
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
کرج : اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
توضیحات:
کرج : اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
23خدا رحمت كند یكی از دوستان ما را مرحوم حاج حسن بیاتی از دوستان مرحوم پدر ما بودند از شاگردان مرحوم آقای انصاری بودند و خیلی تعبیری كه مرحوم آقا میآوردند این است كه: به اندازه هر موی سفید در صورت او یك تجربه سلوكی دارند.
خیلی بنده با ایشان نزدیك بودم و ایشان خیلی اظهار محبّت میكردند و در آخر عمر هم بحمداللَه مشمول دستگیری ویژه مرحوم آقا قرار گرفتند. آقا دستگیری خاص كردند! و دیگر خوش به حالشان! و از این مطالب گذشتند.
ایشان بعد از فوت مرحوم آقای انصاری با خیلی از دوستان ارتباط داشتند و آشنایی داشتند. در عین حال كه مرام حقّ مرحوم آقا و استاد ایشان را میپذیرفتند، ولی دور كردن آنها هم از دل ایشان مشكل بود. حالا یكی پانزده سال با یكی ارتباط دارد، خانهاش رفته، با هم آب و نان و نمك خوردهاند، با هم مسافرت كردهاند، ولی آن وقتی كه راهش راه خلاف هست، همین نفس تصوّری كه انسان از او در درون خود دارد، این اثر سوء را میگذارد. این را خدا قرار داده است.
... *** رو كه در یك دل نمیگنجد دو دوست. دل انسان یك دوست میپذیرد، یعنی یك محبّت. محبّت افرادی كه در راهش هستند، همراه با او هستند، و با او همطریق هستند و اگر قرار بر این باشد كه دیگران هم داخل در این دل بشوند، با یك دست دو هندوانه نمیتوان برداشت. این است! یعنی جریان خلقت این است. مسیر عالم این است. مسیر تربیت این است.
ایشان میگفتند: من محبّت اینها هم در دلم بود، در عین حالی هم كه با اینها خیلی هم ارتباط نداشتم.
یك روز نشسته بودیم با مرحوم آقا گفتند با پدرتان نشسته بودیم، البته ایشان قبل از زمان مرحوم آقا از دنیا رفتندها. یك چند سالی قبل از فوت ایشان گفتند: نشسته بودیم، یك دفعه این صحبت شد كه من یك وقتی مرحوم آقا میفرمودند. البته خب خیلی مرحوم آقا هم با لطائف الحیلی مطالب را بیان میكردند و خیلی عیب طرف را به رویش نمیآوردند میگفتند یك وقتی به دل خودم مراجعه میكردم یعنی حالا دارند به این میگویند من به دل خودم مراجعه كردم دیدم كه با وجود این كه نسبت به بعضی از دوستان سابق محبّت دارم، این محبّت آقای حدّاد به طور تامّ و تمام به دل من نمینشیند. لذا گفتم یا باید این را اختیار كرد، یا باید آن را اختیار كرد و من دیدم این را اختیار میكنم. لذا آن محبّت را از دل خودم بیرون كردم. این مرحوم بیات میگفت: تا من این را شنیدم رو كردم به ایشان و گفتم: من هم بیرون كردم! همان جا یك تصمیم ... دیگر دیدم هیچ نیست! هیچ وجود ندارد! فقط یك طرف است! و از آن موقع دیدم اصلا حالم دارد شروع به فرق كردن میكند، حالم شروع به تغییر كردن كرده، وضعم شروع به فرق كردن كرده، حالم شروع به فرق كردن كرده است.
