
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
11لذا شما میبینید دست به یك كارهایی میزنید، یك اعمالی انجام میدهید، یك مسائلی انجام میدهد نه قبح سرش میشود، نه خوبی سرش میشود، میگوییم: آقا این كار شما قبیح است؟ میگوید: آقا قبیح چیست، كار خودت را بكن به كسی كار نداشته باش!
قبح به طور كلی از بین میرود، كار خودت را بكن یعنی چه؟ این مسائل انسان را میكشاند به یك اموری كه آن امور دیگر برای كسی قابل تحمل نیست، حساب دارد، هر چیزی حساب و كتاب دارد، چرا؟ چون عقلش را گذاشته كنار، فهمش را گذاشته كنار، فهم كنار برود، شیطان میآید و مسائل دیگر را جایگزین این فهم میكند.
علت اینكه این بزرگان، این همه تأكید میكردند روی مسئلۀ فهم، روی بهكارگیری عقل، به خاطر این است كه: اگر انسان این مطلب را ندیده بگیرد، مخصوصاً برای كسی كه سالك راه خداست، و میخواهد به آن دستور عمل كند. اگر انسان همراه با عمل به آن دستورات از قدرت عقلانی و قوه عقل بهره نگیرد، آن دستورات به واسطه آثاری كه دارند كمكم، كمكم میآیند در انسان ایجاد توهم میكنند. وقتی كه ایجاد توهم كردند انسان میگوید: خُب این قضیه درست است. وقتی ایجاد توهم كردند انسان بدون ملاحظه تبعات این كاری كه دارد انجام میدهد اقدام میكند، خبر از این ندارد كه این كارش چه تبعاتی دارد، شش ماه دیگر، دو ماه دیگر، یك سال دیگر، بالاخره همه چیز كه اینطور نمیماند، این چه تبعاتی دارد، میآید انجام میدهد یكدفعه میبیند عجب! در چه باتلاقی فرو رفته كه دیگر نمیشود دربیاید، در چه باتلاقی رفت كه دیگر نمیتواند از آن خلاصی پیدا بكند.
خُب چرا از اول دل و دین خودت را به دست هویٰ و هوس سپردی؟ و عقل و قدرت تمییز را كنار گذاشتی تا اینكه به اینجا برسی؟ چرا باید اینطور باشی؟ مگر بزرگان كم تذكر میدادند، مگر كم توجه میدادند، مگر كم تنبه میدادند نسبت به اینگونه مسائل.
