
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
تبیین جامعیت اسلام در تأمین رشد معنوی و مادی انسان و بررسی نقش جسم، تغذیه و شرایط ظاهری در تعالی روح
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
توضیحات:
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
20امام باقر علیه السّلام میفرمایند: «وقتی که فرزند من ظهور کند، تمام این مساجد را تخریب میکند.» قشنگ بلدوزر میگذارد، صاف که شد یک مسجد میسازد مثل مسجد مدینه، همانی که پیغمبر ساختند. «عَریشٌ کَعریشٍ موسی»1؛ [«هیچ سایهبانی مانند سایهبانِ موسی نیست»] سقف [مسجد] چه [بود؟] شاخۀ خرما [بود! بعد] یکمقدار هم گِل روی آن به احترام مردم میکشیم که باران به آنها نخورد! این میشود مسجد. آن وقت فرق نماز [در] آن مسجد را میفهمی! [میفهمی که چه فرقی] با نمازهای دیگر [مساجد] میکند. شما که بلند میشوید میروید در مسجد [فقط تجملات میبینید]. مرحوم پدرمان میفرمودند: «اگر من قدرت [در] دستم بود این محراب مسجد قائم را با تیشه تخریب میکردم [و] میریختم پایین!» با اینکه حالا مسجد قائم خیلی [تجملاتی] هم نبود. الان هم شما بروید نگاه کنید نسبت به مساجد دیگر [خیلی تجملاتی نیست]. آقا، این خرجها [چه لزومی دارد؟!]. چرا این خرجها دارد میشود؟! چرا نمیروند این را به بدبختها بدهند؟! چرا نمیروند به این مردم [بیچاره و نیازمند] بدهند؟! چرا نمیروند به این بیچارهها بدهند؟! به جای اینکه این پولها صرف اینها شود، [صرف تجمل گراییِ دینی میشود!] طرف آمده به من میگوید: «میخواهیم ضریح حضرت ابوالفضل را عوض کنیم!» گفتم: «مگر [ضریح فعلی] چه مشکلی دارد که میخواهید عوض کنید؟! چند میلیارد باید پول بدهی ضریح عوض بشود؟! آقا! این چند میلیارد را برو بده به این بدبختهایی [که] در شهرتان هستند، به این کسانی که خانهشان رهن بانک است، [به] این کسانی که دویست هزار تومان، پانصد هزار تومان ندارند [تا] دوتا جهاز در حد [ساده] بگیرند! خب بلندشو [پول را] بردار ببر به آنها بده!» [میگفت:] «میخواهیم ضریح را عوض کنیم!» گفتم: «والله ما این همه زیارت رفتیم، چیزی ندیدیم که ضریح حضرت ابوالفضل بخواهد عوض شود!» چرا عوض شود؟! چرا باید ضریح امام حسین عوض شود؟! برای چه؟! چرا این همه باید پول داده شود؟! امام حسین [از این کار] راضی است؟! آخر برای چه این همه طلا و نقره خرج شود و این همه عوض شود؟! یک ضریح دارد بس است! مگر [ضریح از جایش] کنده شده است [که میخواهید عوض کنید؟!] نه آقا! [ضریح سر جایش است و زائران] دارند طواف میکنند، زیارت میکنند، میآیند و میروند. [بههر حال] این تمدن، تمدن اسلام نیست. این تمدن، تمدن جاهلیت است که ما هی دنبال عوض کردن ضریح باشیم. هی دنبال فرض کنیم [اموری از این دست که تجمل است، باشیم].
- الكافى، ج ٣، ص ٢٩٥، حديث ١.
عريش اطاقى است كه با پارچه و يا برگ و أمثال آن درست مىكنند، مانند آلاچيقهايى كه در باغستانها و يا زمينهاى زراعتى براى جلوگيرى از آفتاب مىسازند و محلّ عبادت حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السّلام عريش بوده است. اين روايت را عياشى در تفسير خود ج ٢، ص ١١١ و ص ١١٢، و در بحارالأنوار، ج ٦، ص ٦٣٢، و تفسير برهان، ج ٢، ص ١٦٢، و تفسير صافى، ج ١، ص ٧٣١ آوردهاند. (به نقل از امام شناسى، ج ١٠، ص ٣٠٥)
- الكافى، ج ٣، ص ٢٩٥، حديث ١.
