
تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾
تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج از ظلمات و نور
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در این جلسه با محوریتِ آیۀ ﴿ٱللَهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾، «تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج انسان از ظلمات و نور» را مطرح میکنند. بحث با این آغاز میشود که «کفر» یعنی پوشاندنِ «واقعیت هستی» و ایمان حقیقی یعنی پذیرش آن؛ و واقعیتِ هستی، ولایت مطلق خدا بر تمام موجودات است، که بسیاری از مسلمانان و حتی اهل سلوک، به این پذیرش کامل آن نرسیدهاند. سپس میفرمایند اهل ایمان به میزان پذیرش واقعیات عالَم، از ظلمت بهسوی نور حرکت میکنند و نپذیرفتن این واقعیات موجب حرکت به ظلمت و ظهور یافتن عیبهای پنهان انسان خواهد شد. در ادامه این مطلب مطرح میگردد که ولایت طاغوت، کافران را در مسیر ظلمت تثبیت، و موانع آنان را برای انکار حق رفع میکند، اما حقیقت قابل انکار نیست و بالاخره روزی آشکار خواهد شد.
تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، در این جلسه با محوریتِ آیۀ ﴿ٱللَهُ وَلِيُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾، «تأثیر ولایت خدا و طاغوت در خروج انسان از ظلمات و نور» را مطرح میکنند. بحث با این آغاز میشود که «کفر» یعنی پوشاندنِ «واقعیت هستی» و ایمان حقیقی یعنی پذیرش آن؛ و واقعیتِ هستی، ولایت مطلق خدا بر تمام موجودات است، که بسیاری از مسلمانان و حتی اهل سلوک، به این پذیرش کامل آن نرسیدهاند. سپس میفرمایند اهل ایمان به میزان پذیرش واقعیات عالَم، از ظلمت بهسوی نور حرکت میکنند و نپذیرفتن این واقعیات موجب حرکت به ظلمت و ظهور یافتن عیبهای پنهان انسان خواهد شد. در ادامه این مطلب مطرح میگردد که ولایت طاغوت، کافران را در مسیر ظلمت تثبیت، و موانع آنان را برای انکار حق رفع میکند، اما حقیقت قابل انکار نیست و بالاخره روزی آشکار خواهد شد.
تفسیر آیۀ ﴿الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلي النور﴾
18درست شد؟!
آن یكی میآید قَمه را طوری میزند در سرش كه از نخاعش درمیآید!
این دیگر اصلا آقا فانی در ولایت! این خوب است، اینها!
انقدر سینه بزنید كه غش بكنید كه بیفتید تا ملحق به سیدالشّهداء بشوید! اینها را مگر تا به حال به ما نمیگفتند؟ همین حرفها را میزنند دیگر. اینهایی كه تا به حال میگویند، سینه بزنید، داد بزنید، هركس فلان میكند ... بزنید لباسهایتان را دربیاورید، بپّرید بالا، بپّرید پایین ... آن هم شیوههای جدیدی كه درآمده كه واقعا به درد هنرپیشگی سینما بهتر میخورد تا به درد عزاداری امام حسین.
درست شد؟ تا به حال به ما این را میگفتند، كسی نیامده بگوید به جای نگاه كردن به تیر و سنانی كه بر این بدن فرو رفت، به آن فكر و عقل و اهداف این شخص نگاه كن. این حرف را كسی نیامده به ما بزند.
تا به حال به ما میگفتند به سنگها نگاه كنید كه بر ابیعبداللَه خورده، به تیرها نگاه كنید كه بر چشم قمر بنیهاشم خورده، به آن تیر سه شعبه نگاه كنید كه بر گلوی علی اصغر خورده است. اما امام حسین چرا علی اصغر را آورد، به آن چرا نگفتند نگاه كنید؟ امام حسین كه میداند بچهاش شهید میشود، برای چه بچه شش ماههاش را میآورد جلوی جمعیت كه آن حرمله این كار را انجام بدهد؟! به آن چرا نگفتند نگاه كنید؟! به آن هدف نگفتند كه نگاه كنید. ما را در همین سطح پایین نگه داشتند. بزنید بر سرتان امام حسین را كشتند، بزنید برسرتان اباالفضل را چكار كردند، ای بزنید بر سرتان، سینه بزنید ...
خیلی خب، سینه زدیم چه شد؟! هی سینه زدیم، هی بر سرمان زدیم، خب چه شد؟! چه گیرمان آمد؟! چه فهم اضافهای پیدا كردیم از این همه سینه زدن، از این همه روضه؟! چه فهمی پیدا كردید؟! چه بینشی پیدا كردید؟! چه قدر به امام حسین نزدیك شدیم؟! چه قدر به اهداف امام حسین كه به خاطر آن هدف كربلا آمد ما اطّلاع پیدا كردیم؟! آیا توانستیم آن اهداف را در زندگی خودمان هم پیاده كنیم؟! هان؟! آن كسی كه بلند میشود در روضه امام حسین آن شیخی كه عربده میكشد و وقتی به او میگویند كه نگاه كن به مسائل و فجایع و قضایایی كه در دور و بر ما وجود دارد، میگوید: كجا وجود داره؟! ابداً! همه چی صلح و سلامته، همه چی خوبه! همه فلانه ...
