
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
قزوین : اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی [قزوین/ جلسه مخدرات/ ١٩ شعبان ١٤٣٢]
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
توضیحات:
قزوین : اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی [قزوین/ جلسه مخدرات/ ١٩ شعبان ١٤٣٢]
اهمیت وجود حالت نیاز و درد در سالک الهی
11خدمت شما عرض كردم نهایت فهم (در همین جلسه دو یا سه روز پیش مجلس پانزده شعبان) ونهایت معرفت ما به امام زمان این است اگر خدا بخواهد میفهمد اگر خدا نخواهد نمیفهمد. اگر خدا بخواهد اطّلاع پیدا میكند پشت دیوار چیست اگر خدا نخواهد نمكند!! خب بنده هم همین هستم خب چه فرقی كردم؟ من هم كه مثل او هستم! اگر خدا بخواهد میفهمم پشت این در كیست اگر خدا نخواهد نمیفهمم! خب پس اسم من را هم امام زمان بگذارید دیگر. یعنی اصلًا نه فهمیاز غیب و از عوالم غیب و از اطّلاع بر غیب. نه فهمیاز كیفیت اشراف علّی نه علمی، اشراف علّی و ولایت تكوینی و ولایت علّی هیچی هیچی اصلًا به این حرفها میخندند بعد میگویند این حرفها چیست این حرفها را عرفا برای ائمّه درآوردند. كجا یك عدّه غالی آمدند زیارت جامعه درست كردند. یك عدّه آمدند نمیدانم زیارت خطبه البیان درست كردند یك عده غالی آمدند، غلو كنندگان آمدند مربوط به امامی. امام هم مثل ما است! پیغمبر هم مثل ما است! خود آیه قرآن هم میگوید قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ... (الكهف، ١١٠) (فصلت، ٦ من بشری هستم مثل شما میخورم میخوابم فرض كنید كه رشد پیدا میكنم در سنین پیری و كهولت برای من سستی و ضعف عارض میشود. اگر خدا بخواهد دعایم را مستجب بكند، بكند نكند، نكند. من حمد میخوانم بالای سر مریض خدا بخواهد شفا میدهد نخواهد نمیدهد، پیغمبر هم همین طور است. پس به من بگویید پیغمبر دیگر. اگر این است خب پس ما هم پیغمبریم، امام هستیم. به تعداد افراد روی زمین امام وجود دارد! این چیست؟ این میشود میته جاهلیه مرگ جاهلی یعنی این. حالا این مرگ جاهلی چه با كلاه باشد مرگ جاهلی است. چه با عمّامه باشد مرگ جاهلی است. چه عمّامه بردارد مرگ جاهلی است چه ریش داشته باشد مرگ جاهلی است. نداشته باشد همین است. همه میته جاهلیه است چه كسی فقط رستگار است؟ آن كسی كه به مرتبه معرفت میرسد، به مرتبه ولایت میرسد. آن فقط فردی است كه مرگش دیگر مرگ مرگ جاهلی نیست و آن موحدّین هستند آنهایی كه به توحید رسیدند. آنهایی كه درد را نیاز كردند. درد را در وجود خودشان نیاز كردند وقتی درد را نیاز كردند به دنبال درمان رفتند. طبیب هم كه دیگر بخیل نیست برمیدارد نسخه را در اختیار قرار میدهد. لذا در این جا، این مسئله، ما باید به این نكته برسیم كه اولیای خدا كه در این دنیا آمدند، پیغمبران كه آمدند، اینها نیامدند تا به واسطه ارتباط با ما آبرو كسب كنند نه آقا آنها آبرو دارند. آنها آمدند به ما آبرو بدهند، به ما ببخشند، به ما بذل كنند و به ما هبه كنند و آن راه را به ما بنمایانند. این برای این مسئله است. حالا این گوی و این هم میدان تا ببینیم كه تا چقدر ما میتوانیم موفّق شویم؟!
