
تبیین معنای میزان در روز قیامت
کلام شیخ طبرسی در معنای وزن و میزان. تفسیر معنای میزان توسّط آیات قرآن. داستان انحطاط و سقوط بلعم باعورا (ت). «حق»، میزان عمل در روز قیامت. وجود میزانِ خاص برای هر عمل. بیان روایاتی در باب حقبودن ائمّه علیهم السّلام و سنجیدن اعمال با آنان. محبّت پیغمبر و ائمّه در هفت منزل هولناک به داد انسان میرسد. عدل، معنی میزان در روز قیامت. انبیا و اوصیای انبیا، میزان در روز قیامت. حُسن خلق، بهترین عمل برای میزان اعمال. روایتی از امیرالمؤمنین علیه السّلام راجع به میزان. نبودن میزان برای منکرین خدا و لقاءِ خدا در روز قیامت. نبودن میزان برای مقرّبین و مخلَصین در روز قیامت. کلام مرحوم علاّمه طهرانی دربارۀ کلام رسول خدا: «ضَربةُ عَلیٍّ یَومَ الخَندق أفضلُ مِن عِبادة الثَّقَلَین». دوستی بر اساس حلال پروردگار و اثر آن. سنگین شدن میزان توسّط عمل خوب و سبک شدن آن توسّط عمل بد. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان أعمال. عمل پیغمبر یا وصیّ او میزان عمل هر امّتی. داستان ابودرداء در بیهوش شدن امیرالمؤمنین از خوف خدا. عدل و انصاف امیرالمؤمنین علیه السّلام. امیرالمؤمنین علیه السّلام در هیچ شرایطی ظلم و ستم نمیکند. کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ جمل دربارۀ حکومتداری .فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در لیلةالمبیت . دفاع امیرالمؤمنین علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله در جنگ اُحد و فرار افراد از جنگ. طرز فکر بعضی اصحاب در جنگ احزاب و عملکرد امیرالمؤمنین علیه السّلام. شخصیّت خبیث مخالفین امیرالمؤمنین در جنگها. هرچه عمل انسان به عمل امیرالمؤمنین علیه السّلام نزدیکتر، آن عمل صحیحتر و سنگینتر.
تبیین معنای میزان در روز قیامت
5ولیکن آن میزان، بهخلاف این میزان است؛ میزانهایی که در دنیا نصب میکنند چون میزانهای مادّی است، هرچه سنگینتر باشد رو به پایین میآید، و سبکتر باشد رو به بالا میرود. امّا آنجا بهعکس است؛ در آنجا هرچه میزان سنگینتر باشد رو به بالا میرود، سبکتر باشد رو به پایین میآید. چون آنجا عالم قرب است و افرادی که میزانشان سنگین است، تجرّدشان بیشتر است، لطافتشان بیشتر است، قربشان بیشتر است، آنها به مقام قرب نزدیکتر میشوند؛ ﴿إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّـٰلِحُ يَرۡفَعُهُۥ﴾؛1 «کلمۀ طیّب و پاک و عمل خالص، نتیجهاش بهسوی خدا بالا میرود.» و در آن موقع، افرادی که سبکاند رو به پایین میآیند؛ ﴿وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ﴾.2
داستان انحطاط و سقوط بلعم باعورا (ت)
دربارۀ بلعم باعورا داریم که او بهواسطۀ توجّه به دنیا، به روی زمین مخلّد شد؛3 وقتی کسی به روی زمین و به پایین توجّه کند، رو به بالا نیست.
«حق»، میزان عمل در روز قیامت
پس بنابراین، میزان عمل در روز قیامت فقط با حق سنجیده میشود؛ حق، سیّئات را و حسنات را اندازه میگیرد، هر حسنهای که بیشتر باشد به حق نزدیکتر است، هرچه سیّئه بیشتر باشد از حق دورتر است. عنوان قرب و بُعد در آنجا مناط است و ثقل و خفّت بر اساس زیادی عملِ خوب و کمی عملِ خوب است، و اعمال سیّئه در آنجا اصلاً وزن ندارد و نمیتواند به آنجا برود؛ آنجا عالم قدرت است و عالم علم است و عالم حیات است، عالم نور است و عالم تجرّد، و ظلمت در آنجا راه ندارد. افرادی که به اعمال سیّئه مبتلا هستند و نفوسشان نفوس شیطانی شده است، به آن عالم راه ندارند، آنها در همان مراحل بُعد، گم میشوند و از بین میروند؛ و میزان عملشان سنگین نیست که آنها را بالا ببرد، بلکه پایین میآورد؛ در همان مراحل بُعد، حدّ آنها است و ﴿ضَلُّواْ﴾ در همانجا گُم میشوند. این حقیقتِ میزان است.
- سوره فاطر (٣٥) آیه ١٠.
- سوره اعراف (٧) آیه ١٧٦.
- تفسیر القمی، ج ١، ص ٢٤٨:
«﴿وَٱتۡلُ عَلَيۡهِمۡ نَبَأَ ٱلَّذِيٓ ءَاتَيۡنَٰهُ ءَايَٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ﴾؛ ”و بخوان بر این مردم (بر قوم یهود) حکایت آن کس (بَلْعَم باعورا) را که ما آیات خود را به او عطا کردیم، و او از آن آیات بیرون رفت و شیطان او را تعقیب کرد تا از گمراهان عالم گشت.“ این آیه دربارۀ بلعم باعورا نازل شده است.
پدرم از حسین بن خالد، از ابیالحسن امام رضا علیه السّلام برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود:
بلعم باعورا دارای اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا میکرد و خداوند دعایش را اجابت میکرد. در آخر به طرف فرعون میل کرد و از درباریان او شد. این بود تا آن روزی که فرعون برای دستگیر کردن موسی و یارانش در طلب ایشان میگشت، عبورش به بلعم افتاد، گفت: از خدا بخواه موسی و اصحابش را به دام ما بیندازد!
بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوی موسی برود؛ الاغش از راه رفتن امتناع کرد. بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت: ”وای بر تو! برای چه مرا میزنی؟! آیا میخواهی با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمی با ایمان نفرین کنی؟!“ بلعم این را که شنید، آنقدر آن حیوان را زد تا کشت! و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد. و قرآن دربارهاش فرموده است:
﴿فَٱنسَلَخَ مِنۡهَا فَأَتۡبَعَهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلۡغَاوِينَ * وَلَوۡ شِئۡنَالَرَفَعۡنَٰهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخۡلَدَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ ٱلۡكَلۡبِ إِن تَحۡمِلۡ عَلَيۡهِ يَلۡهَثۡ﴾؛ ”و اگر ما میخواستیم هرآینه بهواسطۀ آیاتی که به او داده بودیم او را بالا میبردیم، ولیکن او به زمین گرایید و توجّه کرد و از هوای نفس خود پیروی کرد. پس مثال او مثال سگ است که اگر او را تعقیب کنی له له میکند، و اگر هم او را رها کنی له له میکند. این است مثال گروهی که آیات ما را تکذیب کردند. پس ای پیامبر! این حکایات و داستانها را برای مردم بازگو کن که امید است آنها تفکّر کنند. این مثلی است که خداوند زده است.“» (محقّق)
