اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چگونه از زیارت بیشترین ثواب را ببریم؟

ویژگی‌های روز زیارت‌مخصوصۀ امام رضا در 23 ذی‌القعده

17٬014

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، سخنان خود در این جلسه را با بیان آثار دیدار حضوری و زیارتِ ظاهری، ارتباط با رفیق سلوکی و احتیاج بی‌بدیلِ انسان به فرد خبیر آغاز می‌کند. در ادامه، آثار بسیار عجیب زیارت امام رضا را بیان می‌فرماید و سپس با بیان لایه‌ای عمیق‌تر از مسئله، این پرسش را مطرح می‌کند: «با وجود آثار زیارت، چرا در طول تاریخ، همنشینی با ائمّه برای برخی فایده نداشت؟» به نظر می‌رسد پاسخِ ایشان به این سؤال که با بیان راهکار عملیِ «پاتَک به نفْس» و نکات بسیار ظریف سلوکی همراه است، اصلی‌ترین هدف ایشان از این جلسه باشد. آیت‌الله طهرانی در پایان می‌فرماید نصیب انسان از زیارت، متناسب با همان چیزی است که از امام علیه‌السلام تقاضا می‌کند، و در زیارت باید چشم از دیدن ظواهر به مشاهدۀ ولایت امام متحوّل گردد. در خلال این مباحث، مطالبی شنیدنی دربارۀ ویژگی‌های زیارت‌مخصوصۀ امام رضا در بیست‌وسوم ذی‌القعده نیز مطرح می‌گردد.

چگونه از زیارت بیشترین ثواب را ببریم؟

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، سخنان خود در این جلسه را با بیان آثار دیدار حضوری و زیارتِ ظاهری، ارتباط با رفیق سلوکی و احتیاج بی‌بدیلِ انسان به فرد خبیر آغاز می‌کند. در ادامه، آثار بسیار عجیب زیارت امام رضا را بیان می‌فرماید و سپس با بیان لایه‌ای عمیق‌تر از مسئله، این پرسش را مطرح می‌کند: «با وجود آثار زیارت، چرا در طول تاریخ، همنشینی با ائمّه برای برخی فایده نداشت؟» به نظر می‌رسد پاسخِ ایشان به این سؤال که با بیان راهکار عملیِ «پاتَک به نفْس» و نکات بسیار ظریف سلوکی همراه است، اصلی‌ترین هدف ایشان از این جلسه باشد. آیت‌الله طهرانی در پایان می‌فرماید نصیب انسان از زیارت، متناسب با همان چیزی است که از امام علیه‌السلام تقاضا می‌کند، و در زیارت باید چشم از دیدن ظواهر به مشاهدۀ ولایت امام متحوّل گردد. در خلال این مباحث، مطالبی شنیدنی دربارۀ ویژگی‌های زیارت‌مخصوصۀ امام رضا در بیست‌وسوم ذی‌القعده نیز مطرح می‌گردد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

چگونه از زیارت بیشترین ثواب را ببریم؟

4
  • تمام خلفای بنی‌امیّه و بنی‌عباس به قرآن استناد می‌کردند

  • همین یزید بن معاویه با همین قرآن استدلال می‌کرد؛ همین مأمون خلیفۀ عباسی با همین قرآن [استدلال می‌کرد]. مأمون آدم فاضلی بود! خیال نکنید که آدم بی‌سوادی بود؛ نه‌خیر، مأمون اتّفاقاً شخص فاضلی بود،1 درس‌خوانده بود، تیز [هوش] بود، مطالبی داشت، در ریاضیات و هندسه هم قدری وارد بود. خلاصه فردی بود که با سیاست و با رندی و تمسّک به همین آیات قرآن و [تحت تأثیر قرار دادنِ] افراد، در مقابل امام رضا علیه‌السلام ایستاده بود. خلاصه یک آدم عادی نبود. همین [مأمون]، امام رضا را کنار گذاشت و خودش آمد امور را به‌عهده گرفت: نماز جمعه می‌خواند؛ منبر می‌رفت. کارش به جایی رسید که همین مأمون وقتی دید که وجود امام علیه‌السلام سدّ راه اوست، امام را از میان برداشت و کشت و مسموم کرد و فرزند رسول خدا را شهید کرد.2 آدم به اینجا می‌رسد! از یک طرف قرآن دستش است [و از طرف دیگر، آن‌طور عمل می‌کند]. خب قرآن زبان‌بسته که زبان ندارد! چه بگوید؟! [بگوید:] که «این مرتیکه دارد [با سوءاستفاده] از من حقه‌بازی می‌کند؛ دَغَل‌بازی می‌کند؛ آیه را دارد عوضی معنا می‌کند!» خب [قرآن] زبان ندارد.

  • او می‌آید می‌گوید: «منظور از قرآن منم!»، او می‌گوید: «منظور از قرآن منم!» بنی‌امیّه همین قرآن را برای حکومت خودشان و سوار شدن بر [مرکب قدرت] مستمسک قرار دادند، بنی‌عباس [هم] علیه بنی‌امیّه آمدند همین قرآن را مستمسک قرار دادند و روی بنی‌امیّه را سفید کردند! یعنی اگر بنی‌امیّه چهار امام را شهید کردند، (چون [قتلِ] امیر‌المؤمنین که توسط خوارج بود؛ بنی‌امیّه کاری نداشتند. تا امام باقر علیه‌السلام: امام حسن و امام حسین و امام سجاد و امام باقر علیهم‌السلام، چهار امام می‌شود [که] توسط بنی‌امیّه [شهید] شدند) از آن‌طرف بنی‌عباس شش امام را شهید کردند! اینهایی که آمدند علیه بنی‌امیّه و بنی‌مروان قیام کردند و [می‌گفتند]: «دین پیغمبر را [بنی‌امیّه] از بین بردند؛ ما [بر خلافت،] اَحَق هستیم! ما از نسل رسول خدا و شجرۀ رسول خدا هستیم! از یک فامیل هستیم، یک گروه هستیم، یکی هستیم. [بنی‌امیّه،] اینها ظلم کردند، اینها پسر پیغمبر را کشتند، اینها در کربلا این‌طور کردند، آن‌طور کردند... .» [بنی‌عبّاس] با همین مسائل و با همین شعارها [توانستند حکومت را به‌دست بگیرند].

    1. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به: امام‌شناسی، ج9، ص96 تا 116.
    2. رجوع شود به امام‌شناسی، ج16، ص315.
/ 380