بالاتر از سطح دیوار مسجد، خلاف شرع است. منارهای که بر خانههای مردم مشرف باشد، خلاف شرع و حرام است! حرام! مؤذن [که] بالای [مناره] میرود [تا اذان بگوید] از آن بالا کجا را تماشا میکند؟! باغ و کوه را تماشا میکند یا زن و بچۀ مردم را درخانهها نگاه میکند؟! این کجایش شرعی است؟! [اگر] فقط [برای این است که] به عنوان یک دکور، یک چیزِ سیخکی [مانندی] بالا برود و هیچ [استفادهای نداشته باشد]، خب دیگر به آن مناره نمیگویند! چرا باید پول بیخود صرف یک چنین چیزی شود که خلاف شرع است؟! مگر ما در اسلام دستور نداریم بر اینکه مساجد را نباید زینت کرد؟! این کاشیکاریها با این مخارج تمام اینها خلاف شرع است که دارد انجام میشود. من دیدم بعضی از مساجد در محراب طلاکاری کردهاند! در محراب صلیب کشیدهاند! خب این پولها به جای اینکه صرف فقرا و مستمندان شود و صرف آنهایی [شود] که جهاز برای دخترشان ندارند و پول ندارند پسرشان را زن بدهند، دارد صرف چه میشود؟! صرف کاشی! آخر کاشی به [درد] کجای نماز میخورد؟!
