بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی پیرامون موضوع راهنمای سعادت و فلاح ابدی در مراسم ارتحال زوجه حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
راهنمای فلاح و سعادت ابدی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی پیرامون موضوع راهنمای سعادت و فلاح ابدی در مراسم ارتحال زوجه حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
راهنمای فلاح و سعادت ابدی
16این است، یا اخمو، كریه، زشت! وحشی!
مرحوم آقا در بیمارستان كه بودند، سه سال قبل از چیز كه بود، ناراحتی آقا پیدا كرده بودند و بنده باایشان بودم؛ هم در سیسییو و هم در بخش بودم. یك شب خوابشان نمیبرد، معمولا شبها خوابشان نمیبرد و ما برایشان شعر میخواندیم! شعر مثنوی میخواندیم و آن موقع یك حالی داشتیم، الآن دیگر آن حال را هم نداریم!
به من گفتند آقا آن كتاب آبی چه است آنجاست؟ كتاب آبی؟
گفتم: آقاجان مثنوی است!
به به! بارك اللَه! بارك اللَه!
دیگر كارمان در آمد!
بخوان برایمان!
دیگر ما روزها شروع میكردیم به خواندن و با آن انكر الاصواتی هم كه داشتیم. دیگر خودشان هم گاهی تصحیح میكردند!
یك شب این خدا حفظ كند رفیق شفیقمان آقای دكتر هم آمده بود، بعد دیده بود ما داریم میخوانیم، در را باز نكرد بیاید داخل، نیم ساعت پشت در مانده بود! بعد دیگر تمام شد و ایشان رفته بود. خیلی بود! دو بعد از نصف شب، یك بعد از نصف شب!
فردا به من گفت: آقای طهرانی خیلی خوب میخوانیها!
گفتم: چه؟!
گفت: خیال كردهای ما نمیدانیم؟ دیشب من نیم ساعت پشت در ایستاده بودم با نرسها پشت در.
گفتم: خب میآمدی داخل!
گفت: نه اگر میآمدم تو قطعش میكردی و نمیخواندی!
خلاصه میخواندیم برای مرحوم آقا از این چیزها.
التهاب داشتند، خوابشان نمیبرد و بعد دیگر با هم حرف میزدیم.
یك شب صحبتها كردند، خیلی وصیتهایی به بنده كردند و اینها كه واقعا هركدامش اگر نمیكردند من بعد از فوت ایشان شاید به مشكلاتی برمیخوردم. مطالبی فرمودند. بعد من یك خورده ناراحت شدم، همچین ...
بعد گفتند: هان چیه؟ ناراحت میشوی؟ چیه آقا؟ این حرفها چیه آقا سید محمد محسن؟ تو خیال میكنی من ناراحتم؟! تو خیال میكنی راه ما چیه؟! من خوشم! این دستشان را همین اینطوری كردند من خوشم!
همچین كشیدند این «خوشم» را كه هنوز زیر زبان ما هست! این خوشی واقعی! خوشی واقعی!

