بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی پیرامون موضوع راهنمای سعادت و فلاح ابدی در مراسم ارتحال زوجه حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
راهنمای فلاح و سعادت ابدی
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی پیرامون موضوع راهنمای سعادت و فلاح ابدی در مراسم ارتحال زوجه حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
راهنمای فلاح و سعادت ابدی
17گفتم آقاجان شما كه خب باید هم خوش باشید! ما به فكر بدبختی خودمان هستیم. گفتم باید هم خوش باشید! خب معلوم است دیگر! معلوم است خوشید!
گفتند: تو خیال میكنی ما ناراحتیم؟ ما خوشیم!
خب، یكی اینطوری میرودو با این وضعیت، یكی هم یك عمری مردم را دعوت به خدا و پیغمبر و اینها میكند، اما وقتی كه به او میگویند سرطان گرفتی، چنان روزگار بر او فرود میآید، آسمان به سرش خراب میشود؛ درب منزل را میبندد و نمیگذارد كسی اصلا عیادتش كند! آنی كه گفتند چهارماهه میمیری، سر یك ماهه میمیرد! یعنی سه ماه زودتر.
این هم یك جور رفتن است؛ توجه كردید؟ كدامش حالا به صرفه است؟ دو دو تا چهارتا كنیم؛ كدامش به صرف است؟ آنجور یا اینجور؟ آنی كه میگوید اصلا رفقا برای چه دعا میكنند هی من بمانم؟ برای چه انقدر نذر و نیاز میكنند؟ از دست ما چه میخواهند دیگر؟ با این عبارت! از دست ما چه میخواهند دیگر؟ برای چه انقدر نذر میكنند؟
این یك جور، كه میگوید اصلا من چرا دارم میمانم؟ یكی هم وقتی به او میگویند سرطان گرفتی چهار ماه دیگر میمیری، آن همچون ساعقه بر سرش میآید كه یك ماهه میكشدش! سه ماه زودتر! حالا آنطرفش بماند!
این مطلب است. پس بنا بر این نیازی به نصیحت نداریم، نیازی به چه كنیم و چه كنیم نداریم؛ همین مطلب ما را كفایت است. نگاه كنیم ببینیم خودمان چه باید بكنیم.
«فلانی! عجب! چرا اینطوری شد؟»، «این چرا رفت؟»، «این كه بابا آدم اینطوری بود، این كه این حرفها را میزد، این دیگر چرا ...»
این پروندهاش تا اینجا بود، تمام شد و رفت. حالارفتارش به نحو دیگری شده است، به ما چه مربوط است؟
فلانی كه انقدر از شما تعریف میكرد، انقدر فلان میكرد، پس این حرفهای الآنش ...؟!
نه به آن تعریفش ما نگاه كردیم آنموقع، نه به تنقید الآنش. راه خودمان را می رویم، هركس میپسندد و هركس نمیپسندد.

