
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
کرج : اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
توضیحات:
کرج : اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
اهمیت توجه سالک به خود و رفتار و مسائل خود
9شروع میكند با بچهها بازی كردن! بچههای كوچك!
كی الآن در این دوره از امثال من، من و امثال من یك همچنین كاری میكند؟
الآن یك قضیهای یادم آمد، خوب است بگویم برای رفقا. حیف است.
داشتیم میرفتیم منزل مرحوم علّامه طباطبائی، در زمان سابق، زمان شاه، در همان زمان من تقریبا سنّم حدود چهارده پانزده سال بود.
مرحوم علّامه طباطبائی رضوان اللَه علیه تابستانها به مشهد مشرّف میشدند. مشرّف میشدند مشهد و در همین خیابان خسروی یك منزل میگرفتند و افراد هم میآمدند در آنجا و خود ما هم برای استفاده از ایشان به آنجا میرفتیم، ظاهرا هر یك روز در میانی، هفتهای سه روزی مجلس داشتند. افراد از هر طبقهای ... بسیاری از افرادی كه الان هستند یادم میآید در آن مجلس شركت میكردند. میآمدند سؤالات را از هر جا میپرسیدند و ایشان هم جواب میدادند.
یك روز كه بین این ایام به اصطلاح جلسات ایشان بود، به اتّفاق مرحوم آقا و دو نفر دیگر، یكی از آن دو نفر را همه میشناسند. خیلی مرد معروفی است و همه میشناسند. از قوم و خویشها و انساب ایشان میباشند، داشتیم به منزل مرحوم علّامه طباطبایی میرفتیم.
در كوچه داشتیم میرفتیم و صحبت از این بود كه این خصوصیات علّامه را شما كجا میتوانید پیدا كنید؟! این روش علّامه، این مرام علّامه، در كجا؟ در چه شخصی؟! در چه مصداقی؟! در چه شاكلهای میتوانید پیدا كنید؟!
بعد میگفتند: الآن یك مثال برای شما میزنم.
مرحوم آقا میفرمودند به آن شخص، به آن سید، این را فرمودند: پیغمبر داشتند صحبت میكردند بالای منبر جلوی جمعیت. یك مرتبه امام حسین علیه السلام از منزل وارد میشود، طفل خردسالی بود، گریه میكرد، حالا علّت گریهاش چه بود ... گریه میكرد، حضرت از منبر پایین آمدند، و حضرت را بغل كردند، آوردند بالای منبر كه صحبت میكردند، بغل خودشان نشاندند كه هم ساكت بشود و هم به صحبتهایشان ادامه بدهند.
