اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

مکتب عرفان، بدون شخصیت‌گرایی و مدافع کرامت انسانی

14٬572

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا عرفان را مکتبی بر پایۀ عقلانیت و روشنگری معرفی کرده و از حقِ طبیعیِ هر انسان برای قانع شدن و شناختِ مسیر می‌گویند. ایشان با گلایه از رواجِ توجیه به‌جای اصلاح اشتباه، به فضای غبارآلودِ جنگ جمل اشاره می‌کنند؛ جایی که وجاهتِ شخصیت‌ها باعث تحیّر مردم در تشخیصِ جبهۀ حق شد. آیت‌الله طهرانی توضیح می‌دهند که در چنین گره‌های کوری، عقلِ بشری به‌تنهایی در برابر فریب‌های شیطان کافی نیست و فقط اتصال به مقام ولایت نجات‌دهنده و مایۀ آرامش انسان است. در ادامه، توصیۀ امیرالمؤمنین را شرح می‌دهند که ملاک اصلی شناخت راه درست، شناخت خودِ حق و شناخت خودِ باطل است؛ و روش‌هایی عملی برای شناخت حق بیان می‌فرمایند. در پایان، مکتب عرفان را مکتب اهل‌بیت و مکتب آشتی و صداقت و فطرت معرفی می‌کنند و روش امام صادق را محافظ حرمت انسان‌ها فراتر از مرزبندی ادیان معرفی می‌کنند.

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا عرفان را مکتبی بر پایۀ عقلانیت و روشنگری معرفی کرده و از حقِ طبیعیِ هر انسان برای قانع شدن و شناختِ مسیر می‌گویند. ایشان با گلایه از رواجِ توجیه به‌جای اصلاح اشتباه، به فضای غبارآلودِ جنگ جمل اشاره می‌کنند؛ جایی که وجاهتِ شخصیت‌ها باعث تحیّر مردم در تشخیصِ جبهۀ حق شد. آیت‌الله طهرانی توضیح می‌دهند که در چنین گره‌های کوری، عقلِ بشری به‌تنهایی در برابر فریب‌های شیطان کافی نیست و فقط اتصال به مقام ولایت نجات‌دهنده و مایۀ آرامش انسان است. در ادامه، توصیۀ امیرالمؤمنین را شرح می‌دهند که ملاک اصلی شناخت راه درست، شناخت خودِ حق و شناخت خودِ باطل است؛ و روش‌هایی عملی برای شناخت حق بیان می‌فرمایند. در پایان، مکتب عرفان را مکتب اهل‌بیت و مکتب آشتی و صداقت و فطرت معرفی می‌کنند و روش امام صادق را محافظ حرمت انسان‌ها فراتر از مرزبندی ادیان معرفی می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

13
  • آن ‌کسی که به من می‌تواند بگوید ”صدایت درنیاید“، فقط امامِ زمان است؛ فقط اوست؛ در مقابلِ او سکوت! ولی هرکسِ دیگر باشد، اگر دلیل [بیاورد] می‌پذیریم؛ اگر [دلیل] نداری، نمی‌پذیریم؛ هرکسی می‌خواهی باش!

  • این مکتب، مکتبِ عرفان و مکتبِ سلوک است. باید از حق تبعیت کرد. تهدید، توجیه، ملاطفت، رشوه، تطمیع [و] اینها راه ندارد. آنچه هست، حریت، اختیار، انتخاب و آزادی است.

  • با شناخت حق و باطل، اهل حق شناخته می‌شوند

  • این مکتب به انسان این را می‌گوید: «اِعرِفِ الحَقَّ تَعرِف أهلَه؛ اِعرِفِ الباطِلَ تَعرِف أهلَه.» دیگر مطلب تمام است: «اول برو حق را بشناس؛ بعد، اهلش را می‌شناسی.»

  • بنده در شرحِ بعضی فقرات وصیّت‌نامۀ امیرالمؤمنین [این مطلب را شرح داده‌ام]. که [این تألیف] دارد تمام می‌شود؛ [کلمات حضرت را] ترجمه [کرده‌ام] و تا حدودی هم جملاتی خودمان اضافه می‌کنیم.

  • این وصیّت حضرت در حاضرَین به امام حسن است که بسیار وصیت عجیبی است. خیلی بزرگان تأکید داشتند که این وصیّت‌نامه را همه بخوانند و داشته باشند. الحمدالله خداوند توفیق داده که ما مشغول شدیم و پس از خلف وعده‌هایی که کردیم، شاید تا یک هفتۀ دیگر، اگر بَدایی حاصل نشود و توفیق پیدا کنیم، در این سفرمان این را دیگر تمام کنیم.1

  • روش‌هایی عملی که می‌توان با آن حق را شناخت

  • من در [شرح] بعضی [فقرات] این مسئله را گفتم [که] اوّل باید رب و حق را شناخت. با معیارهایی که در دست داریم، باید اوّل حق را بشناسیم. خدا هم کمک می‌کند؛ عقل و فطرت و وجدان را به کمک انسان می‌فرستد؛ وقتی [اینها را] فرستاد، انسان حق را می‌فهمد و بعد با آن حق، افراد را محک می‌زند: این چقدر نزدیک است، آن چقدر نزدیک است، آن چقدر دور است.

  • [همچنین] باید انسان باطل را بشناسد؛ وقتی باطل را شناخت [می‌فهمد اهل آن چه کسانی هستند. چیست]. حق چیست؟ صدق است! یکی از مبانی حق، صداقت است.2 حالا اگر یکی دروغ گفت، بگذارش کنار دیگر. شوخی نداریم. اگر یکی [عمداً] دروغ گفت، نه اینکه اشتباه کند، بلکه دروغ بگوید دیگر نباید انسان بگوید: «إن‌شاءالله گربه است و سینه‌اش درد گرفته!» دروغ، دروغ است.

    1. هم‌اکنون این کتاب با عنوان حیات جاوید توسط انتشارات مکتب وحی به زیور طبع آراسته گشته است.
    2. رجوع شود به حیات جاوید، ص 71 ـ 79.
/ 260