
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
12سلوك يعنى شما حداكثر توانى كه داريد بتوانيد از عقل بگيريد، اين معناى سلوك مىشود. آنجاست كه دیگر عبادتتان جان پیدا میكند و شما را میتواند بكشاند، اعمالتان در راستای رضای پروردگار همه در یك راستا قرار میگیرد. مسئله عقل و مسئله فهم این، به این راحتی نیست كه انسان از كنارش بخواهد همینطور بگذرد. وقتى كه انسان عقل را كنار بگذارد تمام كارهايش مىتواند با توجيهات شيطانى شكل پيدا بكند!
یك نفر رفته بود در یك مجلسی دیده بود دارند در مورد یك بنده خدایی غیبت میكنند و حتی تهمت میزنند، گفته بود كه: خُب فلانی شما كه دارید الان این حرفها را میزنید میدانید كه حداقلش این غیبت است، واقعش كه این تهمت است، فلانكس چنین كاری انجام نداده، تو داری تهمت میزنی، حداقلش این است كه غیبت است، آیا شما دستور دارید بر اینكه بیایید و نسبت به یك مؤمنی غیبت كنید و عیب او را بخواهید بگویید؟ او برداشته گفته بود كه: چون این مخالف با فلانكس هست كه محبوب ماست، لذا هرچه را كه به او بگوییم هیچ اشكالی ندارد! این را میبینید، كنار گذاشتن عقل و غلبه آن هوس، هوسی كه در قالب محبت به آن محبوب حالا یا استادش یا مرشدش، یا فرض كنید كه شخص دیگر، در آن راستا میآید برای او موجه میشود، میگوید: نه اشكال ندارد. یعنی واقعاً میگوید! نه اینكه بخواهد از سر ... یعنی در ته دلش این است كه: نه هیچ اشكال ندارد، ما به هر وسیله بتوانیم این را بكوبیم هیچ اشكال ندارد! خدا راضی است! پیغمبر هم راضی است! حالا دروغ باشد، باشد؛ چون مخالف با استاد ماست، مخالف با محبوب ماست، مخالف با آن كسی است كه ما میخواستیم. ولی عقل چه میگوید؟ میگوید: شما در عالم بدتر از شمر دیدهاید یا ندیدهاید؟ شما در عالم بدتر از یزید دیدهاید یا ندیدهاید؟ اگر یزید كاری انجام نداده شما بگویید انجام داده برای شما تهمت در پروندهتان مینویسند!
