
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
تبیین جامعیت اسلام در تأمین رشد معنوی و مادی انسان و بررسی نقش جسم، تغذیه و شرایط ظاهری در تعالی روح
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
توضیحات:
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
28آقا فلان جنس را به نصف قیمت به من بده!
به نصف قیمت چرا بدهم؟ من خودم به این قیمت خریدهام!
میدهی یا نمیدهی؟
شروع میکند آن لحن را در آن دستگاه [به] اجرا کردن؛ شخص میگوید: «بیا بردار برو. بردار برو!» هست ها! تازه این [که گفتم] کمتر [است!] [حتی] میرود پیش فلان شخص و از این طریق قوای روحی و فکری او را در تسخیر میگیرد! خب [اگر این کتاب و امثالش دست افراد نالایق بیوفتد] چه بر سر این مردم میآید؟! چه برسر زن و بچۀ مردم میآید؟! همه چیز هست. همه جور [کارها] هست. قضیه این است. اگر بخواهد این مسائل بالا بیاید، دست این مردم میافتد؛ این مردمیکه هنوز هیچ چیزی دستشان نیست دارند همدیگر را تکّهتکّه میکنند. برادر به برادر رحم نمیکند. پسر به پدر و پدر به پسر رحم نمیکنند. آن وقت اگر بخواهد برای رسیدن به دنیا، از یک توان [و] آمادگی بالاتر بهرهمند شود، دیگر آدم باقی نمیگذارند!
من یک وقتی [که به] درس خارج یکی از این آقایان میرفتم، قبل از اینکه استاد بیاید، نشسته بودم و داشتم فکر میکردم که [یک دفعه] دیدم دوتا طلبه دارند راجع به یک قضیهای با هم حرف میزنند. این دارد به آن میگوید: «صبر کن دو ماه دیگر من به فلان جا میرسم. [یک] دو ماهی صبر کن! وقتی که [به فلان مقام] رسیدم، آن وقت یک پدری از این دربیاورم که بردارند بروند!» باخودم گفتم: «بهبه! بهبه! ما تا به حال آب گیرمان نیامده بود که کنار نشسته بودیم و شنا نمیکردیم! آب گیرمان بیاید، میرویم آن ته دریا و نسل ماهی را برمیداریم!» فقط این نیست که اکتفا کنیم! [میگوید:] صبر کن دو ماه دیگر به فلان چیز برسم؛ [مثلاً] به آن [مقام] قضایی برسم، آن وقت ببین که چه بر سر او میآورم؟! خب با توجه به این مسئله خیلی مطالب بهدست میآید! خیلی مسائل نگو بهدست میآید! بله خیلی مطالب!
