اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

مکتب عرفان، بدون شخصیت‌گرایی و مدافع کرامت انسانی

14٬572

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا عرفان را مکتبی بر پایۀ عقلانیت و روشنگری معرفی کرده و از حقِ طبیعیِ هر انسان برای قانع شدن و شناختِ مسیر می‌گویند. ایشان با گلایه از رواجِ توجیه به‌جای اصلاح اشتباه، به فضای غبارآلودِ جنگ جمل اشاره می‌کنند؛ جایی که وجاهتِ شخصیت‌ها باعث تحیّر مردم در تشخیصِ جبهۀ حق شد. آیت‌الله طهرانی توضیح می‌دهند که در چنین گره‌های کوری، عقلِ بشری به‌تنهایی در برابر فریب‌های شیطان کافی نیست و فقط اتصال به مقام ولایت نجات‌دهنده و مایۀ آرامش انسان است. در ادامه، توصیۀ امیرالمؤمنین را شرح می‌دهند که ملاک اصلی شناخت راه درست، شناخت خودِ حق و شناخت خودِ باطل است؛ و روش‌هایی عملی برای شناخت حق بیان می‌فرمایند. در پایان، مکتب عرفان را مکتب اهل‌بیت و مکتب آشتی و صداقت و فطرت معرفی می‌کنند و روش امام صادق را محافظ حرمت انسان‌ها فراتر از مرزبندی ادیان معرفی می‌کنند.

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ابتدا عرفان را مکتبی بر پایۀ عقلانیت و روشنگری معرفی کرده و از حقِ طبیعیِ هر انسان برای قانع شدن و شناختِ مسیر می‌گویند. ایشان با گلایه از رواجِ توجیه به‌جای اصلاح اشتباه، به فضای غبارآلودِ جنگ جمل اشاره می‌کنند؛ جایی که وجاهتِ شخصیت‌ها باعث تحیّر مردم در تشخیصِ جبهۀ حق شد. آیت‌الله طهرانی توضیح می‌دهند که در چنین گره‌های کوری، عقلِ بشری به‌تنهایی در برابر فریب‌های شیطان کافی نیست و فقط اتصال به مقام ولایت نجات‌دهنده و مایۀ آرامش انسان است. در ادامه، توصیۀ امیرالمؤمنین را شرح می‌دهند که ملاک اصلی شناخت راه درست، شناخت خودِ حق و شناخت خودِ باطل است؛ و روش‌هایی عملی برای شناخت حق بیان می‌فرمایند. در پایان، مکتب عرفان را مکتب اهل‌بیت و مکتب آشتی و صداقت و فطرت معرفی می‌کنند و روش امام صادق را محافظ حرمت انسان‌ها فراتر از مرزبندی ادیان معرفی می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

چگونه در فتنه‌ها حق را بشناسیم؟

8
  • چقدر انسان راحت است؛ شب با خیالِ راحت سر بر متکا و بالش می‌گذارد و می‌خوابد. خیالش راحت است که «الحمدلله در آن قضیه من نیستم و کارِ من نبوده و مسئولیتی نسبت به [آن] مطلب نداشته‌ام.»

  • توصیۀ امیرالمؤمنین به متحیّری که تشخیص جناح حق برای او مشکل بود

  • یک شخصی در همین کورانِ جنگ آمد پیش امیرالمؤمنین علیه‌السلام [و گفت]: «یا علی! دارم از بین می‌روم؛ دینم دارد از بین می‌رود.» خدا نجاتش داد. حضرت فرمودند: «می‌دانم چه شده؛ تو الآن نگاه کرده‌ای به افرادی که در مقابل هستند و نگاهی هم به ما کرده‌ای؛ گیج شده‌ای، قاطی کرده‌ای و نمی‌دانی چه کنی. این به‌خاطر این است که مطلب در دست تو نیست؛ تو به ظاهر نگاه کردی؛ نگاه به عمامه‌های خیلی قشنگ و مرتب و خیلی میزان کردی؛ نگاه به این ریش‌ها و محاسن کردی؛ نگاه به این سابقه‌ها کردی؛ نگاه به موقعیت اجتماعیِ زنِ پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم کردی.» آیۀ قرآن دارد: ﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰ﴾؛1 در خانه بنشینید و بیرون نیایید. خب، اینکه الآن آمده بیرون، تو نمی‌روی بگویی: «آخر ای زن! برای چه با قرآن مخالفت کردی؟»

  • بعد از جنگ جمل، محمد بن ابی‌بکر (برادر عایشه) رفت به خیمۀ عایشه، [پردۀ] خیمه را بالا زد و یک حرفِ تندی زد. حالا من آن حرف را نمی‌زنم. گفت: «خجالت نکشیدی که آبروی شوهرت پیغمبر را بردی؟ این دستوری بود که شوهرت به تو داده بود؟» برادرش آمده دیگر! [و گفت:] «به‌جای اینکه در خانه بنشینی و حریم رسولِ خدا [را] حفظ کنی، بلند شدی به جنگ با خلیفۀ مسلمین بیرون آمدی؟! تو که از همه بهتر می‌دانی که علی از آن تهمت‌هایی که شما راجع به خونِ عثمان می‌زنید، ذمه‌اش2 بَری است.»3 برادرش بود! حضرت [امیرالمؤمنین] می‌فرمودند: «این محمد بن علی است.»4 و [محمد بن ابی‌بکر] می‌گفت: «به من محمد بن علی بگویید؛ این ننگ است که مرا به اسمِ پدرم صدا کنید!»5

    1. سورۀ احزاب (33) آیۀ 33. امام شناسی،‌ ج 13،‌ ص 109، تعلیقه:
      «”و در خانه‌هاى خود متمكّن و مستقر گرديد و مانند دوران جاهليت با خودآرايى بيرون مشويد.“ اين آيه خطاب به زن‌هاى رسول خدا صلّى‌الله‌عليه‌و‌آله است و رسول خدا با نصيحت به عایشه اشاره مى‌فرمايد كه تو را با جنگ جَمَل و شتر‌سوارى در ميدان جنگ به‌عنوان سر‌كردۀ سپاه چه‌كار؟! اى زن در خانۀ خود بنشين و بر اساس شهوت و حبّ رياست و كينۀ ديرينه با على عليه‌السلام از قعر خانۀ خود بيرون مشو!»
    2. مسئولیتی که بر گردنِ شخص است. (محقق)
    3. رجوع شود به الجمل و النّصرة، ص 369؛ وقعة الجمل، ص 145؛ الأخبار الطّوال، ص 151؛ الإمامة و السّیاسة، ج 1، ص 98.
    4.  الغارات، ج 1، ص 198:
      «قَالَ[أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ علیه‌السّلام]: وَ مَا يَمْنَعُنِي أَنَّهُ كَانَ لِي رَبِيباً وَ كَانَ لِبَنِيَّ أَخاً وَ كُنْتُ لَهُ وَالِداً أَعُدُّهُ وَلَداً».
      شرح نهج البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج 6، ص 53:
      «قال علیٌ علیه‌السّلام: محمّدٌ ابنی مِن صُلبِ أبی بکرٍ.»
    5. رجوع شود به شرح نهج البلاغة، ابن‌أبی‌الحدید، ج 6، ص 53؛ الإمامة و السّیاسة، ج 1، ص 55؛ أنساب الأشراف، ج 5، ص 557.
/