
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
اهمیت جایگاه عقل در رشد و کمال انسان
14چند شب پیش یك جایی بودیم، یك مجلسی بود من بودم، من نمیخواستم در آن مجلس شركت كنم، تقریباً اجبار بود با خودم گفتم: من امشب این مجلس را میگذارم محك برای كار خودم، اگر من از افرادی كه آمدند صداقت دیدم، آنوقت میدانم چه كار كنم، اما اگر صداقت ندیدم آنوقت میدانم چه كار كنم. آمدیم در آن مجلس، در چشم من طرف نگاه میكرد و دروغ میگفت، توجه میكنید؟! اهل علم، معمم، و مثلا چیزهای دیگر، مسائل دیگر ...
شما میخواهید بیایید اینجا، میخواهید بیایید یك مسئلهای را مطرح كنید، چرا میترسی از راست صحبت كردن؟ چرا؟! مگر از دروغ چه چیزی نصیبت میشود؟ اشتباهی شده، بگو: آقا من در خصوص این قضیه اشتباه كردم، صاف بگو. اشتباه نشده، بگو خُب اشتباه نكردم.
یك دفعه من مشهد رفته بودم با چند نفر از دوستان بودیم. از حرم برمیگشتیم گفتیم كه یك سوغاتی هم برای دوستان ـ برای ایران نبودند ـ یك مقداری سوغاتی از این چیزها بگیریم كه اینها میخواهند بروند، ببرند. رفتیم مغازهای كه از این زرشك و زعفران و نبات و از این سوغات مشهد دارند. رفتیم آنجایی كه من مدتها از آن مغازه میگرفتم، برای خودمان، برای كسانی دیگر و دوستان، آنها هم بودند همراهم ـ دو سه نفر ـ رفتم دیدم آن شخص نیست و شاگردش هست، گفتم: خود فلانی نیست؟ گفت: نه، رفته دواخانه و برمیگردد، شما همینجا بایست برمیگردد. پنج دقیقه، ده دقیقه ایستادیم، نیامد. گفتم كه: آقا بعد برمیگردیم الان كار داریم برویم بعد دوباره ... با او تماس گرفت گفته: به حاج آقا بگو كه من رفتم مسجد! حالا كه یعنی چه؟!
بعد این شاگرد یك مقداری هم چنین سر و وضعش، یك خرده خلاصه حالش خوب بود، این را دست گرفته بود و هی میگفت: تو كه رفتی دواخانه چرا حالا میگویی من رفتم مسجد؟! تو دواخانه رفتی؟ مدام میگفت. یك خرده میگویم حالش چیز بود و ما هم میخندیدیم از دستش. گفت: تو دواخانه رفتی، دروغ خوب است، دروغ واجب است، هی میگفت: دروغ خوب است، واجب است!
