اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام

و دیدگاه اهل معرفت نسبت به آن

15٬898

زیارت امام رضا علیه‌السلام تنها یک حضور فیزیکی در حرم مطهر نیست؛ حقیقت زیارت در معرفت، محبت و اتصال قلبی به امام تجلی پیدا می‌کند. در این سخنرانی ژرف، حضرت آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با ذکر نمونه‌هایی تاثیرگذار از حوادث تاریخی همچون بمب‌گذاری در حرم رضوی، به تفاوت نگاه انسان‌های آگاه و غافل می‌پردازند: اینکه آیا حضور در حرم امام بدون شناخت مقام و جایگاه امام، ما را به حقیقت زیارت می‌رساند یا خیر؟ پرسشی است که ایشان با تأکید بر نقش عرفان بالله و سیر و سلوک، به آن پاسخ داده و معتقدند بدون پیمودن این مسیر، معرفت واقعی به امام حاصل نمی‌شود و انسان در خطر «میتة جاهلیة» قرار می‌گیرد. اینکه «راز پنهان در نیت خالص و اتصال به باطن امام چیست؟» و «چرا برخی زیارت را نجات و برخی دیگر آن را مهلکه می‌بینند»؟ پرسش‌هایی است که حضرت استاد در این سخنرانی به آنها پاسخ میدهد.

اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام

توضیحات:

زیارت امام رضا علیه‌السلام تنها یک حضور فیزیکی در حرم مطهر نیست؛ حقیقت زیارت در معرفت، محبت و اتصال قلبی به امام تجلی پیدا می‌کند. در این سخنرانی ژرف، حضرت آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با ذکر نمونه‌هایی تاثیرگذار از حوادث تاریخی همچون بمب‌گذاری در حرم رضوی، به تفاوت نگاه انسان‌های آگاه و غافل می‌پردازند: اینکه آیا حضور در حرم امام بدون شناخت مقام و جایگاه امام، ما را به حقیقت زیارت می‌رساند یا خیر؟ پرسشی است که ایشان با تأکید بر نقش عرفان بالله و سیر و سلوک، به آن پاسخ داده و معتقدند بدون پیمودن این مسیر، معرفت واقعی به امام حاصل نمی‌شود و انسان در خطر «میتة جاهلیة» قرار می‌گیرد. اینکه «راز پنهان در نیت خالص و اتصال به باطن امام چیست؟» و «چرا برخی زیارت را نجات و برخی دیگر آن را مهلکه می‌بینند»؟ پرسش‌هایی است که حضرت استاد در این سخنرانی به آنها پاسخ میدهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اهمیت زیارت امام رضا علیه السلام

5
  • نکته‌ای جالب، مستفاد از نماز شکسته حضرت پیامبر اکرم

  • اتفاقاً یک قضیّه‌ای در اینجا هست که خیلی جالب است، پیغمبر در این بیست روز نماز را شکسته خواندند چون نمی‌دانستند می‌مانند یا نمی‌مانند، قصد ده روز نداشتند چون جنگ نکردند آن فرقه، امپراطور روم حاضر به جنگ نشد، فهمید که حضرت، پیغمبر است حاضر به جنگ نشد و برگشتند و معلوم شد که دروغ گفته بودند که قصد دارد امپراطور روم بیاید و آمده تا سرزمین شام، اینها همه دروغ بوده! حالا منافقین آمده بودند و پخش کرده بودند. و پیغمبر در این بیست روز نماز را شکسته خواندند. و اینهایی که می‌گویند در سفر و درصورتی‌که عسر و حرج باشد نماز باید شکسته باشد، بیست روز کجایش عسر و حرج بود؟ اینکه عسر و حرجی نبود، اینکه پیغمبر بیست روز در آنجا نماز را شکسته خواندند، با بیست روز در مدینه چه فرقی داشت؟ نشستند نه جنگی نه درگیری‌ای، نه مساله‌ای. حتّی داریم برای نماز شب از خیمه‌شان خارج می‌شدند و می‌رفتند در بیابان نماز شب می‌خواندند. البتّه دو یا سه نفر همراهشان بودند که محافظت کنند و خطری نباشد. 

  • امروزه می‌گویند که مساله [نماز شکسته] مساله آن سفرهاست. [در صورتی که مساله آن سفرها] که با الاغ می‌رفتند در طول روز، کجایش عسر و حرج بوده که در سفر حالا نماز دو رکعتی [خوانده شود؟] حالا اگر نماز غرقی را بگوییم، یا نماز فرض بکنید حائض و اینها را بگوییم، که برای انسان هول و هراس دارد که یک قضیّه انجام نشود [مساله فرق می‌کند]. یک وقتی نه سوار الاغ است مثلاً مسافرت آن موقع، سوار الاغ است دارد می‌رود بلند می‌شود نماز بخواند، دو رکعت اضافه می‌خواند چی می‌شود؟ حالا فرض بکنید که نه اینکه سوار الاغ است بجای چهار فرسخ سه فرسخ رفته، فقط حد عسر و حرج همان نیم فرسخ بعد است؟ یعنی همان یک کیلومتر موجب عسر و حرج می‌شود؟ این کجایش عسر و حرج است؟ کدام شخص در طول سفر از زمان حضرت آدم الی زماننا هذا و بعد هذاالزمان در سفرش به عسر و حرج افتاده که آن عسر و حرج را خدا منتاً علی‌العباد، موجب قصر در صلاه دانسته؟ درست است؟ آقا همین‌طوری می‌آیند فتوا می‌دهند و هیچ متوجه این حکم نیستند؟! آقا کسی که سفر کرده، خدا می‌گوید همین اندازه [كافي است]، ما می‌خواهیم راحتی برای شما بیاوریم. حالا در سفر رفتی هم کیفت را بکنی و ثواب چهار رکعت را بهت می‌دهند، هم دو رکعت را خدا به تو بخشیده. عسر این نیست که حتماً حلق آویزت کنند تا به تو بگویند عسر، حرج آن نیست که در بند و زنجیرت بکشند تا اسمش را حرج بگذارند. فرض کنید فقط سفر حضرت سجاد را اسمش حرج بگذارند، دیگر غیر آن سفر کاروان اسرای کربلا، خیال نمی‌کنم دیگر سفری بوده باشد که آن سفر موجب عسر و حرجی شده باشد که انسان موجب بشود نماز را قصر بکند. به این اصل، به اصطلاح اصل‌های من‌درآوری می‌گویند. و همین‌طور خیلی از این نقص‌هایی که بر این قضیّه وارد می‌شود؛ فرض کنید یک نفر خسته از راه آمده خیلی خسته و اینها، رسیده به حد ترخص؛ باید بگوییم نماز را قصر بکند چون عسروحرج است؛ درحالتی‌که باید حد ترخص باید نماز را تمام بخواند. چطور شد این عسر و حرج در سفر، موجب قصر است ولی رسیدن به حد ترخص و رسیدن به وطن موجب قصر نیست؟ اگر عسر و حرج است بسم‌الله! آن هم هست این هم هست، اگر نه، مساله مسالۀ سفر بودن است، سفربودن به عسر و حرج کار ندارد. حالا فرض کنید فردا یا پس‌فردا یک طیاره بیاورند که این طیاره از این طرف زمین انسان را بردارد در عرض یک ساعت به کرۀ ماه ببرد، ساعتی نهصدهزار کیلومتر بین تهران و کرۀ ماه، بین زمین و کرۀ ماه نهصدهزار کیلومتر فاصله است، یک طیاره‌ایی بیاید ساعتی نهصدهزارکیلومتر حرکت داشته باشد، خیلی خوب است آدم سوار بشود و بعد یک چند ساعت آنجا بماند و برگردد؛ حالا این سفر نیست چون یک ساعت سفر نیست! چون یک ساعت هست؟ بخواهد 10 روز بماند؟ نمی‌گویند سفر است. روی این حساب سفر چیست؟ سفر فقط سفر آخرت سفر می‌شود، آنجا باید نماز را شکسته خواند والا در این دنیا دیگر اصلاً سفر معنا ندارد! تهران - مشهدی که آن موقع یک ماه و نیم طول می‌کشید از تهران و جادۀ فیروزکوه می‌رفتند، الآن تهران و مشهد را یک ساعت می‌روند الآن دیگر سفر به حساب نمی‌آید؟ و هلم جراً، اینها چیزهای من درآوردی است.

/ 380