
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
تبیین جامعیت اسلام در تأمین رشد معنوی و مادی انسان و بررسی نقش جسم، تغذیه و شرایط ظاهری در تعالی روح
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
توضیحات:
این جلسه به یکی از مهمترین پرسشهای فکری درباره اسلام میپردازد؛ اینکه آیا دین تنها مسئول هدایت معنوی انسان است یا برای زندگی مادی نیز برنامه دارد. سخنران با تبیین پیوند جسم و روح، تأثیر تغذیه، سلامت و شرایط ظاهری بر رشد معنوی را بررسی کرده و جامعیت اسلام را در هدایت همه ابعاد زندگی انسان توضیح میدهد. همچنین به ضرورت تبیین صحیح مباحث اعتقادی و معرفی کتاب «افق وحی» در پاسخ به شبهات معاصر اشاره میشود.
پیوند معنویت و زندگی مادی در اسلام؛ پاسخ به یک شبهه اساسی
5مثلاًدخالتهایی که افراد در فنون مختلف دارند، درحالیکه از آنها اطّلاعی ندارند، [واقعاً] موجب تأسف است. ما این [افراد] را مشاهده میکنیم [که چگونه] موجب مضحکۀ افراد نسبت به این صنف و جریانات میشوند. و ما دیدیم اگر این کتاب بخواهد به همین کیفیّت چاپ شود، خیلی اثر نفیسی است و چه بهتر اینکه [آن] مقداری [هم] که لازم است، توضیحاتی در پاورقی داده شود [و بعد] در شکل و شمایل بهتری بتواند [چاپ شود].
[بههر حال] این [امر] یکی از آن [کارهایِ ضروریای] هست که در نظرم بود [انجامش بدهم]. [البته اول] در نظرم این بود که این [پاورقیها] به شکل عربی باشد حتی تا سی صفحه هم همینطور پاورقیها را عربی [نوشتیم،] مثل [کتاب] صلاة جمعهای که [قبلاً] داشتیم، ولی بعد [طبق] مشورتی که با افراد و دوستان شد، به نظر رسید که بهطور کلّی اصل کتاب را [به] فارسی بنویسیم؛ یعنی حتی خود مطالب آقا [علامه طهرانی] را هم من به فارسی ترجمه کنم، [سپس] تعلیقات خودم [نیز به زبان] فارسی باشد تا [کتاب بتواند] خواننده داشته باشد.
مصیبت ما [طلبهها] این است که تا یک قدری مطلب مشکل باشد، صاف [مطلب را] کنار میگذاریم؛ [چون] به تنبلی عادت کردهایم! و این [دوستان] میگفتند: «اگر همین کتابِ اجماع شما به عربی بود، الآن غیر از یک عدۀ مخصوص، خوانندۀ [دیگری] نداشت» و [ما هم] دیدیم که پیشنهاد بدی نیست که [هم اصل] کتاب [و هم] تعلیقات آن، به [زبان] فارسی نوشته شود و بعد همان کتابی که عربی هست، با ترجمۀ تعلیقات [فارسیِ] آن به [زبان] عربی، به شکل کتاب دیگری دربیاید [و چاپ شود]. یعنی آن [کتاب عربی با تعلیقات] سرجایش محفوظ بماند و در کنارش این [کتاب فارسی، با تعلیقات فارسی هم] باشد.
آثار در دست نگارش و ضرورتهای پژوهشیِ روز
و همینطور کتابهای دیگر و مطالب دیگر مدتی است که رها شدهاند؛ [مثلاً] جلد سوم کتاب اسرار ملکوت مانده که وعدۀ [تکمیل] آن را دادهایم [تکمیل نشده است. البته]تا صفحۀ هفتاد [یا] هفتاد و خوردهای نوشتهام. [همچنین] کتاب دیگری در دست داریم [با نام] ارتداد در اسلام، که آن هم مربوط به همین زمان [حال] است؛ همین زمان که جایش بسیار خالی است. [علی ایِّ حال] بهطور کلّی، اگر این کتاب تخریج شود، خواهید دید که تمام آن ارتدادهایی که الآن مطرح است، همهشان کشک است؛ [چرا که] به این راحتی کسی مرتد نمیشود و به این راحتی به کسی مرتد نمیگویند. [با چاپ این کتاب] همۀ آثاری که [بر مسئلۀ ارتداد] مترتّب است، تمامشان زیر سؤال میرود؛ [لذا] جای این کتاب بسیار خالی است. بسیاری از اشکالاتی که از خارج بر اسلام و بر جریاناتِ [اسلام وارد] میشود، بهواسطۀ همین [بد فهمیدنِ] مسئلۀ [ارتداد] است؛ بهواسطۀ نقصان و فقدان همین قضیّه است؛ [چون نهتنها] آنطوری که باید و شاید، این مسئله توضیح داده نشده؛ [بلکه حتی] به شکل دیگر [و بدتری نیز] مطرح شده [است که طبعاً] آثارش هم بر [بهصورتِ] «هرچه بادا باد» [بر] آن بار شده است!
