اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت ربوبیت خداوند متعال (قزوین)

14٬463

بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در شهر قزوین شماره یک

حقیقت ربوبیت خداوند متعال (قزوین)

توضیحات:

بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در شهر قزوین شماره یک

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت ربوبیت خداوند متعال (قزوین)

10
  • امتیازاتتان را درونی بدانید، مثل دندانه‌های شانه، نه برونی!

  • اگر یك امتیاز دارید، این امتیاز را چه كسی به شما داده؟ از نزد خودتان آوردید؟! از خانه خاله‌تان آوردید؟ استعدادی كه به شما داده تا در كلاس شاگرد اوّل بشوید، این استعداد را از خانه خاله‌تان آوردید؟ خدا داده. این‌حافظه‌ای كه خدا داده، چرا این حافظه را می‌خواهید بیرون خرجش كنید؟ چرا این استعدادی كه خدا به شما داده می‌خواهید این را بیرون خرج كنید؟ چیزی كه خدا داده چرا به رخ دیگری می‌خواهید بكشید؟ از خودت كه نیاوردی خدا داده. پس خرج خدا بكن نه خرج خودت. هان؟ خرج خدا بكنیم.

  • الآن من پسر چه كسی هستم؟ پسر مرحوم والد علّامه طهرانی هستم. خیلی خب. به من چه مربوط است؟ چرا من بیایم این را به رخ شما بكشم؟! چه فرقی بین من و شما هست؟! شما چه گناهی كردید كه پسر ایشان نشدید؟! اگر قرار باشد من بیایم اینجا خودم را بگیرم: بله، همه بیایید بنشینید! هرچه می‌گویم گوش بدهید، سرتان را هم نباید بالا كنید، اگر بخواهید تخطّی بكنید دیگر ما را به خیر و شما را به سلامت!

  • می‌گویید آقا چه خبر است؟! بابا! بابایت هم كه همچین كاری نمی‌كرد! ما در زمان حیاتش ما یك همچنین ...

  • این‌حرفها را زده‌اند! بعد از فوت مرحوم آقا از این حرف‌ها زدند. علّت اینكه ما اختلاف پیدا كردیم با یك عدّه سر همین‌ها بود دیگر: كسی اینجا سرش را نباید بلند كند!

  • چیه آقا؟! حالا ما سرمان را بلند كردیم چه شد؟

  • «كسی اینجا حرف نباید ...»، «كسی اینجا ...»، «كسی ...»

  • این چیزها نبوده! زمان پدر ما این حرف‌ها نبوده، این مسائل نبوده. توجّه می‌كنید؟ حالا من پسر مرحوم آقا هستم، خیلی خب. خدا یك لطفی كرده، یك فضلی كرده، یك توفیقی داده من به ایشان منتسب هستم. باید این را در خودم نگه دارم نه اینكه در بیرون این را خرج كنم. اگر بخواهم بیرون این را خرج كنم خدا می‌گوید: چه كسی تو را پسر او كرد؟ مگر كار دست تو بود؟! مگر تو عرضه داشتی كه بیایی حالا فرض بكنید ... حالا كه از طرف دیگر است، پس حواست جمع باشد. برای اینكه حواست جمع باشد یك قهّاریتی می‌آید، یك گوش را می‌گیرد یك پیچ می‌پیچاند: این برای این كه یك وقت یادت نرود كه هستی! مواظب باش!

/