
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
توضیحات:
وجوب جریان عدالت در رابطه با خدا، مردم و خود شخص. امیرالمؤمنین علیه السّلام میزان عدالت. نظر علمای متعصب مصری نسبت به علّت علاقه شیعیان به ائمۀ خود. پاسخ به اتهامات احمد امین و دیگران، علیه شیعه. پاسخی دیگر به احمد امین و همفکرانش. پاسخی دیگر به این افترا. داستان عقیل و امیرالمؤمنین علیه السّلام. داستان عقیل به نقل از شیخ محمّد جواد مغنیه. روضۀ حضرت. عیادت أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السّلام. سفارش امیرالمؤمنین علیه السّلام نسبت به قاتل خویش.
امیرالمؤمنین علیه السلام محور عدالت و میزان حق
11«یا أخی رَکَبَنا دَینٌ عَظیم؛ بار قرض من خیلی سنگین شده است!»
حضرت فرمودند: «من که چیزی ندارم، این عطایی که از بیتالمال باید قسمت بشود من تمام سهمیۀ خودم را به تو میدهم!»
گفت: «من از آنجا بلند شدم آمدم اینجا برای اینکه عطای تو را بگیرم؟! این عطا که دردی از من دوا نمیکند! بیت المال، این عطائی را که آوردند و بین تمام مسلمین باید قسمت کنند هر کس سهمیّۀ خود را بگیرد، تو هم که والی و حاکمی، سهمیّۀ یکی از افراد عادی را میگیری، اینکه دردی از من دوا نمیکند!»
حضرت فرمودند: «واللَه لو کانَ لی مالٌ لأعطَیتُک!1 اگر خودم مال شخصی داشتم به تو میدادم، میدانی که من هم چیزی ندارم.»
عقیل فکری کرد و گفت: «اگر بروم پیش آن مرد، نسبت به من بهتر از تو دستگیری میکند!» (مقصودش معاویه بود!)
حضرت فرمودند: «أهلًا و سهلًا [راشدًا مهدیًّا]؛ خُب میل خودت است، هرجا میخواهی بروی برو!»
عقیل حرکت کرد آمد به شام، رفت پیش معاویه. معاویه به عقیل سیصد هزار درهم داد، بعد گفت: «عقیل حالا من بهترم یا برادرت؟!»
عقیل گفت: «تو بهتر هستی برای دنیای من، امّا برادر من بهتر است برای آخرت من و برای دین من!»2 سیصد هزار درهم! اینها مال کیست؟ مال مسلمانهاست؛ جمع میکند و بین اطرافیان خود قسمت میکند! مرد سیاسی و چقدر زمینه شناس است! و برای ربودن قلوب اصحاب امیرالمؤمنین، کیسههای زر و کیسههای نقره میفرستد و افراد را به سمت هدف و نیّت خود میکشاند.
ولی امیرالمؤمنین همچنین آدمی نیست که اموال بیتالمال مسلمین را به برادرش بدهد، اموال بیتالمال مال مسلمین است؛ همینطوری که نمیتواند دست عقیل را بگیرد بیاورد در بازار ببرد داخل یک دکانی، دخل آن طرف را در جیب برادرش خالی کند!
چرا امیرالمؤمنین اینکار را نمیتواند بکند؟ برای اینکه مال مردم است، مال مردم را که نمیشود به برادر داد؛ مال بیتالمال که سهم تمام افراد مسلمین است، از عطایای آن هم نمیتواند به برادر بدهد و بگوید بقیهاش را قسمت کنید؛ گرچه حالا تمام اموال زیر دست امیرالمؤمنین است. و شاید قدرت بر تصرّف داشته باشد، ولی اجازۀ در تصرّف ندارد. قلبش میزان حقّ است؛ او میگوید این مال بین تمام افراد مسلمانها باید قسمت بشود. این رویه امیرالمؤمنین بود.
- فی ظلال نهج البلاغة، ج ٣، ص ٣١٦: «واللهِ ما لی ممّا تریٰ شیئًا [شیءٌ] إلّا عطائی؛ ”به خدا قسم از آنچه میبینی چیزی جز سهم خودم برای من نیست!“»
- فی ظلال نهج البلاغة، ج ٣، ص ٣١٦؛ الإمامة و السّیاسة، ج ١، ص ١٠١.
